به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سپاس خداوند جهانیان را و درود و سلام بر سیدنا محمد راستین وعده ی امانت دار.
 

یک سوره ی بزرگ: یعنی سوره ی عصر:

با درس جدیدی از دروس صلاح امت در اراده ی والا و موضوع امروز یعنی اراده ی بلند در دعوت به سوی خدا در خدمت شما هستیم و دسته بندی موضوع از این سخن خداوند گرفته شده است که:
 

﴿وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾
(سوگند به زمان*به درستی که انسان در زیان است)


پاسخ قسم این است که انسان ناگزیر زیان کار است.
 

﴿ إِلَّا ﴾
(مگر)


رحمت خدا در مگر.
 

﴿ إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾
(مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏ اند)

(عصر )

انسان تا زمانی که بر اساس شریعت الهی کار نکند، زیان کار است:
یعنی تا زمانی که ایمان نیاورید و بر اساس ایمان خود عمل نکنید و به ایمان خود فرا نخوانید و در جستجوی حقیقت و عمل به آن و دعوت به آن ثابت قدم نباشید شما زیان کارید. شاید موفقیت بزرگی در تجارت به دست آوریم. شاید در صنعت و کسب مقام والا موفقیت والایی به دست آوریم. موفقیت های ويژه، خدماتی و تجاری وجود دارد. اما براساس متن قرآن کریم انسان در زیان است. و پاسخ قسم است تا زمانی که ایمان نیاورد و براساس آن عمل نکند. و نیز به خدا دعوت ندهد و بر ایمان خود پایدار نباشد و عمل نکند و به راه الله دعوت ندهد.

حقایق مهم برداشت شده از سوره ی عصر:

حقیقت نخست: دعوت به خدا یکی از ارکان نجات است:

حقیقت نخست در این موضوع: این است که در سوره ی عصر اشاره ای به این است که ارکان نجات چهار تا است یکی از ارکان نجات:
 

﴿ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ ﴾
(و همديگر را به حق سفارش کرده اند)

یکی از ارکان نجات دعوت به خداوند است که یک چهارم نجات است. این در سوره ی عصر آمده است.
دلایل قرآنی ثابت شده مبنی بر این که دعوت به خداوند یکی از ارکان نجات است:

آیه ی نخست:

اما در آیه ای دیگری خداوند می فرماید:
 

﴿قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي﴾
(بگو اين است راه من كه من و هر كس پيروى‏ ام كرد با بينايى به سوى خدا دعوت مى ‏كنيم )

(يوسف: 108 )

کسی که به سوی خداوند دعوت نمی کند و از این آیه ی شریفه آگاهی دارد پیرو رسول الله نیست.
 

آیه ی دوم:

آیه ای دیگر می آوریم:
 

﴿ قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ﴾
(بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد)

(آل عمران: 31 )

بنابراین: دعوت به خداوند بر هر مسلمانی فرض عین است. فرض کفایی نیست. فرض کفایی براساس این سخن او تعالی که:
 

﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ﴾
(و بايد از ميان شما گروهى)

(آل عمران: 104 )

﴿ مِنْكُمْ ﴾
(از میان شما)

من بعضیه است. وقت گذاشتن برای کسب علم و تامل در آن و مهارت یافتن و زمان نهادن برای آن و رد بر تمام شبهات و پاسخ بیشتر سوالات را دادن این فرض کفایی است و اگر یکی این کار را بکند از سایرین برداشته می شود اما این که به اندازه ی آگاهی و به تعداد آشنایان به خداوند دعوت کنید این فرض عین است:
به درسی گوش دادید و از آن تاثیر پذیرفتید باید آن را به سایرین در حدود علم خود و تعداد آشنایان خود نیز انتقال دهید. این دعوت به خدا بر هر مسلمانی فرض عین است :
 

﴿ قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنْ اتَّبَعَنِي ﴾
(بگو اين است راه من كه من و هر كس پيروى‏ ام كرد با بينايى به سوى خدا دعوت مى ‏كنيم )

دلیل دوم:
 

﴿ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾
(مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏ اند)

اما به عنوان فرض کفایی وقت گذاشتن و مهارت و تامل و رد بر شبهات این ها تخصص است. برخی از مردم در علوم دینی یعنی عقیده و تفسیر و حدیث و شریعت و ... تخصص می یابند.
دعوت به خدا همراه با عمل نیک به طور کلی بهترین کلام است:
دعوت به خداوند بهترین سخنی است که در روی زمین گفته می شود و پیش تر از سخنان نیک همراه با کار نیک موید آن سخنان به آسمان بالا می رود و دلیل:
 

﴿وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً ﴾
(و كيست‏ خوشگفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نمايد و كار نيك كند )

(فصلت: 33 )

یعنی دعوت بدون کار نیک موید آن به طور کلی هیچ ارزشی ندارد بنابراین هیچ چیزی به طور کلی به اندازه ی کار دعوت که مانند کار پیامبران است بهترین کار نیست و هیچ چیزی مانند دعوت به سوی خدا، انسان را از چشم مردم نمی اندازد و به او ریشخند نمی شود میان مردن برای آن و امرار معاش از آن. بنابراین:
 

﴿وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً ﴾
(و كيست‏ خوشگفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نمايد و كار نيك كند)

ضرورت سبک نیکو در دعوت به خدا:

کار نیک مصداق بودن دعوت را تاکید می کند بنابراین برخی با شوخی و سادگی و خرافات و از روی بی اطلاعی و پراکنده گویی و داستان خنده دار به دست به دعوت می زنند یا کسی به خدا دعوت می کند و کسی در نتیجه ی مصداقیت داعی دعوت نمی شود. برخی از دانشمندان گفته اند: کسی که به این روش دعوت می شود نزد خدا ارزشی ندارد و گناه انحرافش بر گردن کسی است که این گونه او را دعوت داده است.
 

اخلاص در دعوت

بنابراین باورکنید که بالاترین مقام در روی زمین اخلاص در دعوت به سوی خدا است. نه این که به خودتان دعوت دهید. باید با اخلاص به خداوند دعوت دهید. نشانه ی اخلاص شما این است که از سنت پیروی کنید و به بدعت دچار نشوید. نشانه ی اخلاص شما این است که همکاری کنید و رقابت نداشته باشید. نشانه ی اخلاص شما این است که دیگرپذیر باشید و به دیگران احترام بگذارید و نکات مثبت او را بگیرید یعنی پیروی و همکاری و دیگر پذیری نشانه های اخلاص است. بدعت و رقابت و دیگرزدایی نشانه های دعوت به خود است؛ بنابراین دعوت به خداوند بهترین سخنی است که روی زمین گفته می شود و پیش تر از سخنان نیکو با کار نیک موید سخن و همراه با تسلیم خدا که غرق شدن در او است، به آسمان بالا می رود.
 

داعی کپی برابر با اصل دعوت خود است:

شما در مقابل یک بلور شیشه ای وارداتی و اصیل و تمیز هستید. این تابلو وارداتی اصیل و شیشه ای فقط پشت خود را به شما نشان می دهد. و وجود خودش نادیده انگاشته می شود. و شما به راه خود ادامه می دهید چون او را نمی بینید. داعی این گونه است. تابلویی شفاف حقیقت این دین را نشان می دهد. اما اگر توجه را به خود جلب کند تابلو تقلبی خواهد بود. پشتش کدر می شود و ويژگی های خودش نمایان می گردد. هر چه اخلاص بیشتر باشد شفاف تر می شوید. هر چه از اخلاص به دور باشید خود را می بینید و خدا را نمی بینید.
امام حسن بصری می گوید: «کار دعوت بسیار سخت است اما یک امر بزرگ است»
سخن حسن بصری پذیرفته است که انجام دعوت کار دشواری است ولی امر بزرگی است اما حسن بصری می گوید: مومن:
 

﴿وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ﴾
(و كيست‏ خوشگفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نمايد و كار نيك كند و گويد من [در برابر خدا] از تسليم‏شدگانم )

(فصلت )

مومن کسی است که خداوند پاسخ وی را در دعوت به او می دهد و مردم به دعوت وی که خدا آن را پذیرفته است، دعوت می دهند و در پاسخ خود کار نیک می کند. این دوست خدا است.
 

مسلمان در همه جا داعی است:

شما تاجر، صنعت کار بزرگ، پزشک، وکیل، مهندس، فروشنده، کشاورز هستید. صاحب هر کاری می تواند در آن کار در حد اطلاعات خودش و در محدوده ی آشنایان خودش به دعوت به خدا بپردازد. در حدود آگاهی خودتان و تعداد آشنایانتان فرض عین را ادا کرده اید.
 

داعیان جانشینان پیامبران و وارثان آن هایند:

ابن قیم رحمه الله می گوید: «جایگاه دعوت به خدا والاترین جایگاه بندگی است»، یعنی بالاترین درجه ی عبادت این است که به خدا دعوت کنید و دعوت به خدا وظیفه ی پیامبران و پیروانشان بوده است و آنان جانشینان پیامبران در امت هایشان بوده اند. داعیان راه خدا جانشینان پیامبران خدا در امر دعوت به خداوند است و مردم پیروان آنانند و خداوند به رسولش دستور داده است که آنچه به وی وحی می شود را ابلاغ کند و خداوند ضمانت نموده او را در مقابل مردم محافظت نماید. دستور دهنده ضامن است. اگر به شما دستور دعوت به سوی خود داد سلامتی شما و توفیقتان و نیز رفع موانع سر راهتان را تضمین کرده است و بدین ترتیب مبلغان دینی به میزان تلاش خود در راه دعوت در امان و حمایت الهی قرار دارند و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم دستور داده حتی شده یک آیه را از او به دیگران برسانند:
 

(( بلغوا عني ولو آية ))
((از من برسانید اگر چه یک آیه باشد))

[صحيح بخاري از ابن عمرو ]

شما در یک خطبه ی جمعه حاضر شدید و تاثیر پذیرفتید. می توانید خلاصه ی آن را در برگه هایی بنویسید و در هنگام نشست با فرزندان یا همسر و یا همکارتان و یا شریک تجاریتان به آنان بدهید و یا نواری را بردارید و به هر کس اطمینان دارید نفع می رساند، بدهید. شما به این ترتیب وظیفه ای را که پیامبر بر عهده ی شما نهاده را از ذمه ی خود بر می دارید.
 

(( بلغوا عني ولو آية ))
((از من برسانید اگر چه یک آیه باشد))

دعای پیامبر در حق داعیان و مبلغان:

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای داعیان حتی دعوت کننده ی یک حدیث، دعا کرده وفرمود:
 

(( نضر الله امرأ سمع مقالتي فوعاها فأداها كما سمعها ))
((خداوند ‏فردی را شاد و شادمان کند که سخنی از من شنیده و حفظ کرده و همانطور که شنیده است آنرا بیان کند))

[به روایت سنن وابن حبان اززيد بن ثابت وترمذی وابن ماجه از حديث ابن مسعود ]

شما پس از یک هفته در خطبه نماز جمعه یا یک درس حاضر شده اید. اکنون هنگام دید و بازدیدهایتان است. به غذایی دعوت شده اید. به شب نشینی یا دیداری دعوت شده اید یا با کسی به سفر رفته اید. می توانید چیزی را که شنیده اید در روز جمعه با خود برده و تلاش کنید آن را منتقل نمایید . باری دیگر تاکید می کنم به اندازه ی آگاهی خودتان و در میان آشنایان خودتان. ابن مسعود می گوید:
<< در هر بدعتی خداوند را غضبی نهفته است که یکی از دوستانش از آن دفاع می کند و درباره ی نشانه هایش سخن می گوید. پس حاضر شدن در این مکان ها را غنیمت شمارید و به خداوند توکل کنید >>.
 

دانشمندان و داعیان دین خداوند را حفظ می کنند:

خداوند این دین را برای ما حفظ نموده است و معنای حفظ دین این نیست که در آن نقصی وارد نشود یا کسی به آن حمله کند این امر خداوند است. آن را جواز داده است. اما شما به عنوان یک مومن وظیفه دارید از آن محافظت نمایید. این مهم است. اگر انسان از خداوند دور باشد عادتش حمله به دین، دینداران، کتاب و سنت، دین داری، پایبندی، پاکدامنی، امانت داری است و این سرشت زندگی است. نبرد حق و باطل یک نبرد جاودان است اما شما به عنوان یک مومن باید پاسخ این را بدهید. بنابراین گفتم:
ما اگر عذر بخواهیم این امر ما را تضعیف می کند و پاکی دین ما را از بین می برد. باید استدلال را با استدلال پاسخ داد. و باید دلیل را با دلیل، سخنان آشکار را سخنان روشن و گفتگو را با گفتگو و نشست با نشست و سخن را با سخن پاسخ داد:
سخن پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم خطاب به سیدنا علی، ای علی:
 

(( فَوَ اللَّهِ لأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ ))
((به الله سوگند که اگر الله، یک نفر را به‌وسیله‌ی تو هدایت کند، برای تو از شتران سرخ‌مو بهتر است)

[بخاري ومسلم از سهل بن سعدٍ رضي اللّه عنه ]

گرانبهاترین حیوان در الجزیره شتران سرخ مو می باشد.
 

(( من دعا إلى هدى فاتبع عليه كان له مثل أجر من اتبعه إلى عمله إلى يوم القيامة ))
((هر کس به سنتی دعوت نمایدو خودش از آن پیروی کند تا روز قیامت مانند پاداش عمل کننده به وی عطا خواهد شد)
)

[مسلم از ابوهريره رضي اللّه عنه ]

اگر خداوند شما را هدایت نمود یا توفیق به هدایت یک انسان داد این انسان و خانواده وفرزندان و نسل وی تا روز قیامت در کارنامه ی اعمالتان ثبت خواهد بود.
 

دعوت به الله میان فرض عین و کفایی:

یکی از علما گفته است: «دعوت به خدا بر پیروان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم واجب است» امت او مانند خودش به سوی خداوند دعوت می کنند.
 

﴿كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آَيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ ﴾
(همان طور كه در ميان شما فرستاده‏ اى از خودتان روانه كرديم [كه] آيات ما را بر شما مى‏ خواند و شما را پاك مى‏ گرداند و به شما كتاب و حكمت مى ‏آموزد)

(بقره: 151 )

﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ﴾
(پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم)

(بقره: 152 )


 

1 –دعوت به خدا به عنوان فرض کفایه:

هم چنین پیامبر به ما یادآوری می کند که یادآوری به دیگران بر همه ی امت واجب است و علما آن را فرض کفایه همراه با تامل و درنگ و تجربه می دانند. و بر همه واجب است که در صورت دعوت ندادن بقیه، به اندازه ی توان خود دیگران را دعوت دهند و اگر بقیه دعوت دادند از گردن وی ساقط است و اگر نتوانست اشکالی ندارد. بنابراین: دعوت به عنوان فرض کفایه این است.
 

2 – دعوت به سوی خدا به عنوان فرض عین:

اما درباره ی دعوت به عنوان فرض عین باید هر مسلمانی به گونه ای دعوتگر به سوی خدا باشد. اکنون:
 

(( مَنْ دَلَّ على خَيْرٍ فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ فاعِلِهِ ))
((هر کس به کار خیری راهنمایی کند اجرش با اجر انجام دهنده ی آن برابر است))

 رواه مسلم از أبي مسعود الأنصاري البدريّ رضي اللّه عنه ]

(( مَنْ دَعا إلى هُدىً كانَ لَهُ مِنَ الأجْرِ مِثْلَ أُجُورِ مَنْ تَبِعَهُ لا يَنْقُصُ ذلك مِنْ أُجُورِهِمْ شَيئا ))
((آنکه به دعوتی هدايت کند، درست مزد آنکه را که از وی پيروی کند، در مي يابد، بدون اينکه از مزدش چيزی کاسته شود.))

[ رواه مسلم از ابو هريره رضي اللّه عنه]

و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای همه ی داعیان چنین دعا فرمود:
 

(( نضر اللّه امرأ سمع مقَالَتي فبلغها. فرب حامل فقه غَيْر فقيه. ورب حامل فقه إِلَى من هُوَ أفقه منه ))
((خداوند شاد و خرم گرداند کسی را که سخنان مرا شنیده، آن را به خاطر سپارد و سپس به کسانی ابلاغ کند که آن را نشنیده­اند، چه بسا کسانی که حامل فقه بوده اما خود فقیه (و اهل استنباط) نباشند و چه بسا راویان فقیهی که روایات را به فقیه­تر از خود منتقل سازند))

[مُحَمَّد بْن عَبْد اللّه بْن نمير، از زَيْد بْن ثابت ]

بنابراین: پیامبر برای کسی که این سخن را انتقال دهد، دعا می فرماید.
 

پس از گوش دادن و فراگرفتن باید دعوت داد:

به خدا برادری دعوت نمی داند اما نوارهایی را گلچین کرده و به طور منظم آن را میان خویشان خود توزیع می کند و شاید شما یک نوار یا مقاله و یا خطبه را نقل کنید. بی حرکت نمانید. تا کی فقط فرا می گیرید؟، بی حرکت نمانید. تا کی فقط علم می آموزید؟ تا کی فرا می گیرید؟ کی می بخشید؟ آیا منطقی است که تمام زندگی تان را در فراگیری علم سپری کنید
شخصی در دانشگاه پنج سال یا شش سال یا ده سال می خواند و پس از آن درس می دهد. پزشکی می خواند و مشغول می شود. مهندسی می خواند و خانه می سازد. بازرگانی می خواند و تجارت می کند. تا کی فرا می گیرید؟ آیا شایسته است مومن در طول عمر خود فقط شنونده باشد. سخنی نگوید. تنها درباره ی امور دنیا بگوید. سی سال در کلاس درس حاضر می شوید. اما اکنون وقت آن رسیده سخنان حق را به اطرافیان خود اعم از فرزندان و همسر و همسایه و همکاران و خویشان و افراد تحت امر خود بگویید.
 

(( نضر اللّه امرأ سمع مقَالَتي فبلغها. فرب حامل فقه غَيْر فقيه. ورب حامل فقه إِلَى من هُوَ أفقه منه ))
((خداوند شاد و خرم گرداند کسی را که سخنان مرا شنیده، آن را به خاطر سپارد و سپس به کسانی ابلاغ کند که آن را نشنیده­اند، چه بسا کسانی که حامل فقه بوده اما خود فقیه (و اهل استنباط) نباشند و چه بسا راویان فقیهی که روایات را به فقیه­تر از خود منتقل سازند)
)

والنبي عليه الصلاة والسلام قال لعلي رضي الله عنه لما أعطاه الراية يوم خيبر:
 

(( فَوَ اللَّهِ لأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ ))
((به خدا سوگند که اگر خدا به وسیله ی تو یک نفر را هدایت کند از اینکه شتران سرخ مو داشته باشی برای تو بهتر است))

[بخاري ومسلم از سهل بن سعدٍ رضي اللّه عنه ]

بنابراین: باید بگویید: من باید داعی باشم. داعی ها چنین و چنان اند. علمای بزرگ داعی اند، خیر، شما هم داعی هستید، شما مومن هستید. شاید نزد خداوند بزرگ باشید. و شاید بزرگوار باشید. زیرا خداوند براساس نیت شما شما را می سنجد. اگر نیت شما هدایت خلق باشد خداوند زبان شما را باز می کند و سخنان شما را موثر می گرداند.
بنابراین باید گاه گاهی کار خود را بررسی کنید. آیا توانسته اید کسی را پیرامون خود هدایت کنید؟ آیا پایبند مانده اند؟ آیا نسبت به نماز پایبند اند؟ آیا در اطاعت از خدا پایبند اند؟ آیا روش الهی را در خانه هایشان پیاده سازی می کنند؟ اولویت شما این است. شما در مسجد هستید تا آموزه ها را از خداوند بیاموزید و باری دیگر نزد او بیایید و بهای آن را دریافت کنید. اما اگر گمان کنید که کار اصلی فقط حضور است. برخی گمان می کنند با حضور در مسجد همه چیز تمام است. شما دین دار درجه ی یک هستید. خیر، حضور در مسجد برای دریافت تعلیمات و دریافت پاداش است. اما دین شما در فروشگاه تجاری و یا محل کار و یا در مطب و دفتر وکالت شما است.
 

دعوت خاص برای علمای بزرگ نیست:

در الازهر سبکی تازه ایجاد شده است اما آن طور که من می خواهم کامل نیست. اما الازهر پزشکی و دین می آموزد و پزشک را به کشور اسلامی می فرستد. پزشک داعی است. مهندس داعی است. وکیل داعی است. شما شغلی دارید. اما پیرامون شما انسان هایی هستند. همکارانی هستند. کسانی که با شما رفت و آمد دارند. اگر داعی بودید یعنی ابتدا برایشان الگو باشید و به عبارت دیگر آنان را به خدا دعوت دهید. حتما نباید حرف بزنید. کسانی هستند که به جای شما سخن بگویند.
بنابراین کسی که گمان کند که دعوت فقط خاص علمای بزرگ است چنین شخصی در اشتباه است. مخصوص خود شما است. اما دعوت در حد آگاهی شما و میان آشنایان شما فرض عین است.

سپاس خداوند جهانیان را