به نام خداوند بخشنده ی مهربان

مقدمه:

استاد منير:

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. سپاس خداوند جهانیان را و درود و سلام بر پیامبر رحمت جهانیان، سیدنا محمد و خاندان و یاران او و پیروان او تا روز قیامت.

برادران اسلامی من درود و سلام خداوند بر شما. خوش آمدید به رادیو قرآن ‌کریم در الجزائر و در گستره‌ی این دیدار ويژه که با یکی از علمای امت اسلام و یکی از داعیان و اندیشمندان آن داریم، مردی که در هر عرصه‌ای نشانی از او به چشم می‌خورد، از علوم قرآن گرفته تا تفسیر، حدیث، دعوت، فقه و اعجاز علمی، ایشان استاد دکتر محمد راتب نابلسی است که امروز در رادیو قرآن کریم میزبان ایشان هستیم. استاد گرامی‌ام جناب دکتر نابلسی خوش آمدید.
استاد منير:

باید اشاره کرد که جناب شیخ فاضل بنا به دعوت هیئت جهانی اعجاز علمی قرآن و سنت به الجزائر آمده‌اند. ما نیز به یکی از اعضای این هیئت استاد فوزی رمضان خوش آمد می‌گوییم و هم چنین در این دیدار مستقیم به استاد فاضل فاروق شویکی مدیر برنامه‌های شیخ محمد راتب نابلسی خوش آمد می‌گوییم.

شایان ذکر است که استاد بزرگ شیخ نابلسی دارای مجموعه تألیفاتی در زمینه‌ی دعوت، فتح و اندیشه است که برای نمونه به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: نظرات في الاسلام، تأملات في الإسلام، کلمات مضيئة، الإسراء والمعراج، موسوعة الأسماء الحسنی. در این برنامه‌ای که اکنون بر روی امواج رادیو قرآن پخش می‌شود نیز کتاب مهم ایشان موسوعة للإعجاز العلمی في القرآن و السنة و کتاب‌های دیگری که فرصت کافی برای نام بردن همه‌ی آن نداریم.

هم چنین به خواهر و همکارم وداد خوش آمد میگویم که در این برنامه همراه من خواهد بود. به همه خوش آمد می‌گویم.

خواهر وداد:

خوش آمدید برادر منیر، خداوند به شما برکت دهد. افتخار می‌کنیم که میزبان دکتر محمد راتب نابلسی و همراهان ایشان در رادیو قرآن کریم از الجزائر هستیم. فقط یک اشاره می‌کنم که دکتر فوزی رمضان قائم مقام دفتر هیئت علمی اعجاز علمی قرآن و سنت الجزائر هستند.

استاد منير:

تشکر از شما خواهر وداد. پیش از آن که وارد پرسش و پاسخ شویم و به جزئیات این مسائل یعنی دعوت، فقه و فتواها بپردازیم، دوست داریم اگر شیخ بزرگوار محمد راتب نابلسی افتخار دهند اندکی درباره‌ی تجربه‌یشان در زندگی سخن بگوییم تا الگویی برای شنوندگان قرآن کریم و جوانان مسلمان و الگو و نمونه‌ای از شخصی باشند که در دل مسلمانان جهان دارای جایگاه خاصی است.

دعوت به خداوند دو دعوت است؛ فرض عین و فرض کفایه:

دكتر راتب:

خداوند به شما خیر دهد. به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان و سپاس خداوند جهانیان را و درود و سلام بر سیدنا محمد و خاندان پاک و مطهرش و بر یاران خوش سیما و راستین او، امانتداران دعوت و پرچم داران رسالت او. ای پروردگار عالمیان، از ما و آنان خشنود باش.

پیش از هر چیزی: برخی از مردم خیال می‌کنند که دعوت به خداوند تخصصی است که برخی از کارشناسان به آن می‌پردازند درحالی که حقیقتی که شاید به آن توجه نکنیم این است که دعوت به خداوند فرض عین بر تمام مسلمانان است اما در محدوده‌ی علم و آگاهی و شناخت اطرافیان هر کس باید باشد. دعوت به خداوند به عنوان فرض عین بر هر مسلمانی در حدود علم و در ارتباط با کسانی که می‌شناسد یعنی کسی که در خطبه‌ی جمعه حاضر می‌شود و از موضوع آن بسیار متأثیر می‌گردد؛ مضمون آن را برای خانواده و فرزندان و همسر و خویشانش در یک شب نشینی بازگو ‌کند. وقتی این حدیث پیامبر را نقل می‌کنید:

((بلِّغُوا عني ولو آية ))

((از من به دیگران برسانید اگر چه که یک آیه باشد))

[بخاری و ترمذی از عبد الله بن عمرو بن عاص]

دعوت به سوی خداوند به این معنا بر هر مسلمانی فرض عین است اما شرط آن این است که در حدود علم و آگاهی و و با آشنایانش باشد. دعوت به سوی خداوند به عنوان فرض کفایه بر علمای اندکی است که در دین تخصص دارند و در آن مهارت و تجربه کسب کرده و برایش وقت گذاشته‌اند. خداوند در مورد دعوت به سوی الله می‌فرماید:

﴿ وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ﴾

﴿ و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند ﴾

[آل عمران : 104]

 

این دعوت فرض کفایه است که اگر یکی انجام دهد از دیگران ساقط می‌شود. مثلا من یک تاجر هستم باید از دین چیزی را بر گیرم که مربوط به من است. احکام خرید و فروش و ارکان ایمان و ارکان اسلام اما دعوتگر باید مهارت کسب کند، به ژرفای مطالب سفر کرده و پاسخ صحیح را ارائه دهد. به هر پرسشی هر چند دشوار نیز پاسخ گوید زیرا او در این کار متخصص بوده و برایش وقت گذاشته است.

چیزی که من می‌خواهم در این دیدار مبارک به آن اعتراف کنم و بسیار از این دیدار شادمان هستم این است که دعوت به خداوند دو گونه است. دعوتی که در حدود دانسته‌های هر مسلمانی و با افراد آشنا با او است که فرض عین است و دعوت به خداوند به عنوان فرض کفایه که برخی از متخصصان، ژرف نگران، کارشناسان و افرادی که دارای استدلال و پاسخ‌های درست هستند، به آن می‌پردازند و این کار یکی از بزرگترین کارها نزد خداوند است.

استاد وداد:

این کار شبیه فعالیت خرده تاجران در مقابل شرکت‌های بزرگ تجاری است. شما به عنوان یک دعوتگر اکنون در تمام سطوح کار می‌کنید تا جهان اسلام را به چیزی ف که فراخوانید که در زمینه‌های مختلف خیر و صلاحشان در آن است اما فعالیت شما اگر از طرف حکومت‌ها حمایت نشود یک فعالیت کوچک باقی می‌ماند، آیا این درست است؟

نقش حکومت در حمایت از دعوتگر اسلام:

دكتر راتب:

به خدا شکی نیست که حمایت حکومت تأثیر بسزایی دارد. من چهار ساعت در روز دروسی در رادیو دارم که میلیون‌ها انسان به آن گوش می‌دهند. طبیعتا اگر حکومت با این کار موافق نباشد به این کار اجازه نمی‌داد. پس نقش مهم و مثبتی دارد. همیشه حکومت از دعوتگر می‌خواهد که به حیطه‌ی اختصاص خودش بپردازد اما اگر از حیطه‌ی تخصص خود فراتر رود مشکل ایجاد می‌شود. تا زمانی که بر اساس روش الهی به سوی خداوند دعوت می‌دهید و به شکل حکیمانه‌ای این کار را می‌کنید و آیات قرآن و احادیث نبوی را در واقعیت زندگی پیاده می‌کنید و راه حل‌هایی برای این امت ارائه می‌دهید؛ حکومت از این بسیار استقبال می‌کند.
استاد منير:

دکتر شیخ محمد راتب نابلسی اگر اجازه دهید، می‌خواهیم بیشتر به اصل این مسأله یعنی دعوت به خداوند در واقعیت زندگی وارد شویم. اگر ما به فرایند تحلیل واقعیت موجود در جهان اسلامی بپردازیم؛ مشاهده می‌کنیم که تحول و پیشرفت ابزارهای ارتباطی و دستگاه‌های تبلیغاتی و مراکز اطلاعات در شکل گیری افکار، و ساخت عادات و تنظیم روابط اجتماعی و پرورش سلایق تأثیر داشته است تا آن جا که فرزندان از پدران و شوهران از همسران دور شده‌اند. جامعه‌ی مسلمان نقش مخاطب تأثیر پذیر و نه تأثیرگذار را ایفا می‌کند. برداشت دکتر نابلسی از واقعیتی که جامعه در دوره‌ی تکنولوژی، اینترنت و جنگ فضا می‌گذراند درحالی که جامعه‌ی اسلامی عقب مانده و غرب به ما به عنوان یک ملت عقب مانده نگاه می‌کند که شایستگی رهبری جهان را ندارد؛ چیست؟

هر امتی که می‌خواهد پیشرفت کند باید به جوانان به عنوان اصل و پایه توجه کند:

دكتر راتب:

این سخن را به شما می‌گویم: قدرتمندان در گذشته ما را با نیروی اسلحه مجبور به انجام خواسته‌های خود می‌کردند اما اکنون با قدرت نرم –زن- ما را مجبور به پذیرفتن خواسته‌های خود می‌کند. بنابراین نقشههای خطرناکی وجود دارد که از این شهروند می‌خواهد از طریق شهوت انگیزی، از اصول و ارزش‌هاییش دور شود بنابراین کانال‌های مبتذل از سوی دستگاه‌های قدرتمند حمایت می‌شود تا جهان اسلام را متفرق کند و جوانان را از اصول و ارزش‌ها و اهداف ملی و میهنی به غرق شدن در لذت‌های زودگذر و نابودی این ملت بکشاند. بنابراین برنامه بسیار گسترده است. ما نیاز به آگاهی زیادی داریم. به آگاهی بخشی نیازمندیم. به برانگیختن جوانان نیازمندیم. من بر این باورم که هر امتی که می‌خواهد پیشرفت کند باید به جوانان توجه کند زیرا آنان اصل جامعه و پایه‌ی آن و آینده‌ی آن هستند.

استاد منير:

با اجازه‌ی شما خواهر وداد، همیشه در نفس نقطه‌ای در مقابل نقطه‌ی دیگر قرار دارد. غرب قدرت دارد و با حق نیست در حالی که ما با حق هستیم اما قدرت نداریم. نظر شما در مورد این تفاوت عجیب چیست؟

قدرت؛ حقیقت نمی‌سازد اما حقیقت قدرت می‌آورد:

دکتر راتب:

به خدا واقعیت این است که قدرت حق را نمی‌سازد ولی حقیقت قدرت را می‌سازد. این نکته‌ی مهمی است. قدرت به تنهایی نابودگر است و مردم از آن متنفرند. اما اگر قدرت حامی حقیقت باشد کارهای محال را انجام می‌دهد. بنابراین منظور من اسلام ناتوان و مصرف کننده و مطیع برنامه‌های خارج از آن نیست. منظورم اسلام قدرتمندی است که برنامه ریزی کند بنابراین گفته‌اند: اگر برنامه ریزی نکنید برایتان برنامه می‌ریزند. اگر عدد بزرگی نباشید در برنامه‌ی دشمن یک عدد ناچیز بیهوده به شمار می‌روید. پس ناگزیر باید اطلاع رسانی صورت گیرد. امت نیاز به برانگیزی افکار، اصول، و ارزش‌هایمان دارد و غرب همیشه از کشورهای اسلامی می‌خواهد گذشته‌اش را فراموش کند. ارزش‌ها و اصولش را فراموش کند و بازیچه‌ی ایستگاه‌های ماهواره‌ای باشد. بنابراین این ایستگاه‌های ماهواره‌ای که هدفش نابودی جامعه با نمایش فیلم‌های مبتذل است باید قدرتمندانه مورد مقابله قرار گیرد.

خواهر وداد:

در پرتو تکنولوژی و ابزارهای ارتباطی معاصر، دکتر در زمان گذشته داعیان مستقیم با ملت‌ها ارتباط داشتند. با مخاطبان، دعوت شوندگان، آنان را دعوت می‌کردند و به پرسش‌هایشان پاسخ می‌دادند. اکنون پشت صفحه‌ی تلوزیون چگونه با این توده‌هایی برخورد می‌کنید که شاید صدای شما را بشنوند و شاید نشنوند و فتوا یا دیدگاه‌های شما را بر عکس مقصودتان برداشت کنند؟

به دست آوردن دل تأثیرگذارتر است و زمان کم‌تری نیاز دارد:

دكتر راتب:

گفته شده: یا دل‌ها را بسازید یا کتاب بنویسید. ماهواره‌ها، تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی نیز با کتاب‌ها مقایسه می‌شود. من فکر می‌کنم ساختن دل‌ها تأثیر فراوانی دارد و به مدت کمتری نیاز دارد. امام غزالی در دروس خود چهارصد شاگرد داشت اما اگر احیاء العلوم نمی‌بود غزالی هم نبود. اما ارتباط از طریق ماهواره‌ها تأثیر کمتری دارد ولی مدت زمان بیشتری می‌ماند. پس یا دل‌ها را به دست آورید یا کتاب تألیف کنید. من ماهواره‌ها و برنامه‌های تلویزیونی را با کتاب مقایسه می‌کنم. ساختن دل‌ها تأثیر بیشتری دارد و مدت کمتری زمان می‌برد. تا زمانی که دعوتگر زنده باشد دعوت او از طریق وسائل ارتباطی و نشر، منتشر می‌گردد. شاهد قرآنی می‌گوید:

﴿ وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ ﴾

﴿ و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم﴾

[ابراهيم: 4]

برخی از علمای تفسیر گفته‌اند: زبان هر قوم، ابزار نشر در زمان خودش بوده است. من وقتی در یک مسجد جامع بزرگ خطبه‌ای می‌خوانم هر هفته به مدت نیم ساعت چهار هزار نفر نزد من اند. اما وقتی که از اینترنت استفاده می‌کنم سایت‌هایی است که روزانه یک میلیون نفر از آن بازدید می‌کنند و روزانه هشتصد هزار فایل دانلود می‌شود. این یک دعوت گسترده است. من از طرفداران استفاده از هر دو مورد هستم. اینکه ساختن دل‌ها و نوشتن کتاب‌ها و استفاده از ابزارهای نشر معاصر، همه را به کار ببریم.

استاد منير:

طبیعتا سنت رسول الله در به دست آوردن دل‌ها بوده که دل‌ها را انس می‌داده است و این سنت دعوت به حق است.

خواهر وداد:

برادر منیر ببخشید، می‌خواهیم درباره‌ی روش معاصر دعوت به خداوند از شما بپرسیم. اما گمان می‌کنم مسأله‌ی دعوت و روش دعوت به سوی الله از زمان فراتر رفته است. داعیان قدیم درباره‌ی آن نوشته‌اند. نقاط دعوت را پایه گذاری و ثبت کرده‌اند، این که دعوتگر و صفات دعوتگر چگونه است. دوره‌ی اثبات شکوه اسلام اولین دوره بوده و برای همه زمان‌ها و مکان‌ها مناسب است. دعوت مردم به توسل به آن و افتخار به آموزه‌هایش در دوره‌ی بعدی حاصل شد. دوره‌ی بیان روش‌های دعوت به خداوند و تثبیت داعیان و رفع شبهات از راه آنان بود. دوره‌ای که باید در امروزه به آن اهمیت دهیم و از آن سخن بگوییم دوره‌ی خاص داعیان دین الله است. چگونه دعوت را از آنان به ارث بریم. یعنی مسأله‌ی ارث بردن دعوت، یعنی به نظر شما چگونه یک عالم یا یک دعوتگر را برای نسل‌های بعدی به ارث بگذاریم؟

تنها در صورتی از روحانی تبعیت می‌شود که کارهایش مطابق گفتارش باشد:

دكتر راتب:

پیش از هر چیزی: من از هر پزشکی به صرف نظر از رفتارش سود می‌برم. از هر مهندس متخصصی به صرف نظر از کارهایش سود می‌برم. به جز روحانی که تنها در صورتی از او پیروی می‌شود که کارهایش مطابق گفتارش باشد. تنها زمانی که مردم در رفتارش چیزی ببینند که تأیید سخنانش باشد. در غیر این صورت یک شکاف خطرناک ایجاد می‌شود؛ زیر روحانی اگر خانه‌اش اسلامی نباشد و رفتارش اسلامی نباشد، به او گفته می‌شود: ای پزشک اول خودت را درمان کن. به او گفته می‌شود: تو از ساختاری سخن می‌گویی که خودت به آن عمل نمی‌کنی.

بنابراین من می‌گویم: خانه‌ی دعوتگر بخشی از دعوت او است. کار دعوتگر بخشی از دعوت او است. من اکنون براین باورم که دعوتگر خداوند باید مسلمانی متحرک باشد که مردم او را ببینند. زیرا هستی، قرآن خاموش است و قرآن، هستی سخنگو و پیامبر صلی الله علیه وسلم قرآن زنده است. مسلمان اکنون می‌خواهد دعوتگری را ببیند که بر دو پایش راه می‌رود، راستگو است، امانتدار است. برعکس من این اصطلاح را اختراع کردم: دعوت خاموش، شما امانت دار هستید. امانت داری شما خودش یک دعوت خاموش است. شما راستگو هستید راستگویی شما خود دعوت خاموش است. هر تاجری، هر کارمندی، هر صنعتگری می‌تواند با پایبندی و تعهد به سنت پیامبر اکرم دعوتگر خاموش باشد. مردم با چشمان خود و نه با گوش‌هایشان می‌آموزند. از میان گوش و چشم به اندازه‌ی چند انگشت فاصله است اما با چشمانشان می‌آموزند.

استاد منير:

من می‌گویم: روحانی تنها زمانی که کارهایش مطابق گفتارش باشد، از او پیروی می‌شود. این یک نکته‌ی دقیق است. بنابراین هر دانشمندی که باشد، شما نیاز به مهندس دارید تا ساختمان بسازید. دین او برایتان مهم نیست. افکارش مهم نیست. فقط علم او برایتان مهم است. به جز عالم دین و روحانی که شما نیاز به رفتار او دارید که تأیید کننده‌ی راستی دعوت او است.

حتی فتوحات اسلامی از طریق معاملات و رفتار تاجران گسترش می‌یابد و آن چنان که غرب ادعا می‌کند با اسلحه گسترش پیدا نکرده است.

دكتر راتب:

ده مسلمان به مالزی رفتند. اکنون مالزی و اندونزی از راه همین تجارت مسلمانان، دویست و پنجاه میلیون مسلمان دارد. تا زمانی که مؤمن راستگو، امانتدار، با انصاف، و عدالت داشته باشد، این دعوت بزرگی است. چیزی که اسلام را ناتوان ساخته وجود اندیشه‌ای روشن اما غیر عملی است.

خواهر وداد:

ابوبکر بن زین العابدین بزرگوار اسلام را در جزایر مالایو گسترش داد و مردم بت پرست را به سوی خداوند هدایت کرد. او دوستدار امت بود. دکتر می‌خواهم به نقطه‌ای بازگردید که با شما آغاز نمودیم که چگونه دعوت را پس از خود به ارث می‌گذارید. راه‌های ارث گذاشتن دعوت چیست؟

راه‌های ادامه یافتن دعوت:

دكتر راتب:

به خدا طبیعتا یک سخن می‌گویم که شاید دردناک باشد: دعوتگر اگر در دعوت خود برتری یابد و به بعد از خود نیندیشد؛ دعوت وی نابود می‌شود. به محض مرگ وی دعوتش پایان می‌پذیرد. اما مهم این است که پس از دعوت زنده باشید. مردانی را به سبک خود و راه خود و اصول خود و به روش خود تربیت کنید تا جانشینان شما باشند. بنابراین سیدنا زکریا می‌گوید:

﴿ فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً * يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آَلِ يَعْقُوبَ ﴾

﴿ پس از جانب خود ولى [و جانشينى] به من ببخش*كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب [نيز] ارث برد ﴾

[مريم: 5]

سبک قرآن این است که دعوتگر به دنبال جانشین برای خود در دعوت باشد. کسی که بتواند این دعوت را ادامه دهد. من این را از لطف خداوند می‌دانم که علمای راستین دعوتشان پس از مرگشان ادامه دارد. خداوند مردمانی را آماده می‌کند که از آنان علم درست را می‌آموزند و در دعوت خود نیت خالصانه دارند. این شاگردان که به دست این دانشمند بزرگ پرورش یافته‌اند جانشینان دعوت او می‌شوند.

من علمای زیادی در شام به یاد می‌آورم که دعوت آنان بیست سال پس از مرگشان ادامه یافته است. این مهم است. من می‌گویم: از نشانه‌های اخلاص این است که به زندگی خود نیندیشید و به بعد از مرگ خود بیندیشید. چه کسی ادامه دهنده‌ی این دعوت شما است؟

استاد منير:

 

همیشه در زمینه‌ی دعوت دوست دارم به نکته‌ای بپردازم که برخی مطرح می‌کنند و آن این که دعوتگر مسلمان کنونی در پرتو این تحول گسترده که جهان به خصوص جهان غرب، شاهد آن است، به جامعه خطابی عاطفی دارد. ما می‌دانیم که غرب مادی گرا از خطاب عاطفی فراتر رفته است و هنوز برخی از داعیان متمسک به آن اند و شاید این بنا به عقیده‌ی برخی، یکی از دلایل عقب ماندگی دین است. آیا وقت آن نرسیده است که با غرب گفتمان عقلی، علمی و عملی داشته باشیم تا در جایگاه تأثیرگذار باشیم نه تأثیرپذیر؟ نظرتان در این باره چیست؟

دعوتگر موفق باید فکر برادرانش را با علم صحیح و قلبشان را با ارزش‌های اخلاقی تغذیه کند:

دكتر راتب:

برای پاسخ به این پرسش می‌گویم: انسان چیست؟ انسان عقلی است که درک می‌کند و قلبی است که دوست می‌دارد و جسمی متحرک است. غذای عقل چیست؟ علم و دانش، غذای قلب چیست؟ محبت و غذای جسم چیست؟ خوراکی و نوشیدنی. وقتی که دعوتگر غذای فکری یعنی علم و دانش را به شاگردانش دهد و غذای قلب که محبت است را به دل آنان وارد نماید و آنان را به کار تشویق کند تا از دست رنج خودشان بخورند. این دعوتگر نزد خداوند موفق است. زیرا او به همه‌ی جنبه‌های انسان توجه کرده است. پس عقل نیاز به علم، قلب نیاز به محبت و جسم نیاز به خوراک و نوشیدنی دارد.

پس عالم و دعوتگری که برادرانش را برای کسب و کار مشروع تشویق نکند بسیار به اشتباه رفته است. این پارسایی و زهد در غیر جای خودش می‌باشد. عالمی که اندیشه‌ی برادرانش را با دانش صحیح، دلایل قطعی تغذیه کند و دل‌هاییشان را با ارزش اخلاقی و زیبایی تغذیه کند و جسم آنان را با دعوت به عمل بپروراند. زیرا:

((اليدُ العليا خير من اليدِ السُّفْلى))

((دست بالا از دست پایین بهتر است))

[بخاری، مسلم، ابو داود، نسائی و مالك از عبد الله بن عمر]

خواهر وداد:

شاید این اقدام یک استاد برای رسیدن له محوذ دومی باش که می‌خواهیم درباره اش سخن بگوییم که محور اعجاز علمی قرآن وسنت است. استاد ما این سخن خداوند را به ما یادآور شدند که می‌فرماید:

﴿ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ﴾

﴿ پس بدان که به جز خداوند معبودی نیست﴾

 

[محمد: 19]

این دعوت خداوند است برای همراهی علم و ایمان و ارتباط دین با دانش عقلانی و این که علم عقلی و نقلی با دین تناسب پیدا کند و با هم هماهنگ باشند.

اگر دلیل نباشد؛ هر که هر چه بخواهد می‌گوید:

دكتر راتب:

من آیه‌ای را که بیان کردم می‌خواهم یادآور شوم. خداوند می‌فرماید:

﴿ فَاعْلَمْ ﴾

﴿ پس بدان﴾

هر چه گفت: بگو، آیا بحث، درس و دلیل و بررسی تمام نشده است؟

﴿ قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ ﴾

(بگو این راه من است و من با آگاهی به سوی خداوند دعوت می‌کنم)

[يوسف: 108]

معنای اگاهی چیست؟ یعنی با دلیل، استدلال و از روی حکمت.

﴿ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ﴾

﴿ من و کسی که از من پیروی کرد﴾

 

[يوسف: 108]

کسی که دین را بر انسان فرض بدون دلیل و استدلال و تحلیل می‌داند؛ این شخص بر سنت رسول الله نیست،

﴿ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ﴾

﴿ من و کسی که از من پیروی کرد﴾

بنابراین اگر دلیل نبود هر کس هر چه بخواهد می‌گوید.

استاد منير:

به شنوندگان گرامی یادآور می‌شویم که مهمان برنامه‌ی رادیو قرآن کریم در امروز استاد فاضل دکتر محمد راتب نابلسی، رئیس هیئت اعجاز علمی قرآن است که به الجزایر آمده و مهمان هیئت اعجاز علمی قرآن، کتاب و سنت در دفتر الجزائر می‌باشد تا برنامه‌ها و سخنرانی‌هایی را در سراسر الجزایر داشته باشند.

پس از یک میان برنامه‌ی کوتاه که یک سرود است، دوباره با استاد فاضل محمد راتب نابلسی سخن را از سر می‌گیریم:
دكتر راتب:

اگر دنیا را می‌خواهید باید دانش فرا بگیرید و اگر آخرت را می‌خواهید باید دانش فرا بگیرید و اگر هر دو را با هم می‌خواهید باید علم بیندوزید و علم تنها در صورتی به دست می‌آید که خود را وقف آن کنید و اگر بخشی از خود را وقف علم کنید چیزی به دست نمی‌آورید.

استاد منير:

دوباره به شما سلام می‌کنم در رادیو قرآن در بخش ويژه با استاد فاضل محمد راتب نابلسی رئیس هیئت اعجاز قرآن که هم اکنون از طرف هیئت بین المللی اعجاز علمی قرآن و سنت در الجزایر در دفتر الجزایر هستند که دکتر فوزی رمضان اکنون ریاست آن را بر عهده دارند و هم چنین مایه‌ی خرسندی است که به مهمان عزیز فاروق شویکی مدیر برنامه‌های شیخ محمد راتب نابلسی نیز سلام و خوش آمد بگویم.

پیش از این میان برنامه به محور اعجاز علمی قرآن و سنت وارد شدیم و به نظر من خواهر وداد در این باره صحبتی دارند.

خواهر وداد:

بله برادر منیر، جناب دکتر برخی بر این باورند که سخن از اعجاز علمی قرآن کریم بدعتی است که دکتر موریس بوکای آن را ایجاد کرده و مسلمانان آن را پسندیده و آن را به همه جا انتقال داده اند. نظرتان چیست؟

معجزه؛ گواهی خداوند بر اثبات برانگیختن پیامبرانش نزد آفریدگان است:

دكتر راتب:

حقیقتی که ناگزیر باید درباره‌ی آن سخن گفت این است که گواهی خداوند بر رسالت پیامبران گذشته چگونه بوده است؟

خداوند عزوجل پیامبر بزرگواری را فرستاد و به آنان گفت: من پیامبر خداوند هستم، چگونه خداوند به بندگانش گواهی می‌دهد که این انسان پیامبر او است. شهادت خداوند به بندگانش مبنی بر این که او پیامبر وی است از طریق معجزه‌ی حسی بوده است. سیدنا موسی دریا را شکافت و راهی خشک ایجاد نمود، سیدنا عیسی مردگان را زنده می‌کرد و ...

اما پیامبر علیه االسلام خاتم پیامبران است و رسالت او پایان رسالت‌ها است. اگر معجزه حسی باشد مانند جرقه‌ی چوب کبریت که پس از جرقه آتش می‌گیرد. یک خبر می‌شود و برخی باور می‌کنند و برخی باور نمی‌کنند. اما دعوت پیامبر صلی الله علیه وسلم برای تمام جهانیان است.

﴿ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ ﴾

﴿ و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم ﴾

[انبياء: 107 ]

این پایان نبوت‌ها بود، ناگزیر باید معجزه‌ای باشد که خداوند با آن همیشه تا قیامت بر دعوت خود گواهی دهد و معجزه زمانی ادامه خواهد داشت که علمی باشد. پیامبران گذشته معجزات حسی برای اقوام خود آورده‌اند.

﴿ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ﴾

﴿ و براى هر قومى رهبرى است ﴾

[رعد : 7]

فقط برای اقوام خودشان، پس معجز حسی است. این چوب خاموش شد اما یاد آن ماند. قومش او را دیدند اما پیامبر ما برای همه‌ی اقوام و ملل می‌باشد. بنابراین معجزه‌اش باید علمی باشد.

شهادت خداوند مبنی بر پیامبر بودن پیامبرش، از طریق آیات اعجاز علمی:

نکته‌ی قابل توجه این که پیامبر صلی الله علیه وسلم تمام قرآن کریم را با احادیث خود تفسیر نموده است اما چیزی که باورکردنی نیست این است که پیامبر درباره‌ی هزار و سیصد آیه هیچ حدیثی نفرموده است و حتی یک کلمه درباره‌ی آن سخن نگفته است، چرا؟ حکمت چه بوده است؟ اگر پیامبر صلی الله آن را شرحی متناسب با سطح علمی زمان خودش می‌داد ما این شرح و توضیح را انکار می‌کردیم. اگر آن شرحی می‌داد که برای ما قابل قبول می‌بود یارانش آن را نمی‌پذیرفتند. چگونه پیامبر به شرح آیات هستی نپرداخته است، این باور کردنی نیست، یک حکمت بسیار والا داشته است. این آیات هر کدام زمانی دارند. در این زمان عظمت آن آیات هویدا می‌شود. گواهی خداوند بر پیامبرش از طریق آیات اعجاز بوده است. هر چه علم بیشتر پیشرفت می‌کند جنبه‌ای از این آیات را برای ما روش می‌سازد. مثالی می‌زنم که خداوند می‌فرماید:

﴿ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ ﴾

﴿ سوگند به آسمان بارش‏انگيز ﴾

 

[طارق: 11]

 

در گذشته دانشمندان همین قدر می‌دانستند که بخار آب به آسمان می‌رود و به صورت باران بر می‌گردد. وقتی لایه‌ی اتمسفر را کشف کردند مشخص شد که این لایه امواج الکترومغناطیسی را به زمین باز می‌گرداند. اگر این لایه نبود پخش تلویزیونی امکان نداشت و این درس رادیویی نیز وجود نداشت. اگر یک لایه در بلندای فضا به نام اتمسفر نمی‌بود که امواج الکترومغناطسی را به زمین بازگرداند ارتباط تلویزیونی و رسانه‌ای و رادیو هرگز وجود نداشت. می‌گوید:

﴿ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ ﴾

﴿ سوگند به آسمان بارش‏انگيز ﴾

 

لایه‌ی اتمسفر کشف شد. اکنون علم پیشرفت کرده و ثابت کرده که میلیاردها کهکشان وجود دارد و هر کهکشانی میلیاردها سیاره و هر سیاره به دور سیاره‌ای دیگر می‌چرخد و به مکان آغاز نسبی خود باز می‌گردد:

﴿ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ ﴾

﴿ سوگند به آسمان بارش‏انگيز﴾

موضوع اعجاز علمی اولین عاملی که غرب را وادار به پذیرش اسلام می‌کند:

نکته‌ی بسیار ظریفی است. آیات قرآن کریم گاهی یک پیشگویی علمی به شمار می‌رود و بنابراین صدها دانشمند بزرگ در جهان اسلام به وسیله‌ی اعجاز ایمان آورده‌اند و آن کشف حقایقی پیش از هزار و پانصد سال است که اکنون واقع می‌شود و قرآن را به روشنی بیان کرده است:

﴿ وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى * مِنْ نُطْفَةٍ ﴾

﴿ و هم اوست كه دو نوع مى ‏آفريند نر و ماده * از نطفه‏‌اى ﴾

[نجم: 45]

نطفه عامل پسر یا دختر بودن جنین است. این در یک آیه‌ی قرآنی آمده است و علم تازه آن را کشف کرده است. بنابراین به نظر من موضوع اعجاز علمی اولین مضمونی است که غرب را به پذیرش اسلام وا می‌دارد. اما این اعجاز روشی دارد. روش این اعجاز این است که مسأله‌ی علمی از نظر صحت قطعی باشد و حتی دو نفر در جهان بر سر آن اختلاف نداشته باشند و آیه‌ی قرآن دلالت قطعی بر آن نماید و این انطباق کامل باشد. اگر آیه‌ی هستی روشن و دقیق و صحیح و آیه‌ی قرآنی دارای معنای روشن اساسی باشد و انطباق آن دو کامل و همه جانبه باشد این اعجاز است. در غیر این صورت اعجاز باعث نابودی دین می‌شود. زیرا غرب بسیار پلید است. این تفسیر را برای این آیه می‌گیرد. مسأله‌ی علمی آن را نقض می‌کند. اگر آن نقض کند در حقیقت آیه را نقض کرده است. بنابراین خطرناک‌ترین مسأله نگاشتن اعجاز به دست غیر کارشناسان آن است. یک مقوله‌ی علمی مطرح کند و آن را به آیه‌ای به طور کورکورانه ربط دهد. می‌گوید: این اعجاز است. مثلا می‌گوید:

﴿ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ ﴾

﴿ در طومارى گسترده ﴾

[طور: 3]

گفت: سرورم این:

﴿ فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ ﴾

﴿ در ستونهاي كشيده و طولاني!﴾

[همزة: 9]

الکتریسیسته است، خنده دار است. بسیار خنده دار است. اعجاز علمی اکنون بزرگترین ابزار برای قانع کردن غرب است و گاهی نیز باعث نابودی اسلامی می‌شود.

استاد منير:

من در یک سخنرانی از شما در باره‌ی اعجاز علمی پشه شنیدم و من این سخنرانی مهم را گوش می‌دادم که خداوند معجزات را در کوچکترین حیوانات قرار داده و تنها در زمینه‌ی علمی در آسمان قرار نداده است.

نشانه‌های خداوند در کرانه‌ها:

دكتر راتب:

نهنگ صد و پنجاه تن وزن دارد. پشه یک هزارم گرم وزن دارد. این پشه در سر خود- این حقیقت را چه زمانی دریافتید؟ وقتی میکروسکوپ ساخته شد. ذره بین عادی معمولی میکروسکوپی هشت برابر بزرگتر می‌کند اما این میکروسکپ الکترونیکی پانصد هزار بار بزرگتر نشان می‌دهد. پشه زیر این میکروسکوپ گذاشته شد- صد چشم داشت. در دهانش چهل و هشت دندان داشت. در سینه اش سه قلب داشت. یک قلب مرکزی و در هر بال هم یک قلب وجود داشت.

اکنون این پشه سیستمی دارد که هواپیماها ندارند. سیستم ردیابی حرارتی. این حیوان شکل، رنگ و حجم اشیا را نمی‌بیند بلکه آنان را فقط با حرارت می‌بیند. حساسیت این سیستم در پشه یکی از هزارم درجه سانتیگراد است. شما درجه حرارت را با دقت بسیار می‌گیرید و با چشم بسیار تیز بین نگاه می‌کنید و مشاهده می‌کنید که درجه حرارت شما مثلا سی و هفت و سه چهارم درجه است. من بر این باورم که انسان قدرت یک چهارم درجه را دارد اما این پشه حساسیت سیستمش یک هزارم درجه را نیز تشخیص می‌دهد. این پشه سیستم آزمایش خون دارد. هر خونی برایش مناسب نیست. دو برادر بر یک بستر می‌خوابند. اولی بیدار می‌شود و می‌بیند تمام بدنش نیش پشه است. دومی حتی یک نیش هم نمی‌بیند. آزمایش خون می‌گیرد. اگر خون مناسب بود از آن می‌گیرد. اکنون اگر خرطوم خود را در جسم کودک وارد کند آن را می‌زند و می‌کشد. پشه ماده‌ای بی حس کننده ترشح می‌کند و سپس ماده‌ی روان کننده ترشح می‌کند که خون را روان می‌کند زیرا خون انسان لخته می‌شود. اول خون را آزمایش می‌کند. خون را روان می‌سازد. آن را می‌مکد. انسان چه زمانی نیش پشه را احساس می‌کند؟ پس از آن که پشه به فضای اتاق پرواز کرد و مواد بی حس کننده اثرش را از دست داد. وقتی احساس درد می‌کند بر می‌خیزد و آن را می‌زند. در حالی که پشه در فضای اتاق به او می‌خندد.

﴿ إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ﴾

﴿ خداى را از اين كه به پشه ‏اى يا فروتر [يا فراتر] از آن مثل زند شرم نيايد﴾

[بقره: 26]

خواهر وداد:

خداوند متعال نشانه‌های خود را در کرانه‌ها به ما نشان داده است. دکتر آیا فکر می‌کنیم که قرآن کتاب علمی است یا خیر؟ یا کتاب پزشکی و ستاره شناسی است؟

قرآن کتاب هدایت انسان‌ها:

دکتر راتب:

خیر، خیر، اشتباه است. قرآن کتاب هدایت انسان‌ها است. مسائل علمی را به کار برده است اما کتاب علمی نیست. من نمی‌توانم ژئولوژی را در قرآن مطالعه کنم. یک اشاره‌ی ساده‌ای وجود دارد، و یک کتاب راهنما وجود دارد.اگر چیزی به آن بیفزاییم خداوند آن را اراده نکرده است. خداوند خواسته آن کتاب راهنما و هدایت ما باشد. مسائل علمی فراوانی وجود دارد اما این کتاب، کتاب علمی یا ژئولوژی هم نیست.

خواهر وداد:

این کتاب نهایت عقل‌ها است. میان عقل انسان و شگفتی‌های هستی ارتباط برقرار می‌کند و با راهنمایی از سوی الله ناتوانی این عقل را کمال می‌بخشد و مسیرش را دقیق به او می‌آموزد.

دکتر راتب:

انسان پس از خواندن و ژرف نگری قرآن کریم به یک حقیقت بدیهی پی می‌برد این که کسی که هستیها را آفریده همان ذاتی است که قرآن را نازل نموده است.

استاد منير:

تا الآن از اعجاز علمی سخن گفتیم. کاش اندکی از این هیئت علمی قرآن و سنت که ریاست آن را بر عهده دارید برایمان سخن بگویید. فعالیت‌های آن در جهان و این که همان هیئتی است که عبدالله المصلح ریاست آن را برعهده دارد؟

نگاهی به هیئت اعجاز قرآنی کتاب و سنت با ریاست دکتر راتب:

دكتر راتب:

هیئت دیگری وجود ندارد. من به شما می‌گویم: من به این باور دقیق رسیده‌ام که این عصر، عصر علم است. وقتی یک حقیقت دینی مستدل با علم صحیح را بیاورید این درست است. بنابراین من در طی سخنرانی‌های سی و پنج ساله‌ام همیشه خطبه‌ی دوم را تقریبا به موضوع اعجاز علمی اختصاص می‌دادم. چه کردم؟ این موضوعات علمی خطبه‌ی دوم در سی و پنج سال را در یک کتاب گردآوردم و آن را ویراستاری نمودم و با عنوان دایره المعارف اعجاز علمی نامیده شد که تقریبا در دو سال تا کنون به چاپ بیستم رسیده است. این کتاب از خطبه‌های علمی گرفته شده که من در طول سی و پنج سال سخنرانی نموده‌ام. در آن خطبه‌ها یک آیه‌ی علمی را به یکی از نشانه‌های هستی ربط می‌دادم. این ارتباط بسیار دقیق است. گاهی انسان گمان می‌کند که دین قدیمی است و فکر می‌کند که علم بسیار بزرگ است اما وقتی آیات اعجاز را می‌خواند می‌بیند که خالق هستی‌ها همان کسی است که قرآن را نازل نموده است و از این که تمام دانش‌های معاصر به شکل شگفت انگیزی در قرآن وجود دارد، تعجب می‌کند.

من می‌گویم: در این دین تنها اعجاز علمی است که طرف دیگر –هر کس که باشد- را قانع می‌کند. برخی از علمای اعجاز پیرامون دنیا چرخیده‌اند و صدها دانشمند بزرگ به دست آنان اسلام آورده‌اند. یک دانشمند بزرگ چیزی کشف کرده که می‌بیند قرآن آن را در هزار و چهارصد سال پیش بیان کرده است. باور نمی‌کند این کلام خداوند متعال است.

استاد منير:

از سخن خداوند می‌فهمیم:

﴿إنما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ﴾

﴿ از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ ترسند ﴾

[فاطر: 28]

آنان کسانی‌اند که آن طور که باید از خداوند می‌ترسند و عظمت خداوند سبحانه و تعالی را درک می کنند.

عظمت خداوند در هستی:

دکتر راتب:

نزدیک‌ترین ستاره درخشان به زمین چهار سال نوری فاصله دارد. یعنی نور در یک ثانیه سیصد هزار کیلومتر می‌پیماید و در دقیقه در شصت ضرب می‌کنیم و در روز ضرب در بیست و چهار می‌کنیم و در سال ضرب در سیصد و شصت و پنج می‌کنیم و در چهار سال ضرب در چهار می‌کنیم. پسر کوچک شما با فشردن کلیدهای ماشین حساب به شما می‌گوید که زمین با این ستاره غیر از خورشید، چقدر فاصله دارد. اگر یک خودرو زمینی بسیار پیشرفته باشد و با سرعت زمینی به این ستاره برسیم. یعنی نزدیک‌ترین ستاره یا سیاره‌ی درخشان که چهار سال نوری از ما فاصله دارد اما چهار سال یعنی سیصد هزار کیلومتر ضرب در شصت، ضرب در شصت، ضرب در بیست و چهار، ضرب در سیصد و شصت و پنج، ضرب در چهار که انسان برای رسیدن به این ستاره با یک خودروی زمینی به پنجاه میلیون سال نیاز دارد. معنای چهار سال نوری چیست؟ یعنی پنجاه میلیون سال با این خودرو. تاریخ این انسان ده هزار سال است. این نزدیک‌ترین ستاره‌ی درخشان است. به ستاره‌ی قطب بنگرید. چهار هزار سال نوری فاصله دارد. ما چهار تا بود حالا چهار هزار شد. کهکشان آندرمدا دو میلیون سال نوری از ما دور است. جدید‌ترین کهکشان اکنون حدود بیست و چهار میلیارد سال نوری از ما دور است. این آیه را بخوانید:

﴿ فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ * وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴾

﴿ نه [چنين است كه مى ‏پنداريد] سوگند به جايگاه ‏هاى [ويژه و فواصل معين] ستارگان * اگر بدانيد آن سوگندى سخت بزرگ است ﴾

[واقعه: 75-76]

بنابراین:

﴿يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ﴾

﴿ از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ ترسند ﴾

 

خواهر وداد:

بنابراین انسان احساس می‌کند در این هستی با چیزی برابر نیست.

استاد منير:

عظمت خداوند متعال در میان آفریده‌هایش مشخص می‌شود.

خواهر وداد:

برادر منیز به من اجازه بدهید پیش از پرداختن به مسائل دیگر، هیئت علمی شما به اعجاز علمی قرآن می‌پردازد آیا با هیئت‌های علمی دیگر هم ارتباط دارد؟ آیا با استفاده از اعجاز به این دین دعوت می‌کنید؟

دکتر راتب تنها دعوتگر اعجاز علمی در سرزمین شام:

دکتر راتب:

من در شام تقریبا تنها دعوتگر اعجاز علمی هستم. من استاد اعجاز علمی در دانشگاه هستم. در دانشگاه کار علمی داریم. در مسجد جامع خودم دعوت است. من کتاب‌هایی دارم یعنی این موضوع در همین حد است.

استاد منیر:

سرزمین شام در دل‌های همه‌ی ما عزیز است.

اعجاز خداوند در هستی:

دکتر راتب:

پیش از آن زمین هر سال یک بار به دور خورشید می‌چرخید. ستاره‌ای به نام قلب عقرب وجود دارد. طبیعتا خورشید یک میلیون و سیصد هزار بار از زمین بزرگتر است. یعنی یک میلیون و سیصد هزار زمین در دل خورشید جای می‌گیرد. فاصله‌ی آن دو صد و پنجاه و شش میلیون کیلومتر فاصله دارد. نور آن را در هشت دقیقه می‌پیماید. وقتی خورشید غروب می‌کند چند دقیقه قبل غروب کرده است. میان زمین و خورشید صد و پنجاه و شش میلیون کیلومتر فاصله است. خورشید یک میلیون و سیصد هزار برابر زمین است. یک ستاره‌ی کوچک در برج عقرب به نام قلب عقرب وجود دارد که زمین و خورشید را با فاصله‌ی میان آن دو در خود جای می‌دهد. نام این خورشید قلب عقرب است. در برج عقرب وجود دارد. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ﴾

﴿ سوگند به آسمان آكنده ز برج﴾

[بروج: 1]

وقتی زمین به دور خورشید می‌چرخد از دوازده برج می‌گذرد. یکی از این برج‌ها برج عقرب است. یک ستاره‌ی کوچک سرخ رنگ درخشان به نام قلب عقرب وجود دارد که تمام خورشید و زمین و مسافت بین آن‌ها در آن جای می‌گیرد. آیا باید از این خدای بزرگ نافرمانی کرد؟ آیا نباید او را دوست داشت؟ آیا نباید امید بهشت او را داشت؟ آیا نباید از آتش او ترسید؟

استاد منير:

﴿ وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ﴾

﴿ خدا را چنان كه بايد نشناختند﴾

 

[انعام: 91]

چنان که مولی تعالی می‌فرماید طبیعتا این چیزی است که ما می‌دانیم و آنچه پنهان است گسترده‌تر از آن است که عقل ما بتواند آن را درک کند. آن چه نهان است بیشتر و گسترده‌تر است. خواهرم وداد آیا نکته‌ای در این خصوص دارید؟

خواهر وداد:

البته، من از این هیئت‌های علمی به شگفت آمده‌ام و چرا دانشجویان شما یا کسانی که می‌خواهند خود را به این هیئت بین المللی منسوب کنند، چرا این دعوت را گسترش نمی‌دهند؟ چرا پیرامون اعجاز علمی در قرآن کریم نمی‌نویسند تا در غرب منتشر گردد؟ ما می‌دانیم که شما یک سایت مخصوص اعجاز علمی قرآن دارید.

سایت مخصوص دکتر محمد راتب نابلسی :

دکتر راتب:

سایت من به انگلیسی، فرانسوی است و هزاران تن از سایت من روزانه بازدید می‌کنند.

استاد منير:

سایت دکتر محمد راتب نابلسی را یادآوری می‌کنیم www.nablsy.com تا شنوندگان آن را بشنوند:

دکتر راتب:

برادران شنونده‌ای که گوگل را می‌شناسند هر واژه‌ای را در گوگل بنویسند جستجو می‌کندو شما فقط راتب بنویسید. یا فقط نابلسی بنویسید. چه عربی و چه انگلیسی بنویسید سایت در نهصد هزار مورد، در چهار میلیون و شصت هزار مورد پیدا می‌شود.

استاد منير:

من یک عبارت بگویم. بله دکتر فوزی رمضان.

نگاهی به هیئت علمی اعجاز علمی قرآن کریم و سنت:

دکتر فوزی:

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. من می‌خواهم به یک مسأله در هیئت بین المللی اعجاز علمی قرآن کریم و سنت اشاره کنم. این هیئت در سال هزار و چهارصد هجری در مکه مکرمه تحت نظر انجمن علم اسلامی تأسیس شد که بنیانگذار آن دکتر علامه عبدالمجید زندانی رئیس هیئت جهانی قرآن و سنت می‌باشد. اکنون استاد ما عبدالله مصلح رئیس آن است. این هیئت در تمام کشورهای عربی دفتر دارد. ما نیز حتی در کشورهای غربی نماینده داریم. اخیرا به دهمین کنفرانس هیئت جهانی در ترکیه رفتیم و علمای بسیاری آمده بودند. من پژوهشی درباره‌ی عده‌ی مطلقه بیان نمودم. این بحث در سطح جهانی تازگی داشت. درباره‌ی حکمت الهی و معجزه‌ی علمی و ان شاء الله کنفرانسی را در 2011-2013 در فرانسه برگزار خواهیم نمود و این کنفرانس منحصر به فرد خواهد بود. مثلا من به عنوان یک متخصص اعجاز پزشکی حقیقت قرآنی را می‌آورم و یک دکتر فرانسوی درباره‌ی حقیقت علمی در برابر مردم سخنرانی می‌کند. ما به جهانیان ثابت می‌کنیم که این کتاب را خداوند نازل فرموده است و محمد بر حق است، رسول ما بر حق است، ما بر حق هستیم و غیر ما بر باطل است.

هیئت علمی تألیفات فراوانی دارد و ما الحمدلله هم چنان روش اعجاز را تدریس می‌کنیم و امسال به عنوان یک روش تدریس به دانشگاه الجزائر نیز خواهد رسید. علم ادیان و علم هستی را با هم یک جا گرد می‌آوریم. این هدف ما در هیئت جهانی است. ما –هر چند مجال آن کم است- اما از دکتر فاضل راتب نابلسی استفاده می‌کنیم و از علم او بهره می‌بریم و از نتایجی که به آن رسیده نیز استفاده می‌کنیم. زیرا کسی که استادی ندارد نمی‌تواند چیزی بیاموزد و بنابراین استاد و شیخ ما که این روش را به ما می‌آموزد ایشان هستند. هر وقت ایمان ما سست شود، این باطری را شارژ میکنیم. تا بتوانیم با مردم گفتمان دینی صورت دهیم که بر پایه‌ی عقل باشد. اگر عقل آرام گرفت جان آرام می‌گیرد. اگر قلب آرام گرفت اندام‌ها نیز آرام می‌گیرند. هدف ما در هیئت جهانی همین است. ما با زبان علم و زبان امروز سخن می‌گوییم. ما با زبان‌های زیادی از جمله انگلیسی و فرانسوی سخن می‌گوییم. به خصوص در دانشگاه‌ها گفتمان متمایزی داریم.

یک مسأله‌ی دیگر نیز می‌خواهم مطرح کنم. مسأله‌ی حرمت رضاعی. چرا شریعت ما هر چه برای برادر حرام گردانیده برای برادر رضاعی نیز حرام قرار داده است. چنان که گفتم حکمت‌های والایی وجود دارد: هر چه خداوند تشریع کرده بنا به حکمتی است. تنها برای یک هدف بوده است. یک دانشمند استرالیایی در شیر مادر در هر میلی لیتر صدهزار سلول بنیادی وجود دارد که هر طور بخواهد تشکیل می‌شود. این برادر و برادرش هر دو همین سلول‌ها را دارند. بنابراین همان ساختار ژنتیکی سلول‌ها در او نیز وجود دارد. یک دانشمند ژاپنی این سلول‌ها را کاشته و مشاهده نموده که نسبت سلول‌های بنیادین سلول‌هایی است که ستون فقرات و استخوان‌ها را تشکیل می‌دهد و همان طور که می‌دانید ستون فقرات و نخاع عامل تشکیل گروه خونی است و تمام خون و گلبول‌های سفید و قرمز را تشکیل می‌دهد و این دلیل قطعی است که خداوند این قانون را نهاده است و محمد صلی الله علیه وسلم به عنوان فرستاده‌ی خداوند است. برادران گرامی، ما تنها امتی هستیم که در این جهان دلیل علمی و عقلی بر صحت دین خود داریم.

خواهر وداد:

من هم برای همین این پرسش را از دکتر پرسیدم که آیا این علم به خارج هم صادر می‌شود؟ حتی دکتر زندانی برخی از پژوهش‌هاییش در مقدمه‌ی برخی از کتاب‌های ژاپنی وجود دارد.

اصل اسلام است:

دکتر راتب:

اما من توضیحی بر سخنان دکتر دارم خداوند به ایشان خیر دهد. ما وقتی اسلام موافق علم باشد آن را نمی‌ستاییم بلکه علم زمانی که با اسلام تناسب یابد آن را می‌ستاییم. اصل اسلام است. اصل وحی آسمانی است. وحی آسمانی مطلق است.

استاد منير:

سپاسگزار از شما دکتر فوزی رمضان به خاطر این توضیح بسیار مهم شما در ارتباط با فعالیت‌های هیئت جهانی اعجاز علمی قرآن و سنت. سخنی را از دکتر زغلول نجار شنیدم که او نیز در زمینه‌ی اعجاز علمی قرآن کار می‌کند، یکی از مسیحیان هنگام اسلام آوردن از او پرسیده است: گناه پدرم چیست که مسیحی مرده است و او به خاطر ناتوانی شما در رساندن اسلام به آتش افکنده می‌شود. شما این امانت را به مردم نرسانده اید. گناه پدر من چیست که به خاطر کم کاری شما در آتش بسوزد؟

دعوت به خداوند فرض عین بر هر مسلمانی است:

دکتر راتب:

در اسپانیا بودم. زن اسپانیایی برخاست و گفت: من بر گردن شما حق دارم. گناه من چیست؟ به خدا پس از این سخنان تمام زبان‌ها را در سایت خودم گنجاندم تا هر کس از هر زبانی سئوال خود را بپرسد. مترجمانی برای ترجمه سایت داریم. این سخنان روی من تأثیر گذاشت. گناه ما چیست؟ بلکه حق با شما است.

خواهر وداد:

بنابراین دکتر در سخن اول خودشان گفتند که دعوت بر هر مسلمانی فرض عین است.

تمام خیر در این دین است و ما در سطحی نیستیم که با غرب سخن بگوییم:

استاد فوزي:

وقتی ما به آمریکا رفتیم و جهان را دیدیم. خدا را شکر، خداوند پژوهش در هیئت جهانی را به من لطف کرده است و بنابراین به آفریقا، اروپا، آمریکا، آسیا سفر کرده‌ام. استاد ما بارها به آمریکا رفته است. یک بار سوگند خورد که انسان وقتی با آنان زندگی می‌کند آنان را چهارپایانی می‌یابد که بر دو پا زندگی راه می‌روند. باری همه‌ی ما در مغرب بودیم. کنفرانس اعجاز در فاس برگزار می‌شد. رئیس انجمن اشبیلیه و همسر او نیز با ما آمد. یک دانشمند بزرگ با همسر خود با ما آمد. در این انجمن دانشمندانی از جمله استاد ما مصلح بودند. من شروع به ترجمه به فرانسوی نمودم. و با او درباره‌ی آفرینش انسان در حوزه‌ی پزشکی و قرآن سخن گفتم. چگونه محمد صلی الله علیه وسلم در آیات سوره‌ی نور در باره‌ی خلقت انسان سخن گفته است که از نطفه، سپس علقه، سپس مضغه و استخوان آفریده شده و استخوان با گوشت پوشیده شده است. و درباره‌ی حقایق علمی سخن گفتم. درباره‌ی دو مبحث سخن گفتم. به خدای یگانه سوگند من تصویرش را در موبایل خود دارم وقتی یکی از مغربیان آمد و قرآن خواند این مرد گریست. آنان عربی نمی‌دانستند. اسلام را نمی‌شناختند. این مرد به شیخ مصلح چه گفت؟ گفت: ما در اروپا مانند حیوانات زندگی می‌کنیم. این بهترین روز زندگی من بود که هدر نرفت. این سخنان را نرسانده‌ایم. دین را نرسانده‌ایم. برادران ما کوتاهی کرده‌ایم. به خاطر این کوتاهی در درگاه الهی محاسبه خواهیم شد. زیرا تمام خیر در این دین است. و ما متأسفانه در سطحی نیستیم که بتوانیم با غرب سخن بگوییم.

 

خواهر وداد:

و شگفتی‌های این دین را معرفی می‌کنیم چون ما این دین را نمی‌شناسیم.

اعجاز علمی و رساندن این اندیشه به دیگران:

دکتر راتب:

یک دانشجو در کشوری غربی پدری سنگدل داشت. وقتی در رفتن به کلیسا کوتاهی کرد او را به شدت کتک زد. او خانه را رها کرد و کافر شد. او آن قدر به تحصیل ادامه داد تا استاد ریاضیات در دانشگاه لوس آنجلس شد. او طبیعتا در این دانشگاه کافر بود. دختر دانشجویی در روزهای تابستانی گرم نزد او رفت. او دارای حجاب کامل بود. استادش وی را فرستاده بود. این استاد از استاد خود او قوی‌تر بود. وقتی مسأله‌ی دشواری برخورد می‌کرد آن را به این استاد ارجاع می‌داد. وقتی وی این دختر دانشجو را به این شکل دید گفت: باید این دختر دلیل قانع کننده‌ای داشته باشد که من نمی‌دانم. او بر عکس بیشتر دختران آمریکا عمل می‌کند. در تابستان دختران نیمه عریان هستند. او شروع به خواندن قرآن نمود و با موریس بوکای تماس گرفت و این باعث اسلام آوردن او گردید. او در نماز گریه می‌کرد. یکی با انتقاد به او گفت: تو از عربی چیزی نمی‌دانی چطور گریه می‌کنی؟ گفت: چگونه نوزاد در آغوش مادرش آرام می‌گیرد ولی زبان مادرش را نمی‌داند و مادرش نیز زبان او را نمی‌داند؟ حقیقت داستان او شگفت آور است. کتابی را چاپ کرد. کتاب به زبان عربی نیز ترجمه شده است. جفری لنک اکنون یکی از بزرگترین داعیان در آمریکا است که پیش از این کافر بود.

استاد منير:

حال که درباره‌ی اعجاز علمی و ارسال این اندیشه به دیگران سخن می‌گوییم. می‌خواهم اندکی به جایگاه رسانه‌ها و رادیوهای محلی از جمله رادیو قرآن در این زمینه تأمل کنیم. به نظر شما نقش آن چطور است و رسانه‌ها از جمله رادیو قرآن در ارسال این اندیشه باید چه نقشی ایفا نماید؟

خواهر وداد:

برادر منیر، گروه نابلسی در رادیو قرآن برنامه‌هایی داشتند که هنوز هم درباره‌ی اعجاز علمی قرآن پیرامون نام‌های نیک خداوند، زنان صحابه و همسران پیامبر پخش می‌شود.

دین توفیقی است نه عوض می‌شود و نه تغییر می‌کند:

دکتر راتب:

به نظر من دین نه عوض می‌شود و نه تغییر می‌کند. دین توفیقی است. اما باید گفتمان دینی را تغییر بدهیم. با قلب‌ها سخن بگوییم. با زندگی سخن بگوییم. باید گفتمان علمی باشد. باید صادقانه باشد. باید ژرف باشد. باید شنونده بر حقایق این قرآن بزرگ تأکید کند زیرا او در حقیقت انسان است و انسان به چیزهای بزرگ روی می‌آورد و اگر شما عظمت این دین را به او بفهمانید به آن روی می‌آورد.

من اکنون می‌گویم: از آنجا که ارتباط میان تمام جهان وجود دارد گفتمان معمولی کافی نیست و گفتمان دینی سنتی دیگر کفایت نمی‌کند باید یک گفتمان دینی نوگرایی وجود داشته باشد. مبتنی بر علم باشد. بیشترین چیزی که آیات قرآن کریم و احادیث صحیح پیامبر در زمان ما به وسیله‌ی آن به درستی پیاده سازی شود. حتی به نظر من مشکلات من با اسلام و قرآن حل می‌شود. اما وقتی که گفتمان سنتی برگرفته از کتاب‌های بی پایه و به دور از واقعیت‌های زندگی باشد بی اثر است.

استاد منير:

دکتر محمد راتب نابلسی می‌خواهیم اکنون اندکی در باره‌ی برنامه‌ای که از رادیو قرآن کریم پخش می‌شود، سخن بگوییم که درباره‌ی نام‌های نیک خداوند است. ما وقتی به درگاه الله دعا می‌کنیم او را به نام‌های نیک و صفات والای او می‌خوانیم. می‌خواهیم این مفهوم را برای شنونده رادیو قرآن کریم ساده نماییم و نام‌های نیک خداوند و صفات او را برایشان تبیین نماییم.

در مقدمه‌ی عقیده‌ی اسلامی نام‌های نیک خداوند می‌آید:

دکتر راتب:

پیش از آن خداوند متعال می‌فرماید:

﴿ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً ﴾

﴿ و كيست‏ خوشگفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نمايد و كار نيک كند ﴾

[فصلت: 33]

و یک آیه‌ی قرآنی دیگر:

﴿ وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا ﴾

﴿ و نام‌هاى نيكو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانيد﴾

[اعراف: 180]

چگونه؟ وقتی درباره‌ی نام الشکور می‌خوانم سپاسگزار خداوند هستم و بنابراین بر خداوند توکل می‌نمایم. وقتی درباره‌ی نام العفو خداوند می‌خوانم دشمنانم را می‌بخشم تا به خداوند نزدیک شوم. خداوند خواسته تا کمال را از نام‌های نیک او بگیریم. این کمال ابزاری برای روی آوردن به خداوند است. من بر این باورم که عقیده‌ی اسلامی در ابتدا با نام‌های نیک خداوند آغاز می‌شود.

شما گاهی شخصی به دیدنتان می‌آید. به او می‌گویید: نام مبارکتان؟ نام او را یاد گرفتید، شغل؟ متأهل یا مجرد؟ کجا ساکن هست؟

نام‌های نیک یک اصل در عقیده:

شما چگونه خداوند را می‌شناسید؟ باید او را از بخشش، کرم، بردباری، قدرت، قوت، و انتقام گیری‌اش از دشمنان دین بشناسید. نام‌های نیک یک اصل در عقیده است. اما متأسفانه در بیشتر کتاب‌های پیشین نام عبارت از دو یا سه خط بوده است. بنده‌ی نیازمند به توفیق الهی به تنهایی مجموعه نام‌های نیک خداوند را کار کرده‌ام. درس سی دقیقه است. هر اسم دو یا سه درس طول می‌کشد. من بیان عظمت نام‌ها از طریق آفریده‌ها و هستی بسط و گسترش داده‌ام. هر نامی از نام‌های نیک الله مثلا الودود، نمونه‌های بسیاری از مودت خداوند در زندگی ما وجود دارد. چند نمونه؟ وقتی نام‌های نیک را با قرآن و آفریده‌ها بیان می‌کنم. آفریده‌ها نشانه‌هایی بی پایان هستند. هر نامی از نام‌های نیک الله را می‌توان با صد دلیل از آفریده‌ها بیان نمود. اسم لطیف، طفل بدون هیچ دردی دندانش می‌افتد و آن را همراه غذا می‌یابد. بزرگترین دندانپزشک نمی‌تواند دندانی را بدون درد یا بدون استفاده از بی حسی بکشد. خداوند بسیار مهربان است. از لطف خداوند بسیاری چیزها می‌گیریم. من نام‌های نیک را یکی از اصول عقیده می‌دانم. در عقیده آمده است اما شرح آن با آیات الهی است. آیات الهی سه دسته‌اند؛ آیات هستی، تکوینی و قرآنی. این‌ها راه‌های رسیدن به خدا است. آیات هستی آفریده‌های او است. آیات تکوینی افعال او است و آیات قرآنی کلام او است. من با استفاده از آفریده‌ها، افعال و کلامش او را می‌شناسم. این معنای سخن او تعالی است:

﴿ و نام‌هاى نيكو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانيد﴾

[اعراف: 180]

یعنی ای مؤمن کمال خود را از نام‌های نیک خداوند بگیر. با این کمال به او نزدیک شو. با بخشش کسی که به تو بدی کرده و با مهربانی و بزرگواری‌ات به خداوند نزدیک شو.

استاد منير:

به نظرم استاد فاضل فاروق شویکی مدیر برنامه‌های دکتر محمد راتب نابلسی می‌خواهد در اینجا به نوبه‌ی خود ارائه‌ی نظر نماید.

الگو در دعوت به سوی الله چیز مهمی است:

استاد فاروق:

خداوند به استاد ما خیر عنایت فرماید. خداوند به من لطف نموده و سال‌ها است که در خدمت ایشان هستم. استاد بزرگوارم بر موضوع الگو تأکید می‌کرد. باری به او گفتم: خداوند به من لطف نموده تا علم تو را بشنوم و یاد بگیرم اما اکنون از عمل تو استفاده می‌کنم و این مهم است. این چیزی بود که خداوند خیرش دهد بر آن تأکید می‌نمود الگو، الگو و باز هم الگو. یک داستان کوتاه دارم اگر استادم اجازه بدهند تعریف کنم. پزشکی به لطف خداوند اسلام آورد. به لطف شیخ خداوند خیرش دهد، به دین باز گشت. دلیل این امر الگو بود. او به علم ایشان گوش داده بود. از این دانش فراوان شگفت زده شده بود. با شیخ دیداری داشت. این پزشک وقتی با شیخ تماس گرفت به او گفت: من در مصر هستم و هفته‌ی بعد ان شاء الله بر می‌گردم. و با شما ملاقات می‌کنم. پس از یک هفته تقریبا یا ده روز این پزشک به شیخ زنگ زد و ایشان از او استقبال کرد. او به مسجد آمد. شیخ به خانه‌اش رفت و او را برای ناهار دعوت کرد. شاهد داستان این است که به او گفت: ای شیخ به خدا تعریف علم فراوان تو را شنیده بودم اما این دیدار و این دعوت و این تعامل در یک کفه‌ی ترازو و علم شما در کفه‌ی دیگر. الگو بسیار مهم است. این چیزی بود که ما از شیخ آموختیم.

خواهر وداد:

می خواستم در آخر برنامه از شما استفاده کنم تا از زندگی روزمره‌ی جناب شیخ راتب نابلسی برایمان روایت کنید.

الگو پیش از دعوت و احسان پیش از بیان:

دکتر راتب:

به عنوان تتمه بر سخنان فاروق، خدا خیرش دهد، الگو پیش از دعوت است و احسان پیش از بیان باید باشد. یعنی قلب شنونده را با احسان خود فتح کنید عقل او برای دریافت سخنان شما باز می‌شود.

استاد منير:

این روش پیامبر صلی الله علیه وسلم در گذشته بوده است. این مفهومی که به ذهنم خطور کرد دقیقا همان چیزی است که فاروق درباره‌اش سخن گفت و دکتر فوزی رمضان درباره‌ی نظرات شما در خصوص هیئت اعجاز قرآن سخن گفت. من تعریف اخلاق و تواضع شما را پیش از علمتان شنیده‌ام دکتر راتب نابلسی عزیز.

خواهر وداد:

به محور دیگری می‌پردازیم. پس از یک میان برنامه بر می‌گردیم. این محور مهمی است. شنوندگان عزیز اندکی استراحت به شما می‌دهیم و پس از چند لحظه باز می‌گردیم.

هر انسانی زیانکار است زیرا گذر زمان او را از بین می‌برد:

دکتر راتب:

﴿ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً *الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ﴾

﴿ بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم * [آنان] كسانى‏ اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى ‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏ دهند ﴾

[كهف]

بنابراین در برخی از آثار آمده است: روح میت بر بالای جسد پرواز می‌کند و می‌گوید: ای اهل من، ای پدر دنیا چنان که با من بازی کرد با شما بازی نکند. از حلال و حرام مال گرد آوردم. در حلال و حرام هزینه کردم. گوارای شما و عذاب من است. بنابراین خداوند می‌فرماید:

﴿ وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾

﴿ سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل] * كه واقعا انسان دستخوش زيان است * مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏ اند﴾

[عصر]

یعنی بدون شک هر انسانی زیانکار است. چرا؟ زیرا گذر زمان او را نابود می‌کند. انسان متشکل از چند روز است هر روزی که می‌گذرد بخشی از وی از بین می‌رود. چه چیزی او را نجات می‌دهد؟

﴿ إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾

 

 

یعنی به دنبال حقیقت باشید و بر اساس آن عمل کنید و به آن بخوانید و در جستجوی آن شکیبا باشید، به آن عمل کنید و به سوی آن بخوانید تا از زیان برهید:

﴿ وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾

 ﴿ مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏ اند﴾

استاد منير:

بنابراین این صدای استاد فاضل دکتر محمد راتب نابلسی بود که افتخار دیدار زنده با ایشان را داشتیم. اینجا رادیو قرآن کریم، خواهر وداد اکنون به سراغ محور می‌رویم.

خواهر وداد:

محور پایانی محور بسیار دردناکی است. واقعیت امروز جهان اسلام است. نمی‌خواهیم آن را ورق بزنیم. نمی‌خواهیم وارد جزئیات آن شویم. اما این وضع، وضع تلخی است چگونه از آن رهایی یابیم؟ دکتر محمد راتب دیدگاه خاصی دارند؟

واقع گرایی همزمان ارزشی علمی و اخلاقی است:

دکتر راتب:

در جهان اسلام وضعیتی وجود دارد که این باید باعث شود دور هم بنشینیم و درباره‌ی اشتباهاتمان سخن بگوییم. من این نشست را تازیانه به خود می‌نامم. نمی‌توانیم پس از آن بایستیم. این اشتباه بزرگی است. ما نکات مثبت فراوانی داریم.

باری یک شخص بر روی رود سن در پاریس ایستاده بود. یک دانشجو او را دید. دوست داشت زبان فرانسوی را با این شخص تمرین کند. به او گفت: به چه می‌اندیشی؟ به او گفت: به کشتن پدرم. به او گفت: عجیب است! چرا؟ گفت: من عاشق دختری بودم و او وی را از من ربود.

من به انسان‌های مشرق می‌اندیشم. اولین دغدغه‌ی او ازدواج فرزندان او است. وقتی همه فرزندانش ازدواج کردند بسیار شادمان می‌شود. وقتی من فضایل جهان اسلام را فراموش می‌کنم نکات مثبت را فراموش می‌کنم. مسائل خوب زندگی را فراموش می‌کنم. اما گاهی خودمان را به نادانی می‌زنیم و تنها در پی یافتن اشتباهاتمان هستیم. من خواهش می‌کنم تعادل داشته باشیم و زمانی که اشتباهات را بیان می‌کنیم خوبی‌ها را هم در نظر بگیریم. خانواده نزد ما مقدس است. پدر پدر، مادر مادر، دختر دختر، و داماد داماد است. اما در کشورهای دیگر خانواده نابود شده است. جامعه از هم پاشیده است. جامعه‌ای که در لجن ابتذال افتاده است. ما ويژگی‌های بسیار مهمی داریم. من خواهشم می‌کنم و از یک رهگذر علمی همیشه سخن می‌گویم: واقعیت گرایی همزمان ارزش علمی و اخلاقی دارد. اگر شما واقعیت گرا باشید علمی نیز هستید. اگر واقعیت گرا باشید اخلاق گرا نیز هستید. جهان اسلام بسیار در رنج است. اما نکات مثبت فراوانی نیز دارد.

باری یک دکتر در دانشگاه که یکی از بزرگترین دانشمندان روانشناس به شمار می‌رفت و استاد من بود خداوند او را رحمت کند، در یک کنفرانس در آلمان حاضر شد و گفت: در صد بیماری‌های روانی در ملت آلمان صد و پنجاه و هفت درصد است. من تعجب کردم. در حالی که در خاورمیانه تنها به دلیل ایمان این درصد اندک است.

ما در سرزمین خود نکات مثبتی داریم. من می‌گویم چون شما می‌دانید باید واقع گرا باشید. هم نیمه‌ی پر لیوان را ببینید و هم نیمه‌ی خالی آن را مشاهده کنید. اما بدون آن که احساس کنیم نکات مثبت آنان را می‌بینیم و نکات منفی خودمان را مشاهده می‌نماییم. طبعا تفاوت فراوان است. دیدگاه واقعیت گرا نیست. دیدگاه واقعیت گرا یعنی هم نیمه‌ی پر و هم نیمه‌ی خالی لیوان را در کنار هم ببینید.

استاد منير:

این در ارتباط با دعوتگر، اما اندیشمند کسی است که باید این کار دشوار را بر عهده بگیرد.

دکتر راتب:

هر پدری در سرزمین اسلامی دغدغهاش فرزندانش هست. دخترانش. موانع بسیار زیبای اخلاقی وجود دارد. موانع علمی وجود دارد. هر انسانی در حد خودش ایستاده است. این‌ها ملموس است. در حالی که در جهان دیگر آنان از زمین تا آسمان از ارزش‌ها و اصول به دور‌اند.

خواهر وداد:

دکتر امروز بر سر راه دعوت موانعی وجود دارد به نظر شما چگونه باید این مشکلات را حل نمود؟ یا حداقل چگونه باید از آن رهایی یافت؟

تمرکز بر جنبه‌های مثبت ما را متحد می‌سازد:

دکتر راتب:

اگر بی حد و نهایت به غرب بگراییم اصلاح دشوار می‌شود. باید پیشگیری نمود. دلیل:

﴿ وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ ﴾

﴿ و چون از آن ها و از آن چه كه جز خدا مى ‏پرستند كناره گرفتيد﴾

[كهف: 16]

اگر کسی خداوند را عبادت نکند، شهوت پرست خواهد شد.

﴿ أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ ﴾

﴿ آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى﴾

[فرقان: 43]

کسی که شهوت پرست است باید از او دور شد. اما اگر اختلاط شدید و گرایش و تبادل در همه‌ی زمینه‌ها وجود داشته باشد، به خدا من این اختلاط شدید با طرف دیگر که پایبند نیست، را مشکل نمی‌دانم. مشکل چیست؟ از یکی از اندیشمندان بزرگ پرسیدند چه چیز را بگیریم و چه چیزی را رها کنیم؟ گفت: آن چه در سر آنان است را می‌گیریم و آنچه در نفس آنان است رها می‌کنیم. علوم آنان را فرا می‌گیریم و شهوت‌ها را رها می‌سازیم. اما اگر پیرو نفوس آنان باشیم و به دنبال علوم آنان نرویم چه می‌شود؟ مشکل اینجا است. ما جنبه‌های مثبت فراوانی داریم. من می‌گویم تمرکز بر آن گاهی ما را متحد می‌کند.

یک حقیقت است که باید با صراحت بگویم. در پی شکست‌های متوالی اسلام حالتی در میان مسلمانان ایجاد شده که احساس ناکامی، ناامیدی و بن بست نام دارد. فروپاشی نظام مالی جهانی نکته‌ی مثبتی بود. پیروزی برادران ما در فلسطین در مقابل ده هزار رزمنده با بزرگترین سپاه در منطقه یک نکته‌ی مثبت، وضعیت بی دینی در ترکیه تبدیل به وضعیت دینی شد، نکته‌ی مثبت، پس خداوند به ما لطف کرده و جنبه‌های مثبتی بخشیده است. یعنی در زندگی ما نکات مثبت بسیار قوی وجود دارد. ده هزار انسان فقط با تفنگ در مقابل بزرگترین سپاه منطقه، این نکته‌ی مثبت است. گویی خداوند با این حالت ناکامی و ناامیدی و بن بست جنبه‌های مثبتی به ما بخشیده است. این جنبه‌های مثبت را باید بیان کنیم. و بر آن تاکید نماییم و به آن افتخار نماییم. حقیقت این است که بزرگترین خطر شکست درونی است. شکست جنگی آسان است اما بزرگترین خطر، شکست از درون است. بنابراین بیان اشتباهات به طور مستمر ما را به ناکامی، ناامیدی، و بن بست می‌کشاند. خداوند به ما جنبه‌های مثبت فراوانی بخشیده است. باید این جنبه‌ها را بگیریم.

استاد منیر:

به خدا می‌خواستم که دیدار ما با دکتر محمد راتب نابلسی به طول انجامد. نمی‌خواهیم شما را خسته کنیم. در پایان این جلسه همین بس که دکتر نابلسی می‌خواهند به شنوندگان رادیو قرآن کریم نصیحتی کنند و نکته‌ای را در این دیدار صمیمی بیان کنند.

کسی که به خداوند بی اهمیت باشد خداوند به او اهمیتی نمی‌دهد:

دکتر راتب:

من همیشه یک سخن را می‌گویم که گاهی دردناک است. موقعیت منفی که در آن قرار داریم به این دلیل است که خداوند بی اهمیت بودیم و خداوند به ما اهمیتی نداده است. اگر خداوند را بزرگ می‌شمردیم در وضعیتی دیگر بودیم. بنابراین نکته‌ی بسیار مهم این است که وقتی این دین را بزرگ می‌شماریم این پیامبر را بزرگ می‌شماریم. قرآن را بزرگ می‌شماریم. وقتی با این قرآن در خانه زندگی می‌کنیم. در مدارس و زندگی مان و در کسب اموال و هزینه‌ی آن با قرآن هستیم. بنابراین خداوند می‌فرماید:

﴿ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ﴾

﴿ و[لى] تا تو در ميان آنان هستى خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند﴾

[انفال:33]

دانشمندان تفسیر می‌گویند: معنای و تو در میان آنان هستی چیست؟ پیامبر که وفات یافته است. یعنی سنت تو در میان آنان اجرا شود. روش تو در میان آنان باشد. تا زمانی که سنت پیامبر در میان ما اجرا شود بسیار محال است که عذاب شویم.

﴿ وَمَا كَانَ اللَّهُ ﴾

﴿ خدا بر آن نيست ﴾

این شدیدترین ساختار منفی است. دانشمندان دوازده فعل به آن داده‌اند.

﴿ وَمَا كَانَ اللَّهُ ﴾

﴿ خدا بر آن نيست ﴾

 

او را راضی نمی‌کند، انجام نمی‌دهد، نمی‌خواهد، نـَ، نَـ، نَـ،و ...

﴿ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ﴾

﴿ و[لى] تا تو در ميان آنان هستى خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند﴾

 

اکنون:

﴿ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴾

 ﴿ تا آنان طلب آمرزش مى كنند خدا عذاب ‏كننده ايشان نخواهد بود ﴾

[انفال: 33]

ما فرصت داریم امیدوار باشیم که از سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم پیروی نماییم.

استاد منير:

یک نصیحت به جوانان الجزایری مسلمان برای پایبندی به کتاب و سنت حبیب صلی الله علیه وسلم.

نصیحتی برای جوانان الجزایری:

دکتر راتب:

به خدا سوگند من می‌گویم: ملت الجزایری با جهاد طولانی مدت برای آزادی و استقلال و این جهاد دراز مدت مدال افتخاری است بر گردن آنان و امیدوارم چند مدال افتخار دیگر با پرستش خداوند و روی آوردن به او نیز دریافت کند. این پیروزی نیرومندانه که ملت الجزایری آن را بدست آوردند باید با پیروی از سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حفظ شود.

استاد منير:

و ما این دیدار را مدال افتخاری برای رادیو قرآن کریم می‌دانیم. من و همکارم خواهر وداد.

خواهر وداد:

از دیدار با شما جناب دکتر و جناب استاد فاروق شویکی و استاد فوزی رمضان خرسند شدیم خداوند به شما و حضورتان با ما در رادیو قرآن برکت دهد و بدون تردید شنوندگان خوب ما احساس آرامش و شادمانی داشتند.

پایان و خداحافظی:

دکتر راتب:

آیا این یاسمین به شنوندگان رسید؟

استاد منير:

از کارگردان کمال سپاسگزاریم که این گل‌ها و یاسمین‌های خوشبو را آورده است و روزهایتان را همیشه گل باران و خوشبو نماید.

ایشان استاد محمد راتب نابلسی بودند که در رادیو قرآن ما را مفتخر نمودند و هم چنین دکتر فوزی رمضان و استاد فاروق شویکی مدیر برنامه‌های دکتر راتب که بسیار سپاسگزاری می‌کنیم از ایشان از طرف رادیو قرآن کریم، دست اندرکاران رادیو قرآن کریم و شنوندگان آن به این امید که به خواست خداوند شما را دوباره ببینیم. و خداوند گواه است که ما شما را به خاطر خداوند دوست داریم. اقامت زیبایی در کشور شما الجزائر بود برای ما و من نمی‌گویم کشور دوم شما بلکه کشور اول شما است دکتر نابلسی.

دکتر راتب:

خداوند به شما و این رادیو برکت دهد که منبر حقیقت است.

استاد منير:

از شنوندگان خوب سپاسگزاریم به این امید که در فرصت‌های بعدی با شما باشیم. همیشه در خیر و خوبی و سلامتی باشید و درود خدا بر شما باد.

دکتر راتب:

هیچ چیزی از علم بالاتر نیست. اگر دنیا را می‌خواهید باید علم بیاموزید، اگر آخرت را می‌خواهید باید علم بیاموزید و اگر آن دو را با هم می‌خواهید باز هم باید علم بیاموزید. تنها زمانی بخشی از علم را می‌آموزید که تمام خود را وقف آن کنید و اگر بخشی از خود را وقف آن کردید هیچ چیزی نمی‌آموزید. هیچ معرفتی بالاتر از معرفت و شناخت خداوند نیست.

سپاس خداوند جهانیان را