به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 به نام خداوند بخشنده ي مهربان، سپاس خداوند جهانيان، و درود بر سرورمان محمد امين و راستين وعده و بر خاندان پاک و مطهرش و بر اصحاب گرامي و عزيز و وفادار به دعوتش و رهبران رسالتش که خداوند از ما و از آنان خشنود باد.
بينندگان گرامي ... برادران مؤمن ... سلام ودرود خداوند بر شما باد.

پیشرفت وافراطی گری:

 انسان داراي عقلي است که درک مي کند و قلبي دارد که دوست مي دارد و صاحب تني است که مي جنبد. غذاي عقل علم و دانش است، و غذاي قلب دوست داشتن، و غذاي تن خوراک و آب است. وهرگاه انسان نياز عقل را با علم و دانش درست و بر آمده از وحي آسماني برآورده کند، وبا محبت مشروعي که خداوند به آن اجازه داده به نياز قلب پاسخ گويد، و همان طور که خداوند به ما امر نموده، خوراک تن را با آب و غذاي مناسب فراهم سازد، آنگاه انسان موفقي خواهد بود. اما اگر فقط به يک نياز پاسخ بگويد و به دو نياز ديگر توجه نکند آن گاه انسان دچار زياده روي شده است. وپيشرفت با افراطي گري تفاوت فراواني دارد.
بنابراين خداوند در انسان قوه ادراک را به وديعه نهاده است، چگونه؟
 برادران، جماد ماده اي است که جا اشغال مي کند، وزن دارد، و داراي سه بعد است، اين تعريف جماد است، اما گياه هم يک ماده است، جا مي گيرد، وسه بعد دارد، اما رشد مي کند، و تفاوت گياه با جمادات در رشد است، وحيوان نيز يک چيز مادي است که جا اشغال مي کند و داراي سه بعد است ومانند گياهان رشد مي کند، ولي فرقش با گياه اين است که حرکت مي کند، انسان هم موجودي مادي است که جا اشغال مي کند، وزن دارد وداراي سه بعد است ومانند گياه رشد مي کند و چون ديگر مخلوقات حرکت دارد، ولي فکر مي کند، و در اين نکته انسان متمايز مي شود.
يعني خداوند قوه ادراک را در انسان نهاده است و تا زماني که به اين نيروي ادراکي با علم پاسخ داده نشود، وتا وقتي انسان اين نيازش را برآورده نکند، من آن را بالاترين نياز انسان مي نامم. انسان نيازهاي مادي دارد؛ اعم از اينه که بخورد و بنوشد و از زندگي لذت ببرد و هم چنين نيازهاي والا دارد که اگر اين نياز والا در انسان برآورده نشود، در اين صورت انسان از سطح انسانيت خود به جايگاهي فرو تر از مقام خويش که سزاوار او نيست، سقوط خواهد کرد.

  طلب علم فریضه ای برای خودشناسی انسان:

 از اين رو برادرانم، انسان براي آن که هويت خويش را بشناسد بايد دانش بجويد. انسان به طور فطري خود و سلامتي خود و کمال وجود خود و جاودانگي آن را دوست دارد ولي انسان تنها با طلب علم ودانش مي تواند کمال وجودش را محقق نمايد.
بنابراين اگر دنيا را مي خواهي بايد علم بياموزي و اگر آخرت مي خواهي باز هم بايد دانش بجويي، و اگر هر دو را مي خواهي بايد دانش بجويي، و علم و دانش بخش کوچکي از خود را در اختيار تو نمي گذارد مگر آنکه تمام وجودت را در راه آن وقف کني. و اگر فقط بخشي از خود را وقف آن کني به تو هيچ نخواهد داد، و انسان تا زماني که دانش بجويد عالم است، وچون گمان برد که عالم است و مي داند، در حقيقت جاهل است، طالب و جوينده علم آخرت را بر دنيا ترجيح مي دهد و در نتيجه به هر دو دست مي يابد، اما جاهل دنيا را بر آخرت ترجيح مي دهد و در نتيجه هر دو تا را از دست مي دهد.
بنابراين خداوند در انسان قوه ادراک را به وديعه نهاده است و بايد به اين قوه پاسخ گفته شود، و اين جاست که خداوند متعال مي گويد :

( سوگند به زمان. انسانها همه زيانمند ند. )

( سوره عصر )

 خداوند به اين اشرف مخلوقات که چند روزي عمر مي کند، سوگند مي خورد. هر روز که مي گذرد بخشي از آن کاسته مي شود، خداوند براي اين مخلوق اول به مطلق زمان قسم مي خورد، مخلوقي که خودش در حقيقت خود يک زمان است قسم مي خورد و جواب قسم مي آيد که ? إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ? يعني گذر زمان انسان را از بين مي برد.

شناخت الله متعال نجات بخش انسان از عذاب دنیا وآخرت:

 پس اين انسان که خداوند آن را براي بهشتي به وسعت آسمان ها و زمين آفريده، چه وقت نجات مي يابد؟ اين انسان که نزد الله در مقام اول قرار دارد کي نجات مي يابد؟

( ما امانت را بر آسمان ها و زمين وکوه ها عرضه داشتيم و از پذيرش امانت خودداري کردند و از آن ترسيدند و حال اينکه انسان زير بار آن رفت واقعا ستمگر و نادان است )

( سوره احزاب )

 اين انسان که الله متعال آن را گرامي داشته است چه وقت نجات پيدا خواهد کرد؟

( ما آدميزادگان را گرامي داشته ايم و آنان را در خشکي و دريا حمل کرده ايم و از چيزهاي پاکيزه و خوشمزه روزيشان نموده ايم و بر بسياري از آفريدگان خود کاملاً برتريشان داده ايم )

( سوره اسراء )

 اين انسان چه وقت نجات مي يابد؟ انساني که خداوند مي گويد:

( به راستي که ما انسان را در بهترين شکل وزيبا ترين سيما آفريده ايم * سپس ما او را به ميان پست ترين پستان بر مي گردانيم)

( سوره تين )

 اگر آگاهي نمي داشتيم که:

( مگر کساني که ايمان بياورند و کارهاي شايسته بکنند که آنان پاداش قطع نشدني و بي منت دارند)

( سوره تين )

 پس اين انسان چه وقت نجات پيدا مي کند؟ وقتي که الله متعال را بشناسد.

دعوت به سوی الله در آیه بعدی بر هر مسلمانی فرض شده است:

 بنابراين (سوگند به زمان که انسان ها همه زيانمند ند * مگر [رحمت الله در إلا تجلي مي يابد] کساني که ايمان بياورند* [يعني حق را جسته و به آن رسيده اند].

( کساني که براي ما به تلاش ايستند و در راه ما جهاد کنند آنان را در راه هاي منتهي به خود رهنمود مي گردانيم )

( سوره عنكبوت: 69 )

 اينان به جستجوي حقيقت پرداخته و به آن رسيده اند، يا از رهگذر پژوهش شخصي و يا با باور داشتن به وحي آسماني، چون وحي حق است و قرآن جهاني است گويا و جهان هستي قرآني خموش است، وپيامبر صلي الله عليه و سلم قرآن زنده است.
پس:

( به جز کساني که ايمان آورده اند وکار نيک انجام داده اند و به حق و صبر سفارش نموده اند )

( سوره عصر )

 ( وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ ) يعني دعوت دادن به سوي الله در اين آيه بر هر مسلماني فرض شده است، چنان که پيامبر اکرم صلي الله عليه و سلم مي فرمايد:

((از من به ديگران برسانيد حتي اگر يک آيه باشد))

روايت بخاري و ترمذي از عبدالله بن عمرو بن العاص

 بنابراين هر مسلماني رساندن حق يا حقي که دريافت کرده است، را به ديگران را بر خود فرض عين مي داند.

زیانمند کسی است که به جستجوی حقیقت نپرداخته تا بدان دست یابد و بر وفق آن عمل کند: 

 ولي من ميان دعوت به الله به عنوان فرض کفايه که برخي آن را انجام مي دهند واين انجام به معناي ژرف کاوي وتلاش ومهارت و توانايي در پاسخ به همه شبهات و ريشه يابي تمام مسائل ديني است و ميان دعوت به سوي الله در حد آگاهي شخص مومن و در ميان آشنايانش به عنوان فرض عين تفاوت قائل هستم واين معناي فرموده الهي است که: )) سوگند به زمان. انسانها همه زيانمند ند. به جز کساني که ايمان آورده اند وکار نيک انجام داده اند و به حق سفارش نموده اند ((در حد آگاهي و در ميان آشنايان )) و صبر سفارش نموده ان(( .
يعني تا وقتي صادقانه به جستجوي حقيقت نپرداخته باشي، و به آن دست نيافته و بر حسب آن عمل نکرده باشي.

آنکه داند، و به دانسته عمل ننمايد او در بندِ بندگانِ بتانِ شيطان بماند
***

 و تا زماني که به سوي او دعوت ندهي، و بر سختي هاي جستجوي حقيقت وعمل به آن و دعوت به آن صبر و شکيب ننمايي.
پس انسان زيانمند است، (( سوگند به زمان. انسانها همه زيانمند ند. به جز کساني که ايمان آورده اند وکار نيک انجام داده اند و به حق وصبر سفارش نموده اند ))

شاخه های شناخت؛ خداشناسی و شناخت امور الهی و مخلوق شناسی:

 ولي برادرانم اين معرفت و شناخت داراي سه زير مجموعه است، بايد الله را بشناسي چون شناخت الله اصل دين است، و بايد امر الهي را دانست و همچنين بايد از آفريده هاي خداوند شناخت پيدا کرد. آگاهي به آفريده هاي الهي تخصص دانشگاه هاي جهان؛ اعم از فيزيک، شيمي، رياضيات، فلک، پزشکي، مهندسي، دندانپزشکي، داروسازي، و زمين شناسي، علوم طبيعي، حيوان شناسي و دانش پزشکي همه اين ها علم به آفريده هاست. وبرادران عزيز، انسان مکلف است در برابر اين قوانين که خداوند وضع نموده سر تسليم فرود آورد.
و به نظر من بخشي از عبادت و بندگي انسان اين است که در برابر اين قوانين سر تسليم فرود آورد، چون خداوند براي هر چيزي سبب و علتي قرار داده است، پس بايد از اسباب چنان استفاده کني که گويا همه چيز است، سپس بر الله متعال چنان توکل کني که گويا اسباب هيچ است. جهان غرب از اسباب استفاده برده و بر آن توکل کرده و سرگرم آن گشته و الله را فراموش کرده وگرفتار شرک شده است، و جهان اسلام نمي گويم مطلقا بلکه به طور کلي از اسباب استفاده نبرده وسستي ورزيده است، و در نتيجه غرق گناه و نافرماني شده است، اما موضع درست اين است که از اسباب چنان استفاده کني که گويا همه چيز است و سپس چنان بر الله توکل کني که گويا اسباب هيچ است.

آگاهی از آفریده های خدا اساس بهبودی دنیا و آگاهی از امور الهی اساس بهبودی عبادت است:

 بنابراين علم و آگاهي از آفريده هاي الهي اساس صلاح و بهبودي دنياست، آيا مگر خداوند نفرموده است:

( براي مبارزه با آنان تا آنجا که مي توانيد نيروي مادي و معنوي و از جمله اسب هاي ورزيده آماد سازيد تا بدان دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد )

(سوره انفال: 69)

 علم از آفريده هاي الهي که در حوزه تخصص دانشگاه هاست اساس بهبودي و آباداني جهان است، و علمي ديگر است که علم و آگاهي از امور الهي مي باشد، اين روش الهي، اين وحي آسماني، اين قرآن کريم با تفسير پيامبر، روش تفصيلي است. بايد امر و نهي را بدانيم، اگر امر و نهي الله را ندانيم چگونه او را عبادت مي کنيم؟ شناخت امر و نهي الله از مستلزمات عبوديت و بندگي الله است.

 بنابراين آباداني جهان بر اساس علم به خلق خدا انجام مي شود، چنان که خداوند متعال مي گويد : ? براي مبارزه با آنان تا آنجا که مي توانيد نيروي مادي و معنوي آماده سازيد ? با هر نيرويي خودتان را آماده کنيد. اقتصاد يک نيرو است، خودکفايي در توليدات کشاورزي نيرو است، خود کفايي در صنعت نيرو است، خودکفا بودن در ساختن اسلحه نيرو است، ? براي مبارزه با آنان تا آنجا که مي توانيد نيروي مادي و معنوي آماده سازيد ? ، رسانه نيرو است، ماهواره ها نيرو مي باشند و هر چيزي که مسلمين را تقويت مي کند بايد دنبالش بروند.
زيرا انسان وقتي پروردگارش را بشناسد، به جستجوي عملي مي پردازد که او را به پروردگارش نزديک مي کند، و هيچ ارتباطي به الله نزديک تر از اين نيست که قوي باشي و با اين قدرت از دين و اهل آن به دفاع بپردازي.
پس آگاهي از آفريده هاي خداوند اساس بهبودي دنياست، و آگاهي از امر الهي اساس درست شدن عبادت است، اما علم به خداوند چيزي ديگر است.

تدبر در آفرینش آسمان ها و زمین اساس خداشناسی:

 برادران، علم به الله يعني اين که او را بشناسي، چگونه او را مي شناسي؟ او را از از آفريده هايش مي شناسي، الله متعال آسمان ها و زمين را آفريده، و جهان هستي آفريده ي او است، و قرآن کلام اوست، و رخدادهايي که اتفاق مي افتد افعال اوست. مي تواني او را از آفريده هايش، و از افعالش، واز قرآنش بشناسي، به عنوان مثال خداوند متعال مي گويد:

(بگو بنگريد که چه هست در آسمان ها و زمين )

(سوره يونس آيه 101)

 اين يک امر الهي است، و هر امر الهي مقتضي وجوب است، مگر اينکه قرينه اي بر خلاف آن باشد، خداوند مي گويد: ? بگو بنگريد که چه هست در آسمان ها و زمين ? .

( و چه بسيار نشانه هايي است در آسمان ها و زمين که در حالي بر آن ميگذرند که از آن رويگردانند )

(سوره يوسف :105)

( مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏ هايى [قانع كننده] است *همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مى‏ انديشند [كه] پروردگارا اينها را بيهوده نيافريده‏ اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار )

(سوره آل عمران : 190 و 191)

 پس انديشه درآفرينش آسمان ها وزمين بزرگترين شاهراه براي ورود به پيشگاه الله وکوتاه ترين راه براي رسيدن به اوست، و اين براي آن است که او را بشناسيم، و اگر او را شناختيم همه چيز را شناخته ايم.

((اي انسان مرا بجوي مرا خواهي يافت، وهرگاه مرا يافتي همه چيز را يافته اي، واگر مرا از دست دادي همه چيز را از دست داده اي، و من برايت از همه چيز پسنديده ترم ))

(مختصر تفسير ابن کثير)

 پس براي آن که او را بشناسيم بايد در آفرينش آسمان ها و زمين بينديشيم.

فراوانی آیاتی که در قرآن کریم از آفریده های الهی سخن می گوید:

 در قرآن بيش از هزار آيه هست که از آفريده هاي خداوند سخن مي گويد، و آياتي که در آن فرماني آمده بايد ما به فرمان جامه عمل بپوشانيم، و آياتي که در آن نهي آمده ما بايد از آنچه از آن نهي شده باز آييم، و آياتي که در آن از بهشت و جهنم ياد شده اقتضا مي کند که براي رفتن به بهشت بکوشيم و از جهنم بگريزيم، و آياتي که در آن داستان هاي گذشتگان بيان شده مي طلبد که درس عبرت بگيريم، پس در هزار آيه اي که از جهان هستي سخن مي گويد، چه کار کنيم؟ ! اين آيات از ما مي خواهند که بينديشيم، پس وقتي خداوند مي فرمايد:

( سوگند به غروبگاه ستارگان* واين سوگند بس بزرگي است اگر بدانيد )

(سوره واقعه : 75 و 76)

 فاصله زمين با نزديکترين ستاره به ما چهار سال نوري است، زمين با نزديکترين ستاره به خود، به استثناي خورشيد، چهار سال نوري فاصله دارد، وشما مي دانيد که نور در يک ثانيه سيصد هزار کيلومتر طي مي کند، در يک دقيقه چقدر مسافت طي مي کند؟ سيصد هزار را ضرب شصت مي کنيم، در يک ساعت چقدر طي مي کند؟ در بيست و چهار ساعت ضرب کنيم روزي چقدر مسافت طي مي کند؟ سالي چقدر طي مي کند؟ آن را ضرب سيصد و شصت و پنج مي کنيم، در چهار سال چقدر طي مي کند؟ حاصل ضرب قبلي را ضرب چهار مي کنيم.
پس رقم خيلي بزرگي است، رقمي که نور در چهار سال طي مي کند، اگر راهي براي رفتن به نزديکترين ستاره به ما باشد وما سواري زميني داشته باشيم وسرعت ما صد کيلومتر باشد، وآن مسافت را بر صد تقسيم کنيم، چقدر زمان بايد صرف رسيدن به اين ستاره کنيم؟ واين نتيجه را اگر تقسيم بيست و چهار کنيم چند روز مي شود؟ وآن نتيجه را اگر تقسيم بر 365 کنيم چند سال مي شود؟

خداوند جهان هستی را آفریده و این قرآن را فرو فرستاده است:

 برادران عزيز آيا باور مي کنيد که ما براي رسيدن به نزديکترين ستاره به زمين نياز به پنج ميليون سال داريم، پس وقتي فرموده الهي را مي خواني که ? سوگند به غروبگاه ستارگان* واين سوگند بس بزرگي است اگر بدانيد ?، درک مي کنيم که اين معبود بزرگ جهان هستي را آفريده و قرآن را نازل فرموده است، بلکه کسي که جهان هستي را آفريده همان نيز قرآن را نازل کرده است.
وقتي در مورد خورشيد و زمين فکر مي کنيم مي بينيم که 156 ميليون کيلومتر از يکديگر فاصله دارند و نور در 8 دقيقه اين مسافت را طي مي کند، خورشيد يک ميليون و سيصد هزار برابر زمين است، يعني يک ميليون و سيصد هزار زمين در خورشيد جاي مي گيرد.
برادران، آيا باور داريد که در ميان برج هاي آسمان برجي به نام عقرب هست و درآن ستاره کوچک درخشاني وجود دارد و به آن قلب عقرب گفته مي شود و چنان بزرگ است که خورشيد و زمين و مسافتي که بين هر دو قرار دارد درآن جاي مي گيرند، آيا نبايد خواستار محبت چنين خداوند بزرگي شد؟ آيا نبايد به بهشت او اميدوار بود؟ آيا نبايد از دوزخ او ترسيد؟
بنابراين:

( مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏ هايى [قانع كننده] است * همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مى‏ انديشند [كه] پروردگارا اينها را بيهوده نيافريده‏ اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار)

 پس با انديشه در آفرينش آسمان ها و زمين او را مي شناسيم، و با مطالعه احکام شرعي به کار او مي توان آگاهي يافت، و با بررسي و مطالعه قوانين جهان هستي مي توان به آفريده هاي الهي آگاهي پيدا کرد. پس آگاهي از آفريده هايش اساس صلاح و بهبودي دنياست، و آگاهي از امر الهي اساس بهتر پرستيدن او است، و آگاهي از او اصلي اساسي در شناخت او واطاعت امر او و گرايش به او، وتوکل بر او، وخشنودي در تقرب به او و رسيدن به بهشت و نجات از دوزخ است.

رآن و سنت، اصول دین:

 برادران عزيز، اگر درست باشد، موضوع بحث ما علم است ، بايد دانست که در اسلام شيوه و روش پژوهشي است که بر حقيقت ذيل مبتني مي باشد:
نص قرآني وجود دارد وهمان طور که هر مسلماني مي داند حقانيت و ثبوت نصوص قرآن قطعي است، موضع شما در برابر نص قرآن بايد طوري باشد که معني مورد نظر خداوند از آن را بداني و با متن همگام شوي تا به وسيله علم اصول بداني خداوند چه خواسته است.، و نص ديگر احاديث پيامبر صلي الله عليه و سلم است، و همان گونه که مي دانيد بعضي از آن ثبوتشان قطعي است و ثبوت بعضي ديگر از احاديث ظني مي باشد، شما در برابر اين نص دو وظيفه داريد، اول اينکه از صحت ودرستي اين حديث مطمئن شوي، چون همه احاديثي که در کتاب ها نوشته شده اند صحيح نيست، پس بايد از صحت حديث مطمئن شد.
وظيفه دوم اين است که طبق علم اصول بفهميم منظور پيامبر صلي الله عليه و سلم از اين حديث چه بوده است؟
و اما نص ديگر از زمان آدم تا به امروز است که بايد مطمئن شويم نسبت سخن به گوينده اش درست است و از صحت معني مورد نظر گوينده اطمينان حاصل نمايي، و سپس بايد آن را بر معيار قرآن و سنت بسنجي، اگر قرآن و سنت آن را پذيرفت شما هم به سر و چشم آن را بپذيريد، و اگرکتاب و سنت آن را رد کرد شما هم آن را قبول نکنيد و نبايد به آن اهميت داد، چون ما بايد قرآن و سنت را اصل بزرگ دين بدانيم، و اين اصل اولين وسيله و معيار سنجش مي باشد.

دانش، انسان را به جایگاه شایسته ی او می رساند:

 بنابراين برادران عزيز، گفته اند: اگر نقل قول مي کني بايد درست و صحيح باشد، و اگر مدعي هستي بايد دليل بياوري، خودتان را عادت دهيد که هيچ چيزي را بدون دليل نپذيريد و هيچ چيز را بدون دليل رد نکنيد، و اگر دليل نبود هرکس هر چه مي خواست مي گفت، و ومشکل اين است که اين دين بزرگ منبعي اصيل دارد و اگر فکر و بينش ما براساس اين مرجع اصيل نباشد در اشتباه بزرگي خواهيم بود.
برادران گرامي، ناگزير بايد در پي دانش باشيم ، چون علم انسان را به جايگاهي که شايسته ي اوست مي رساند، بايد علم راهبر ما باشد، اگر دنيا مي خواهي دانش بجوي و اگر آخرت را مي خواهي بايد دانش بجويي و اگر هر دو را مي خواهي باز هم بايد دانش بجويي، و تا وقتي که تمام وجودت را وقف دانش نکني، اندکي از خود را به تو نخواهد بخشيد و اگر فقط بخشي از خود را وقف آن کني به تو هيچ نخواهد داد.

سپاس خداوند جهانیان را