به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سپاس خداوند جهانیان را و درود و سلام بر سرورمان محمد راستين وعده‌ی امانتدار. بار خدایا تنها آن چه به ما آموختی را می‌دانیم و تو بسیار دانا و حکیم هستی. بار خدایا چیزی به ما بیاموز که ما را سود رساند و ما را از آن چه به ما آموختی

بهرمند ساز و علم ما را بیفزای و حق را به ما حق بنما و ما را توفیق پیروی از آن عنایت فرما و باطل را به ما باطل بنما و ما را توفیق پرهیز از آن عنایت فرما و ما را از زمره‌ی کسانی قرار بده که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترين آن را پيروى

مى كنند و با رحمت خود ما را از جمله‌ی بندگان صالح خود قرار بده.

مكروهات نماز :

1 ـ ترک عمدی واجب یا سنت مانند بازی با لباس یا بدن که خشوع نماز را از بین

هفتاد و هفت چیز برای نمازگزار مکروه است که نخستین آن ترک عمدی واجب یا سنتی در نماز مانند زیاد دست زدن به لباس یا بدن است که خشوع نماز را از بین می‌برد. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ*الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴾
﴿ به راستى كه مؤمنان رستگار شدند *همانان كه در نمازشان فروتنند ﴾

[ سوره مؤمنون آیه: 1-2 ]

2 ـ سبقت گرفتن از امام:

پیشی گرفتن از امام در نماز، ترک واجب و موجب سجده‌ی سهو است. ترک سنت چیزی را واجب نمی‌کند. اما ترک عمدی واجب و سجده‌ی سهو و یا ترک عمدی سنت از مکروهات نماز است.

3 ـ زیر و رو کردن سنگریزه‌ها (صاف کردن سجده گاه) :

یعنی اگر مردی بخواهد نماز بخواند و در سجده گاه وی ریگی باشد که وی را اذیت نماید و او این ریگ‌ها را کنار بزند و یا بچرخاند و یا صاف و هموار کند مکروه است اما اگر یک بار باشد اشکالی ندارد. اما اگر هموار نمودن سجده گاه به عنوان
عادت همیشگی در نماز باشد و هر وقت بخواهد سجده کند سجده گاه را تمیز و هموار کند این مکروه است.
پیامبر صلی الله علیه وسلم همان طور که پیش‌تر گفتیم درباره‌ی بازی با لباس یا بدن مردی را دید که با لباس و ریش خود بازی می‌کند به او فرمود: «اگر قلب او خشوع داشت اندام او نیز فروتن می‌بود».
پیامبر صلی الله علیه و سلم درباره موضوع سنگریزه نیز فرموده است:

((عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنْ مَسْحِ الْحَصَى فَقَالَ: وَاحِدَةٌ وَلَئِنْ تُمْسِكْ عَنْهَا خَيْرٌ لَكَ مِنْ مِائَةِ بَدَنَةٍ كُلِّهَا سُودُ الْحَدَقَةِ ))
((از جابر بن عبدالله روایت است که گفت: از پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره‌ی کنار زدن سنگریزه‌ها از سجده گاه پرسیدم فرمود:یک بار، و اگر به آن دست نزنی برایت بهتر از صد شتر چاق چشم سیاه است))

[احمد عن جابر]

اگر بسیار ضروری بود سنگریزه‌ها را تنها یک بار تمیز کنید یا کنار بزنید و اگر این کار را نکنید بهتر است.

4 ـ به صدا درآوردن انگشتان در نماز:

به صدا درآوردن انگشتان در نماز، گاهی به محض این که می‌خواهد برای قیام برخیزد روی انگشتان خود فشار می‌آورد و آن را به صدا در می‌آورد این مکروه است. پیامبر علیه الصلاة والسلام می‌فرماید:انگشتان در نماز

((لا تُفَقِّعْ أَصَابِعَكَ وَأَنْتَ فِي الصَّلاةِ))
((در حال نماز انگشتان خود را به صدا در نیاورید))

[ابن ماجه از علی]

5 ـ داخل کردن انگشتان دست‌ها در هم:

پیامبر صلی الله علیه وسلم از در هم نمودن انگشتان نیز نهی فرموده است:

((عَنْ إسماعيل بْنِ أُمَيَّةَ سَأَلْتُ نَافِعًا عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَهُوَ مُشَبِّكٌ يَدَيْهِ قَالَ: قَالَ ابْنُ عُمَرَ: تِلْكَ صَلاةُ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ ))
((از اسماعیل بن امیه روایت است که گفت از نافع درباره‌ی مردی پرسیدم که در نماز انگشتانش را در هم نموده بود. گفت: ابن عمر گفته است: این نماز کسانی است که خداوند بر آنان خشم گرفته است))

[ ابوداود از اسماعيل بنِ امَيَّةَ]

6 ـ دست بر کمر گذاشتن:

اینکه دستان خود را بر کمر یا لگن گذارد و این نیز از مکروهات نماز است و در آن نوعی شباهت به ستمگران است.

7 ـ چرخاندن گردن:

چرخاندن گردن از مکروهات نماز است.

8 ـ چرخاندن بدن:

طبیعتا رو به قبله بودن یکی از شروط نماز است و اگر یکی از شروط نماز ناقص باشد نماز باطل است. اما چرخاندن گردن از مکروهات نماز است.

((عن عَائِشَةُ رَضِي اللَّه عَنْهَا سَأَلْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنِ الْتِفَاتِ الرَّجُلِ فِي الصَّلاةِ فَقَالَ: هُوَ اخْتِلاسٌ يَخْتَلِسُ الشَّيْطَانُ مِنْ صَلاةِ أَحَدِكُمْ ))
((از عائشه رضي الله عنها روایت است که گفته از پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره‌ی چرخیدن انسان در نماز پرسیدم ایشان فرمود: آن یک دزدی است که شیطان از نماز یکی از شما می‌دزدد))

[ترمذی از عَائِشَةُ رَضِي اللَّه عَنْهَا ]

((لا يَزَالُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ مُقْبِلاً عَلَى الْعَبْدِ وَهُوَ فِي صَلاتِهِ مَا لَمْ يَلْتَفِتْ فَإِذَا الْتَفَتَ انْصَرَفَ عَنْهُ ))
((همچنان خداوند رو به بنده‌ای است که در حال نماز است و ثابت ایستاده است اما اگر روی بچرخاند خداوند نیز از وی روی بر می‌گرداند))

[نسائي از أابو ذَرٍّ ]

خداوند سبحان روی به بنده می‌نماید اما اگر بنده روی برگرداند خداوند نیز روی بر می‌گرداند.

9 ـ تف انداختن در هنگام نماز:

هر وقت یکی از شما به نماز می‌ایستد به جلوی خود تف نیندازد. این کار در مسجد محال است. اما در نمازهایی که در دشت و روی زمین خوانده می‌شود آب دهان انداختن از مکروهات نماز محسوب می‌شود.

10 ـ چمبرک زدن:

نشستن روی سرین یعنی این که چمباتمه بنشیند و پاهای خود را باز کند که این در نماز مکروه است چراکه در روایت ابوهریره از پیامبر آمده است:

(( نهاني صلى الله عليه وسلم عن نقر كنقر الديك، وإقعاء كإقعـاء الكلب، والتفات كالتفات الثعلب))
((پیامبر صلى الله عليه وسلم مرا در نماز از نوک زدن مانند خروس و چمبته زدن مانند سگ و چرخیدن مانند چرخیدن روباه نهی فرمود ))

[ احمد از ابوهريره]

پس چمبرک زدن در نماز مکروه است.

11 ـ چسباندن بازوها بر زمین:

چسباندن بازوها بر زمین یعنی گذاشتن کف دستان و بازوها بطور موازی و همسطح بر روی زمین که از آن باز داشته شده است. چراکه سیده عائشه می‌گوید:

((كان النبي صلى الله عليه ينهى أن يفترش الرجل ذراعيه افتراش السبع))
((پیامبر صلى الله عليه وسلم از این که انسان بازوهای خود را مانند حیوانات درنده روی زمین باز کند، باز می‌داشت))

[بخاری از عائشه]

12 ـ بالا زدن آستین‌ها:

بالا زدن آستین‌ها نوعی بی ادبی است. پیراهنی که دکمه دارد و شخصی دکمه‌ی دوم را نیز باز می‌کند و آن را بالا می‌زند این در نماز مکروه است.

13 ـ نماز با شلوار تنگ:

نماز با شلوار تنگ و کوتاه نیز مکروه است زیرا شلوار اندازه‌ی عورت را نمودار می‌کند و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:

(( الفخذ عورة ))
((ران عورت است))

[ ترمذی از ابن عباس]

پس شلوار و مخصوصا نوع تنگ آن اندازه‌ی عورت را نمودار می‌کند. برادری در روز جمعه از من پرسید: من در حال نماز بودم که شخص جلویی من کمرش برهنه شده بود.
این شلوار برای مردانی تولید شده که آن را بپوشند و سر پا بایستند اما اگر سجده کنند و این لباس تنگ بر تن باشد و طبیعتا لگن خاصره بزرگ است در نتیجه کمر وی دیده خواهد شد. بیننده و کسی که کمرش را نمودار کرده هر دو نفرین شده‌اند.

پس نماز با شلوار تنگ مکروه است. پس اگر انسان شلواری دوخت بهتر است گشادتر بدوزد. دقیقه به دقیقه دنبال مدهای روز بودن خداوند را خوش نمی‌آید. نماز در آن مکروه است. انسان بهتر است در خانه نیز با لباس کامل نماز بخواند. اگر

می‌خواهد روز جمعه با لباس به مسجد بیاید این کامل‌تر است. نماز با لباس کامل‌تر است علاوه بر این که به شلوار هم نیاز است و اگر بدون شلوار بخواهد بنشیند و یا نوع نشستن خود را تغییر دهد تمام عورت وی دیده می‌شود.

14 ـ چهار زانو زدن بدون عذر:

چهار زانو زدن بدون عذر یعنی داخل کردن ساق‌ها در ران‌ها و نشستن روی آن.

15 ـ پاسخ سلام را با اشاره دادن:

پاسخ سلام را با اشاره نیز مکروه است. گاهی یک مساله‌ی بسیار مهم وجود دارد. می‌گوید: اگر نمازگزار پاسخ سئوال مهمی را با اشاره‌ی سر بدهد اشکالی ندارد. مثلا از خانه بیرون رفته‌اند و عجله دارند و می‌گویند: آیا کلید داری؟ با سر اشاره

کند آری. فقها گفته‌‌اند: برای حل یک مشکل این امر جایز است. و حتی اگر انسان در حال نماز سلام دهد نیز اشکال ندارد اما چگونه؟ از این آیه استنباط کرده اند:

﴿ فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنْ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِنْ الصَّالِحِينَ﴾
﴿ پس در حالى كه وى ايستاده [و] در محراب [خود] دعا می‌کرد فرشتگان او را ندا دردادند كه خداوند تو را به [ولادت] يحيى كه تصديق كننده [حقانيت] كلمة الله [=عيسى] است و بزرگوار و خويشتندار [=پرهيزنده از آنان] و پيامبرى از شايستگان

است مژده مى‏ دهد﴾

[ سوره آل عمران آیه:39]

طبیعتا برای یک کار بسیار مهم است. پرسش مهمی است. پاسخ باید داده شود. فقها این را جایز دانسته‌اند. اما پاسخ با اشاره جایز نیست.

16 ـ بالا زدن موها به سمت پس سر:

تمام موهای خود را به پس سر بالا بردن، به خاطر این سخن سیده عائشه که می‌گوید:

(( مرّ النبي صلى الله عليه و سلم برجل يصلي وهو معقوص الشعر فقال: دع شعرك يسجد معك))
((پیامبر صلی الله علیه و سلم از کنار مردی می‌گذشت که نماز می‌خواند و موهای خود را به پشت سر خود بالا زده بود فرمود: بگذار موهایت با تو سجده کنند))

[ابن ابوشيبه از عائشه]

17 ـ پیچیدن پارچه به سر:

پیچیدن پارچه یعنی بستن سر با یک دستمال مکروه است. یعنی پیچاندن عمامه و خالی گذاشتن وسط آن. عمامه بدون کلاه عمامه‌ی کامل است [و باید وسط یر را با آن پوشید.].

18 ـ گرفتن لباس:

یعنی بالا بردن و گرفتن لباس با دست که در نماز مکروه است. پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

((أُمِرْتُ أَنْ أَسْجُدَ عَلَى سَبْعَةِ أَعْظُمٍ وَلا أَكُفَّ ثَوْبًا وَلا شَعْرًا ))
((به من امر شده تا روى هفت استخوان سجده کنم و لباس و موها را در نماز جمع و جور نکنم))

[بخاری از ابْنِ عَبَّاسٍ]

19 انداختن لباس بر سر شانه:

انداختن لباس بر روی شانه‌ها نوعی از تکبر و غرور است و در نماز کراهیت دارد. این کار غرور و سبک شماری بدون عذر نماز است.

20 ـ پوشاندن بینی و دهان در نماز:

اگر مرد بینی و دهان خود را در حال لبخند در نماز بپوشد، این کار مکروه است.

21 ـ داخل لباسِ جلو بسته شدن:

اگر لباسی جلو بسته باشد و انسان داخل آن شود و دستانش داخل پنهان شود و آستین نداشته باشد و بیرون نیاید و شخص به شکل یک اسطوانه می‌شود و این در نماز مکروه است.

22 ـ حرکات دستان داخلی باشد نه بیرونی:

نباید حرکات دستان در زیر و داخل لباس باشد بلکه باید بیرون از آن باشد.

23 ـ خواندن در غیر از قیام:

خواندن با صدای بلند در غیر از قیام: خواندن قل هو الله احد و ادامه دادن آن در رکوع و لم یلد و لم یولد و در حالت رکوع باشد این یعنی خواندن در غیر قیام که باید در حال قیام خوانده شود نه در حالت رکوع.

24 ـ طولانی کردن رکعت اول در نماز نفل:

طولانی خواندن رکعت اول در نماز نفل، نماز نفل دو رکعت برابر است اما در نماز فرض مستحب است که رکعت اول از دوم طولانی‌تر باشد. اگر رکعت دوم طولانی‌تر شود مکروه است.

25 ـ تكرار سوره در یک رکعت:

مثلا سوره اخلاص را بخواند و دوباره آن را تکرار کند این مکروه است.

26 ـ خواندن سوره‌ای بر خلاف ترتیب:

اول اخلاص را بخواند بعد تبت را، خیر، بلکه اول تبت را باید بخواند سپس اخلاص را.

27 ـ جدایی افکندن میان دو سوره در دو رکعت:

اگر آیات مختار خواند که بحث آن جدا است. اما اگر دو سوره کوچک بخواند باید دو سوره به ترتیب بخواند و اگر میان آن‌ها فاصله اندازد این مکروه است.

28 ـ بوییدن عطر:

اگر فصل گرما باشد و کسی عطری را روی شانه اش بپاشد و او در هنگام نماز آن را ببوید این کار مکروه است.

29 ـ باد زدن با لباس:

تکان دادن لباس نیز مکروه است.

30 ـ چرخاندن انگشتان پا یا دست از قبله:

گرداندن انگشتان دستان یا پاها از قبله به سویی دیگر یعنی باید انگشتان پاها و دستان نیز به سوی قبله باشد اما اگر رو به سویی دیگر شد این در نماز مکروه است.

31 ـ نگذاشتن دستان بر روی زانوان در رکوع:

رکوع رفته و دستان خود را آویزان رها کند این نیز از مکروهات نماز است.

32 ـ بستن چشمان:

در حالت‌های نادری وقتی انسان وارد مسجدی بزرگ می‌شود و می‌خواهد نماز بخواند زیبایی‌ها و چلچراغ‌ها او را از نماز باز می‌دارد در این حالت‌های نادر اگر چشم ببندد اشکالی ندارد اما در اصل باید به محل سجده تان بنگرید بنابراین بستن

چشم‌ها نیز از مکروهات نماز است. پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

((إذا قام أحدكم في الصلاة فلا يغمض عينيه))
((هر وقت یکی از شما به نماز می‌ایستد چشمانش را نبندد))

[ طبرانی از ابن عباس]

33 ـ نگاه کردن به آسمان:

نباید در حین نماز به آسمان نگریست.

34 ـ کش و قوس دادن:

یعنی عضلات خود را بکشد تا استراحت کند و قدش را بلند کند.

35 ـ کار زیاد:

بستن دکمه‌های پیراهن، باز کردن ساعت، پاک کردن چکه‌های آب که اذیتش می‌کند و اگر آن را پاک کرد اشکالی ندارد اما بدون دلیل پاک کردن قطرات آب نیازی نیست.

36 ـ گذاشتن چیزی در دهان که مانع تلاوت سنت شود:

یعنی چیزی مانند یک نخود در دهان باقی گذاشته باشد که خواندنش را دچار مشکل کند این کار کراهیت دارد.

37 ـ سجده بر پیچ عمامه:

طبیعتا اگر پیشانی زمین را لمس نکند یک واجب ترک شده است. اما اگر بخشی از عمامه‌اش به زمین برخورد کند نوعی کراهیت ایجاد می‌شود و بهتر است که آن را بالاتر ببندد تا بتواند سجده کند و پیشانی‌اش کامل به زمین برخورد نماید.

38 ـ سجده بر عکس:

طبیعتا فقها تصویر بدون سر را اشکال نگرفته‌اند. تصویر بسیار کوچک هم اشکال ندارد. اما تصویر یک انسان یا حیوان کامل و بزرگ مکروه است. نماز خواندن بر روی پارچه‌ای که چنین تصاویری داشته باشد مکروه است.

39 ـ تنها چسباندن پیشانی بر زمین بدون عذر:

دستان را بر زمین گذاشته و بینی‌اش را بالا نگه دارد این از مکروهات نماز است.

40 ـ نماز در میانه‌ی راه:

نماز در میانه‌ی راه مکروه است.

41 ـ نماز در حمام:

در حمام، گاهی در مسجد محل وضو و یا توالت‌هایی وجود دارد و حصیری در آنجا نیز هست کسی آنجا نماز می‌خواند. بلکه بهتر است آنجا وضو بگیرد و در مسجد که نماز پاک‌تر و راحت‌تر و کامل‌تر است نماز بخواند.

42 ـ نماز در مسیر خروج:

نماز در مسیر خروج نیز مکروه است.

43 ـ نماز در گورستان:

نماز در گورستان نیز مکروه است.

44 ـ نماز در زمین دیگران بدون اجازه:

نماز در زمین دیگران بدون کسب اجازه مکروه است.

45 ـ نماز در نزدیکی نجاسات و یا ادرار و مدفوع:

نماز نزدیک نجاسات یا وسایل پاک کننده‌ی ادرار یا مدفوع یا باد مکروه است.

46 ـ نماز در لباس نامناسب:

نماز در لباس نامناسب، مثلا لباس روغن مالی شده پوشیده و با دستان سیاه نماز می‌خواند. از این عمل نهی شده است.
روایت شده که سیدنا عمر دید مردی چنین کرده است به این مرد گفت: آیا اگر تو را به سوی برخی از مردم بفرستم با چنین لباسی می‌روی؟ گفت: خیر، عمر گفت: خداوند از هر کس بیشتر سزاوار آراستگی تو است.
اما شخص آهنگری که حق هم با او است از من می‌پرسد که مثلا لباس کار می‌پوشد و او تنها نماز می‌خواند در این صورت اشکالی نیست اما این که با این لباس‌ها به مسجد بیاید این امر باعث آزار مؤمنان می‌شود. اما این که به او بگوییم: در وقت

هر نماز با آب گرم شستشو کن، کارت را تمام کن سپس لباس تمیز بپوش و پس از نماز به محل کار خود باز گرد. این کار سخت است و از توان او خارج است. من فکر نمی‌دانم تکلفی تا این حد وجود داشته باشد اما اگر پس از پایان کار شستشو

کرده و لباس پاکیزه ای بپوشد و نماز بخواند این نماز کامل‌تر است.

47 ـ نماز با سر برهنه:

نماز با سر برهنه نیز کراهیت دارد. یعنی بر روی سر خود شب کلاهی بگذارد خوب است.

48 ـ نماز در مقابل غذایی که تمایل به آن دارد:

غذایی وجود دارد که وی آن را دوست دارد و کمتر آن را می‌پزند و در همین حین اذان عشاء نیز داده شده و غذا هم موضوعی است که نماز نمی‌شناسد بنابراین اول غذا بخورد بعد نماز بخواند.

49 ـ چیزی که در نماز حواست را پرت می‌کند:

نامه‌ای آمده است آن را باز کنید سپس نماز بخوانید. وسیله‌ای خریده‌اید آن را باز کنید و روشن کنید و سپس نماز بخوانید. گاهی برخی از وسایل ذهن را مشغول می‌کند. یک تماس تلفنی دارید، خدایا چه می‌گویند؟ بفهمید سپس نماز بخوانید. آیا کسی مرده است؟ چه اتفاقی افتاده است؟ هر چیزی که حواس را پرت می‌کند از خود دور کنید سپس نماز بخوانید.

50 ـ شمردن آیات و تسبیحات با دست:

برخی از تسبیحات نیازمند است که یازده بار شمرده شود. برخی از اشخاص می‌گویند: سبحان الله و الحمدلله و با دست می‌شمرند. شمردن آیات با دست در نماز مکروه است.

51 ـ قیام امام در محراب:

باید امام خارج از محراب بایستند. محراب فقط برای سجده است. داخل شدن کامل امام در محراب از مکروهات نماز است.

52 - نماز خواندن در پشت صفی که جای خالی در آن وجود دارد:

در صف دوم نماز می‌خوانید درحالی که صف اول جای خالی دارد باید ابتدا مطمئن شوید صف اول کامل شده است.

53 ـ پوشیدن لباس‌های عکس دار:

برخی از لباس‌های چینی تصاویری مانند تصویر طاووس دارد.

54 - وجود عکس در بالای سر، پشت و یا جلو و یا روی کفش:

وجود عکس بر بالای سر و یا پشت سر و یا مقابل و یا روی کفش کراهیت دارد مگر آن که کوچک باشد یا سر نداشته باشد یا جاندار نباشد.

55 ـ در مقابل آتش بودن:

اکنون برخی انجام می‌دهند و در مقابل خود بخاری می‌گذارند و گمان می‌شود اینان آن را عبادت می‌کنند. شما نباید در مقابل خود بخاری روشن بگذارید و نماز بخوانید. پیامبر گرامی از نماز خواندن در مقابل آتش یا اخگر داخل مجمر نهی فرموده است.

56 ـ نماز خواندن در مقابل کسانی که خوابیده‌اند:

نماز خواندن در مقابل خوابیدگان جایز نیست. انسان خوابیده مانند میت است و ممکن است در حین خواب عورتش کشف شود. پس اگر دختر کسی در اتاق نشیمن خوابیده نباید پشت سر او نماز بخواند چه بسا کشف عورت شود. فرد خوابیده نباید جلو شما باشد و شما نماز بخوانید و چه بسا صدایی یا بادی تولید کند و یا عورت او کشف شود و یا چیزی در خواب بگوید که باعث خنده شود. تمام این‌ها نهی شده است. در مقابل افراد خوابیده چه مرد و چه زن حتی محارم نباید نماز بخوانید.

57 ـ پاک کردن خاک از پیشانی:

پاک کردن خاک از پیشانی مکروه است.

58 ـ خواندن سوره‌ی معین:

تعین یک سوره و فقط خواندن همان سوره در دو حالت جایز است یکی این که غیر از آن حفظ نباشد یا مانند آن چه پیامبر در نماز جمعه می‌خوانده است مانند سجده، هل أتی... مثلا در جمعه سوره‌ی «سبح اسم ربک الاعلی» را می‌خواند و همان سوره را می‌خواند تا از پیامبر پیروی کند این اشکالی ندارد. اما خواندن تنها یک سوره در حالی که سوره‌های دیگری نیز حفظ هستید در نماز مکروه است.

59 ـ ستره نگذاشتن برای راهی که احتمالا کسی رد شود:

اگر در محلی بایستد که شاید کسی از جلوی او عبور کند باید ستره‌ای در مقابل خود بگذارد.
این مکروهات نماز بود که از خداوند می‌خواهیم این را علمی سودمند برای ما قرار دهد تا در نمازهای فرض و غیر فرض خود از آن استفاده کنیم.

* * *

اذکار ودعاها

اکنون به یکی از فصول کتاب احیاء علوم الدین با عنوان: «اذکار و دعاها» می‌پردازیم. خداوند می‌فرماید:

﴿ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِي ﴾
﴿ پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و شكرانه‏‌ام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد﴾

[ شوره بقره: 152 ]

ثابت بنانی رحمه الله می‌گوید: «من می‌دانم چه زمانی پروردگارم به یاد من است، آنان ترسیدند و گفتند: چگونه می‌دانی؟ گفت: وقتی او را یاد می‌کنم او مرا یاد می‌کند». خداوند متعال می‌فرماید:

﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ﴾
﴿ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار﴾

[ سوره احزاب: 41 ]

از عرفات، همان طور که شما را هدایت کرده او را یاد کنید، فصل این است؛ هیچ عبادت زبانی پس از تلاوت کتاب خداوند بهتر از یاد نام خود خداوند نیست، پس عبادت اولی‌تر پس از قرآن کریم یاد کردن خداوند است. اما کلمه‌ی ذکر خدا بسیار گسترده است وقتی دعا می‌کنید شما ذاکر الله هستید. وقتی یکی از نشانه‌های هستی را برای برادر مؤمن خود توضیح می‌دهید شما ذاکر هستید. وقتی از کهکشان‌ها سخن می‌گویید این ذکر خدا است. اگر درباره‌ی چشم، معده، مو، کبد و یا حیوانی که به عنوان نعمت خدا می‌خوریم و یا پدیده‌ای در گیاه و یا حیوان و یا دریاها سخن بگویید ذکر خداوند است. امروز به مردی گفتم: رودخانه‌ی آمازون تراکمی به میزان سیصدهزار متر مکعب در ثانیه دارد، به من چه گفت؟
پژوهش‌های بسیار جدید نشان می‌دهد که دریافته‌اند چشمه‌ی فیجه-ومن گمان می‌کردم حوزه‌ی زمین شناسی این چشمه از فیجه تا قاره و از طریق دمشق حمص تا نیمه‌های لبنان را در بر می‌گیرد. این حوزه‌ی زمین شناسی چشمه‌ی فیجه است- به گذرگاه‌هایی در زیر زمین به مرزهای ایران و شوروی سابق می‌رسد. اگر این سرچشمه چنان بود که پیش‌تر گمان می‌کردم یعنی از دمشق تا قاره و از راه دمشق حمص به نیمه‌های لبنان، سال‌ها پیش خشکیده بود. راه‌های زیر آبی وجود دارد که فقط خداوند می‌داند. در سال گذشته در مصر رودخانه‌ای زیر زمینی کشف شده که به مراتب از تراکم و طول رود نیل بیشتر است و در سمت چپ رود نیل قرار دارد. در برخی از مکان‌ها در حجاز در بخش قصیم یک متر حفر کرده‌اند و به آب فراوانی دست یافته‌اند. به او گفتم: این بخشش الهی است که خدا فرموده است. به او گفتم: تراکم آب در آمازون سیصد هزار متر مکعب در ثانیه است این آب شیرین و گوارا صد و پنجاه و هشت کیلومتر را در آب دریا طی می‌کند و با آب دریا نمی‌آمیزد. این‌ها ذکر یاد خداوند است. اگر به کسی بگویید: در چشم صد و سی هزار مويژه وجود دارد و در عصب بینایی چهار صد هزار عصب و در سر انسان دویست و پنجاه هزار مو وجود دارد و هر مویرگ یک رگ و یک شریان و یک عصب حسی و عضله‌ی محرک و غده‌ی چربی و رنگی دارد. چیزی باور نکردنی است. این‌ها یاد خداوند است.
اگر یک حکم فقهی را توضیح دهید این یاد خداوند است. اگر توضیح دادید که انسانی که در راه غذا بخورد این عدالت را زیر سئوال می‌برد این یاد خداوند است. اگر پا برهنه راه برود و اگر لقمه‌ی حرام بخورد، اگر در خیابان‌ها پرسه زند، یا با اوباش بگردد، در مورد زنان حرف بزند، یا صدایش را در خانه بالا ببرد، یا از بخشیدن به اندازه‌ی خرمایی بخل ورزد و یا افسار گسیخته باشد، یا اسب چموشی را سوار شود، در راه ادرار کند، یا قیافه‌ی به هم ریخته‌ای داشته باشد، و یا شطرنج بازی کند عدالتش زیر سئوال می‌رود. گفتن این‌ها نیز یاد خدا است. بیان هر آیه‌ی هستی و یا آیه‌ی قرآن و احادیث رسول الله و یا بیان حکم فقهی و یا یک آیه، که به قرآن ربط داشته باشد و به خداوند مربوط شود یاد خدا است. بنابراین خداوند متعال می‌فرماید:

﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ﴾
﴿ اى كسانى كه ايمان آورده‏‌ايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار﴾

[سوره احزاب: 41 ]

دستورات قرآن کریم افاده‌ی وجوب می‌کند:

﴿لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنْ الضَّالِّينَ ﴾
﴿ بر شما گناهى نيست كه [در سفر حج] از فضل پروردگارتان [روزى خويش] بجوييد پس چون از عرفات كوچ نموديد خدا را در مشعر الحرام ياد كنيد و يادش كنيد كه شما را كه پيشتر از بيراهان بوديد فرا راه آورد﴾

[ بقره: 198 ]

﴿الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾
﴿ همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى‌كنند و در آفرينش آسمان‌ها و زمين مى‏‌انديشند [كه] پروردگارا اين‌ها را بيهوده نيافريده‏‌اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار﴾

[سوره آل عمران: 191 ]

﴿ فَإِذَا قَضَيْتُمْ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا﴾
﴿و چون نماز را به جاى آورديد خدا را [در همه حال] ايستاده و نشسته و بر پهلوآرميده ياد كنيد پس چون آسوده ‏خاطر شديد نماز را [به طور كامل] به پا داريد زيرا نماز بر مؤمنان در اوقات معين مقرر شده است﴾

[نساء: 103 ]

این‌ها همه دستور است. دستور در کتاب خداوند وجوب را می‌رساند. مردم عوام گمان می‌کنند دستورات فقط روزه، نماز، حج و زکات است، نه برادر، هر آیه‌ای در کتاب خداوند که به شکل امر آمده است، فرمان الهی است و افاده‌ی وجوب می‌کند. می‌فرماید:

﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ﴾
﴿ اى كسانى كه ايمان آورده‏‌ايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار﴾

[سوره احزاب: 41 ]

﴿ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِي ﴾
﴿ پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و شكرانه‌ام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد﴾

[ سوره بقره: 152 ]

این عباس رضي الله عنهما می‌گوید: یعنی شبانه روز، در خشکی و در دریا، در سفر و حضر، فقر و بی نیازی، در بیماری و سلامتی و در نهان و آشکارا.

خداوند منافقان را نکوهش نموده و می‌فرماید:

﴿ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا ﴾
﴿ منافقان با خدا نيرنگ مى كنند و حال آن كه او با آنان نيرنگ خواهد كرد و چون به نماز ايستند با كسالت برخيزند با مردم ريا مى كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى كنند﴾

[ سوره نساء: 142]

از ويژگی‌های منافقان این است که خداوند را بسیار اندک یاد می‌کنند و از صفات مؤمنین یاد کردن خداوند در حالت ایستاده، نشسته و دراز کشیده است. خداوند می‌فرماید:

﴿ وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنْ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنْ الْغَافِلِينَ ﴾
﴿ و در دل خويش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس بى‏صداى بلند ياد كن و از غافلان مباش﴾

[ سوره اعراف: 205]

﴿ اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ الْكِتَابِ وَأَقِمْ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ ﴾
﴿ آن چه از كتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى دارد و قطعا ياد خدا بالاتر است و خدا مى‏ داند چه مى ‏كنيد﴾

[ سوره عنكبوت: 45]

یاد فراوان الله بزرگ‌ترین کار در روی زمین است:

بزرگترین کار یاد فراوان الله نمودن در زمین است. پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

(( من أكثر ذكر الله فقد برئ من النفاق ))
((کسی که یاد خدا را فراوان کند از نفاق پاک است))

[طبران الصغير از ابوهريره ]

(( برئ من الشح من أدى زكاة ماله ))
((کسی که زکات مال خود را بدهد از بخل به دور است))

[طبرانی از جابر بن عبد الله ]

(( وبرئ من الكبر من حمل حاجته بيده ))
((کسی که خودش نیازش را برآورد از غرور به دور است))

[روایت منقول]

ما اصولی داریم کسی که تا زمانی که زکات مالش را بدهد بخیل نامیده نمی‌شود. تا زمانی که خودش نیازش را برآورد مغرور نامیده نمی‌شود و تا زمانی که یاد خدا را زیاد کند غافل نامیده نمی‌شود.
این عباس رضی الله عنهما می‌گوید: «دو وجه دارد. یکی این که یاد خداوند متعال برای شما بالاتر از این است که شما او را یاد کنید. معنای دیگر این که یاد خداوند بزرگتر از هر عبادتی است و بزرگترین عبادت این است که خداوند متعال را برای خود و دیگران یاد کنید. اگر برای دیگران یاد کردید و کسی را بیدار کردید گویا تمام مردم را بیدار کرده اید» و اکنون انسانی مؤمن و پایبند توبه می‌کند می‌بینید که همسر و فرزندانش به او می‌پیوندند و همسایگان و دوستان و خویشان و خواهر و دامادش به او می‌پیوندند و یک نفر بود حالا پانزده تن شد. خداوند می‌فرماید:

﴿ مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴾
﴿از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زياده‏ روى مى كنند﴾

[ سوره مائده: 32]

و پیامبر اکرم می‌فرماید:

((ذاكر الله في الغافلين كالشجرة الخضراء في وسط الهشيم))
((یادکننده‌ی الله در میان غافلان مانند درخت سبزی است در میان درختان خشکیده))

[ أبو نعيم در الحليه وبيهقي در الشعب از حديث ابن عمر]

کار نیک انسان را از انجام کارهای زیاد خداناپسندانه باز می‌دارد:

انسان مومن در جایی می‌نشیند و سخنانی می‌شنود و می‌بیند در باره‌ی مردگان است و همه‌اش شرک به خدا و حسادت است. این سخنان کاملا بیهوده است. موضوع ناپسند، زشت و نامناسبی است. شوخی نامناسبی است. در این حالت پاکیزگی خود را احساس می‌کند. خودش را والا می‌نماید. مانند درخت سبز خرمی که میان درختان خشک بیابان سوزانی رسته است.

(( وذاكر الله في الغافلين كالمقاتل بين الفارين))
((یاد کننده‌ی خداوند در میان غافلان مانند جنگجویی در میان فراریان است))

[ شعب الإيمان از عبد الله بن عمر]


((أنا مع عبدي ما ذكرني))
((من با بنده‌ام هستم مادامی که مرا یاد کند))

[ تفسير ابن كثير از ابوهريره]

در اینجا «ما» مای مصدریه ظرفیه است یعنی من در مدتی که بنده‌ام مرا یاد می‌کند و لبانش از ذکر من تر و تازه است، پیامبر علیه الصلاة والسلام می فرماید:

((ما عمل ابن آدم من عمل أنجى له من عذاب الله من ذكر الله عز وجل قالوا يا رسول الله ولا الجهاد في سبيل الله، قال: ولا الجهاد في سبيل الله))
((انسان هيچ عملی را انجام نداده است كه به اندازه ياد و ذكر خداوند در رهائي او از عذاب خدا موثر باشد-این زبان صبح، شب و ظهر در خانه، محل کار، استراحت و گردش باید با ذکر خداوند مرطوب باشد- گفتند ای رسول خدا حتی جهاد در راه خدا، فرمود: خیر حتی جهاد در راه خدا))

[ مالک از معاذ بن جبل]

(( من أحب أن يرتع في رياض الجنة فليكثر ذكر الله عز وجل))
((کسی که دوست دارد در باغ بهشت بخرامد پس خداوند را فراوان یاد کند))

[ طبراني از معاذ بن جبل]

((سئل رسول الله أي الأعمال أفضل؟ قال: أن تموت ولسانك رطب من ذكر الله عز وجل))
((از رسول خدا پرسیدند کدام کارها بهتر است؟ فرمود: بمیری و زبانت تر و تازه از ذکر خداوند باشد))

[ طبراني از حسن]

((من أصبح وأمسى ولسانه رطب من ذكر الله يمسي ويصبح وليس عليه خطيئة))
((کسی که صبح کند و شب کند درحالی که زبانش با ذکر خداوند‌تر باشد شب و صبح می‌کند و گناهی ندارد))

[ابوقاسم اصفهاني در الترغيب والترهيب از حديث انس]

این مفهومی دارد، بگویم الله الله و گناه کنم و بگویم بخشوده می‌شود، خیر، اگر خداوند را یاد کنید پس از آن گناهی انجام نمی‌دهید زیرا محافظت می‌شوید. اگر خداوند را یاد کردید از او می‌ترسید، تمایل به فرمانبری از او دارید، آرزوی تقرب به درگاه او را خواهید داشت. اگر خداوند را یاد کنید از گناهان به دور خواهید بود. اگر خداوند را یاد کنید گناهی نمی‌کنید. اما اگر انسان خداوند را یاد کند و گناهی انجام دهد این ذکر بی‌تأثیر می‌شود. اگر خداوند را یاد کرد نباید گناه کند. احادیث ظریفی وجود دارد رسول الله می‌فرماید-وقتی سیدنا عثمان رضی الله عنه به تنهایی جیش العسره را مجهز کرد، شخصی آن را با پول امروزی دقیقا سنجیده است یعنی چیزی حدود شش میلیون به تنهایی پرداخته است - «بار خدایا من از عثمان خشنودم تو از او خشنود باش» و همچنین فرمود: «عثمان با این کار از امروز به بعد زیان نمی‌بیند» برخی از مردم افق دیدشان کوتاه است و می‌گویند اگر عثمان از امروز گناهی کند به او زیانی نمی‌رساند، خیر، این گونه نیست، پس از آن که این کار بزرگ را انجام داد و کاملا رو به سوی خداوند نمود و نفس او مرام الهی گرفت پس از امروز کاری نمی‌کند. تجربه کنید، یک کار نیک انجام دهید شما را از انجام کارهای خداناپسندانه‌ی فراوانی باز می‌دارد:

((لَذِكْرُ اللهِ بالغَدَاةِ والعَشِيِّ أَفْضَلُ مِنْ حَطْمِ السُّيُوف فِي سَبيل اللهِ، ومِنْ إعْطَاءِ المَال سحا))
((یاد خداوند در صبح و شب از شمشیر زدن در راه الله و بخشیدن مال در راه او بهتر است))

[ابن شاهين در الترغيب از ابن عمرو ]

و:

((أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي وَأَنَا مَعَهُ حِينَ يَذْكُرُنِي إِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي ملأ ذَكَرْتُهُ فِي ملأ هُمْ خَيْرٌ مِنْهُمْ وَإِنْ تَقَرَّبَ مِنِّي شِبْرًا تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا وَإِنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا تَقَرَّبْتُ مِنْهُ بَاعًا وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً ))
((من چنانم که بنده‌ام گمان برد و وقتی مرا یاد می‌کند با او هستم و اگر مرا پیش خود یاد کند من نیز او را در پیش خودم یاد می‌کنم و اگر مرا در جمعی یاد کند من او را در جمعی برتر از آنان یاد می‌کنم و اگر یک وجب به من نزدیک شود من یک قدم به او نزدیک می‌شوم و اگر او یک قدم به من نزدیک شود من دو قدم به او نزدیک می‌شود و اگر او آرام نزد من آید من شتابان نزد او می‌روم))

[ بخاری از ابوهُرَيْرَةَ]

اخلاق خداوند :

شما از خداوند سخن می‌گویید و خودتان را فراموش می‌کنید که چه کسی هستید؟ هر چه بیشتر خداوند را بشناسید خودتان را ضعیف‌تر می‌بینید و هر چه قدر بیشتر به خدا نزدیک شوید خواری و کوچکی خودتان را بیشتر احساس می‌کنید و پیامبر اکرم می‌فرمود: «خداوندا مرا با چشم خودم به من کوچک نشان بده». «من» بنابر گفته روانشناسان نزد کفار یک ورم سرطانی می‌شود اما «من» نزد مؤمن ضعیف است. در معرفت و شناخت الهی فنا می‌شود. بنابراین انسان وقتی خداوند را نزد خود یاد می‌کند خداوند نیز او را نزد خود یاد می‌کند و و اگر مرا در جمعی یاد کند من او را در جمعی برتر از آنان یاد می‌کنم. اگر مرا میان ده تن از طبقه‌ی متوسط جامعه یاد کند من او را میان صد تن از طبقه‌ی ممتاز یاد می‌کنم. اگر مرا میان انسان‌های بی‌اعتبار یاد کند من او را میان انسان‌های معتبر یاد می‌کنم. و اگر مرا میان مؤمنان یاد کند من او را نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم یاد می‌کنم. اعمال ما به پیامبر عرضه می‌شود و خداوند آن را به او می‌رساند.

((يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي وَأَنَا مَعَهُ حِينَ يَذْكُرُنِي إِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي ملأ ذَكَرْتُهُ فِي ملأ هُمْ خَيْرٌ مِنْهُمْ وَإِنْ تَقَرَّبَ مِنِّي شِبْرًا تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا وَإِنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا تَقَرَّبْتُ مِنْهُ بَاعًا وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً ))
((من چنانم که بنده‌ام به من گمان برد و وقتی مرا یاد می‌کند با او هستم و اگر مرا پیش خود یاد کند من نیز او را در پیش خودم یاد می‌کنم و اگر مرا در جمعی یاد کند من او را در جمعی برتر از آنان یاد می‌کنم و اگر یک وجب به من نزدیک شود من یک قدم به او نزدیک می‌شوم و اگر او یک قدم به من نزدیک شود من دو قدم به او نزدیک می‌شود و اگر او آرام نزد من آید من شتابان نزد او می‌روم))

[ بخاری از ابوهُرَيْرَةَ]

این اخلاق خداوند است:

((سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللَّهُ فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلا ظِلُّهُ الإمَامُ الْعَادِلُ وَشَابٌّ نَشَأَ فِي عِبَادَةِ رَبِّهِ وَرَجُلٌ قَلْبُهُ مُعَلَّقٌ فِي الْمَسَاجِدِ وَرَجُلَانِ تَحَابَّا فِي اللَّهِ اجْتَمَعَا عَلَيْهِ وَتَفَرَّقَا عَلَيْهِ وَرَجُلٌ طَلَبَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ فَقَالَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَرَجُلٌ تَصَدَّقَ أَخْفَى حَتَّى لا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُنْفِقُ يَمِينُهُ وَرَجُلٌ ذَكَرَ اللَّهَ خَالِيًا فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ ))
((خداوند، هفت گروه را روزی كه هيچ سايه‌ای جز سايه او وجود ندارد، در زير سايه‌ی خود، جای می‌دهد. 1 ـ فرمانروای عادل. 2 ـ جوانی كه در سايه اطاعت و بندگی الله متعال، رشد يافته باشد. 3 ـ كسی كه همواره دلش بسته به مسجد باشد. 4 ـ دو مسلمانی كه صرفا به خاطر خوشنودی الله با يكديگر دوست باشند و بر اساس آن، با هم جمع يا از يكديگر جدا می‌شوند. 5 ـ كسی كه زنی زيبا و صاحب مقام، او را به فحشاء بخواند ولی او نپذيرد و بگويد: من از الله می‌ترسم. 6 ـ كسی كه با دست راستش طوری صدقه دهد، كه دست چپش نداند که چه چیزی صدقه کرد 7 ـ كسی كه در تنهایی الله تعالی را به یاد آورده و از ترس او، اشک بريزد)).

[مسلم از اَبوهُرَيْرَةَ]

عاقل‌ترین شما محبوب‌ترین شما نزد خداوند است :

به خداوند یگانه سوگند اگر اندازه‌ی یک سر مگس اشک بریزید از تمام دنیا و مافیها بهتر است. در خانه‌ تنها هستید، قرآن را باز می‌کنید و می‌خوانید و اشک بر چشمان شما جاری می‌شود این اشک از تمام دنیا و آن چه در آن است، بهتر است. این معانی زیادی دارد. یعنی شما خداوند را دوست دارید. از او می‌ترسید، به رحمت او امیدوارید و از عذابش بیم دارید، این که شما مؤمن هستید.

((ألا أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرِ أَعْمَالِكُمْ وَأَزْكَاهَا عِنْدَ مَلِيكِكُمْ وَأَرْفَعِهَا فِي دَرَجَاتِكُمْ وَخَيْرٌ لَكُمْ مِنْ إِنْفَاقِ الذَّهَبِ وَالْوَرِقِ وَخَيْرٌ لَكُمْ مِنْ أَنْ تَلْقَوْا عَدُوَّكُمْ فَتَضْرِبُوا أَعْنَاقَهُمْ وَيَضْرِبُوا أَعْنَاقَكُمْ، قَالُوا: بَلَى، قَالَ: ذِكْرُ اللَّهِ تَعَالَى قَالَ مُعَاذُ بْنُ جَبَلٍ رَضِي اللَّه عَنْه مَا شَيْءٌ أَنْجَى مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ))
((آيا شما را از بهترين اعمال با خبر نگردانم كه نزد پروردگارتان پاكيزه‌تر است و بيش از هر چيز باعث بالا رفتن درجات شماست و براى شما از بخشش طلا و جواهرات نيز بهتر است، حتى از اين هم بهتر است كه با دشمنان روبرو شويد و گردن آنها را بزنيد و آنها گردن شما را بزنند؟) اصحاب گفتند: بلى. فرمود: ياد الله تعالى. معاذ بن جبل گفت: چیزی بیشتر از یاد خداوند انسان را از عذاب او نجات نمی‌دهد))

[ابن ماجه از أَبِي دَرداءِ رَضي اللَّه عَنْه]

«خیر» اسم تفضیل است و «أخیر» بوده اما به دلیل استفاده‌ی فراوان به خیر تبدیل شده است. کلمه‌ی خیر یعنی بهتر و کلمه‌ی شر یعنی بدتر. این حدیث را اگر هزاران بار بیان کنم باز هم از آن سیر نمی‌شوم:

((يَقُولُ الرَّبُّ عَزَّ وَجَلَّ: مَنْ شَغَلَهُ الْقُرْآنُ وَذِكْرِي عَنْ مَسْأَلَتِي أَعْطَيْتُهُ أَفْضَلَ مَا أُعْطِي السَّائِلِينَ وَفَضْلُ كَلامِ اللَّهِ عَلَى سَائِرِ الْكَلامِ كَفَضْلِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِه))
((پروردگار عز وجل می‌فرماید: هرکس تلاوت قرآن و ذکر و یاد من، او را از درخواست از من می‌خواهد، به خود مشغول کند، بهتر از آن چه که به درخواست‌کنندگان می‌دهم، به او خواهم بخشید و فضل و برتری کلام خدا بر سایر کلام‌ها، همچون فضل خدا بر مخلوقاتش است))

[دارمی از اَبِوسَعِيدٍ]

با تمام وجود به خداوند روی آورید. خانه تأمین خواهد شد. خداوند کریم است. همسر نیک خواهد آمد. کار مطلوب و درآمد کافی به دست خواهد آمد. کسی که تمام غم‌ها را یک غم کند خداوند تمام غم‌هایش را بس است. شما به او توجه می‌کنید، آیا برای دنیا نگرانید؟ آیا این گونه است؟
«خداوند به دنیا وحی می‌کند: فلانی از خادمان تو است پس او را به خدمت بگیر و اما کسی که در خدمت من است؛ در خدمتش باش» به خداوند توجه می‌کنید، به جلسات علمی می‌روید، هر روز یک جزء می‌خوانید، نماز صبح را در مسجد می‌خوانید، به نیکی می‌پردازید، به سوی خداوند دعوت می‌دهید و از مال خود انفاق می‌کنید، در دنیا از دیگران عقب می‌مانید؟ هرگز امکان ندارد خداوند شما را نگران دنیا کند.
«آن طور که می‌خواهم برای من باش تا آن طور که می‌خواهی برای تو باشم. آن طور که می‌خواهم برای من باش و خیر و صلاح خود را به من نیاموز. تو می‌خواهی و من می‌خواهم. اگر در آن چه می‌خواهم تسلیم من باشی من در آن چه می‌خواهی تو را بسنده خواهم بود. اگر در آن چه می‌خواهم تسلیم من نباشی در آن چه می‌خواهی تو را خسته می‌کنم و پس از آن هم هر چه خودم بخواهم همان خواهد بود. اگر به قسمتی که برایت مقدر نمودم خشنود نباشی دنیا را بر تو چیره خواهم کرد تا مانند حیوانات وحشی که در بیابان می‌دوند به دنبال آن بدوی سپس تنها آن چه قسمت تو باشد فقط به تو رسد و برای من مهم نیست. مرا بخواه تا بیابی و اگر مرا یافتی همه چیز را یافته‌ای و اگر مرا از دست دهی همه چیز را از دست داده‌ای و من از هر چیزی نزد تو محبوب‌ترم» ای فرزند آدم اگر پروردگارت را فرمان ببری عاقل هستی و عاقل‌ترین شما محبوب‌ترین شما نزد خداوند است:

((...هرکس تلاوت قرآن و ذکر و یاد من، او را از درخواست از من می‌خواهد، به خود مشغول کند، بهتر از آن چه که به درخواست‌کنندگان می‌دهم، به او خواهم بخشید و فضل و برتری کلام خدا بر سایر کلام‌ها، همچون فضل خدا بر مخلوقاتش است))

[ دارمي عَنْ أَبِي سَعِيدٍ]

برخی از نتایج ذکر:

از نتایج ذکر می‌توان به سخن فضیل اشاره کرد که: «شنیدیم که خداوند عزوجل فرموده است: بنده‌ام از دو رکعت پیش از فجر ناتوان مشو، تمام روزت را بسنده‌ام».
اگر روز خود را با دو رکعت نماز شروع کردید و در آن خداوند را یاد نمودید خداوند تمام روز برای شما کافی است. یکی از علما می‌گوید: «خداوند می‌فرماید: هر گاه به دل بنده‌اى سر زنم و ببينم كه ياد من بر آن چيره گشته است، تربيت او را خود به عهده گيرم و همنشين و همسخن و همدم او شوم» و سیدنا حسن می‌گوید: «ذکر دو گونه است، ذکر خداوند میان خود و خدا که هر چه بزرگ باشد پاداشش هم به همان میزان بزرگ است! و از آن بهتر زمانی است که در آن چه خداوند متعال حرام کرده، او را یاد کنی.»
پس وقتی گناهی به شما عرضه شد بگویید: من از خداوند جهانیان می‌ترسم. اگر در میان مردمانی بودید که به غیبت مشغول بودند خدا را یاد کنید تا ساکت شوند و اگر نشدند از مجلس آنان بیرون آیید. اگر مردمان گمراهی را دیدید از آنان دور شوید. پس بهترین انواع ذکر این است که او را در هنگام گناه به یاد آورید. حتی جنید رضی الله وقتی از او پرسیدند ولی کیست؟ آیا کسی که در آسمان بپرد؟ گفت: نه آن پرنده است. گفتند: آیا بر روی آب راه رود؟ گفت: خیر، ولی کسی است که او را در هنگام حرام و حلال بیابید.
اکنون دانستیم که بزرگترین نوع ذکر این است که در هنگام گناه او را به یاد آورید و بگویید: من از خداوند جهانیان می‌ترسم. سیدنا یوسف چنین کرد و قصد کرد او را هل دهد و خداوند را یاد نمود و گفت من از خداوند می‌ترسم و خداوند او را عزیز مصر قرار داد و او را در دنیا و آخرت والا گردانید.
روایت می‌شود که هر نفسی که از دنیا بیرون رود؛ تشنه است جز آن نفسی که به یاد خداوند بوده است. معاذ بن جبل گفته است: «اهل بهشت تنها حسرت یک چیز را دارند- کسانی که در بهشت و در مقام والایی در جایگاه صداقت و در کاخ‌ها و بر لب رودخانه‌ها در مقابل حوریان نشسته است- لحظاتی که در آن یاد خداوند را نکرده‌اند. قطعا این گونه خواهد بود. پس پیش از آن که این طور شود درس بگیرید».

سپاس خداوند جهانیان را