خطبه ی جمعه- خطبه 0340 : خ1 - رمضان3 ( دعاء شب قدر ) ، خ2 – چه زمانی دعا کنید؟.

1991-04-05

خطبه‌ی نخست:
سپاس خداوند را و سپاس و سپاس دگربار او را که ما را هدایت نمود و خودمان هدایت نمی‌شدیم اگر او ما را هدایت نمی‌کرد. توفیق و توکل و توسلم تنها به او است. گواهی می‌دهم که معبودی جز الله نیست، یگانه است و شریک ندارد. به نشانه‌ی اقرار به خداوندی‌اش و تحقیر کسانی که او را انکار کرده و به او کفر ورزیده‌اند. گواهی می‌دهم که سرورمان محمد صلی الله علیه وآله وسلم رسول او، تا چشمی ببیند و گوشی بشنود [تا پایان حیات]، سرور مخلوقات و بشریت خواهد بود. پروردگارا! تا روز قیامت درود، سلام و برکت بفرست بر سرورمان محمد و بر خاندان و یارانش و نسل او و کسی که محبت او در دل دارد و کسی که از او پیروی کند.
پروردگارا، ما را علمی نیست جز آن چه به ما آموختی، به راستی که دانا و باحکمتی، بار الها، آن چه به سود ماست، به ما بیاموز و از آن چه به ما آموختی، به ما منفعت برسان و بر علم ما بیفزای، حق را به ما حق بنما و توفیق پیروی از آن را نصیبمان گردان و باطل را به ما باطل بنما و توفیق اجتناب از آن را به ما ارزانی کن و ما را از کسانی بگردان که سخن را می‌شنوند و از بهترینش پیروی می‌کنند و با رحمت خود ما را در زمره‌ی بندگان نیکوکارت قرار ده.

دعا مغز عبادت است:

برادران گرامی، اندکی پیش از رمضان درباره‌ی رمضان سخن گفتیم و پس از آن درباره‌ی قرآن و پس از آن جنگ بدر و انفاق سخن گفتیم و شب قدر باقی ماند. در شب قدر انسان به خداوند عزیز متمایل می‌شود و دعا گوهر این روی آوردن و راز آن است. امام احمد در مسند خود روایت می‌کند که:

(( لَيْسَ شَيْءٌ أَكْرَم عَلَى اللَّه تَعَالَى مِنَ الدُّعَاءِ ))
((هیچ چیز از دعا برای خداوند متعال گرامی‌تر نیست.))

[احمد از ابوهريره ]

شما زمانی که خداوند را می‌خوانید و در والاترین درجات عبودیت هستید تنها زمانی نزد خداوند والایی بخشیده می‌شوید که بنده باشید. هر گاه بندگی را محقق نمودید در پله‌ی ترقی نزد خداوند ارتقا می‌یابید. زمانی که خداوند را بخوانید و نیاز خود را به او بگویید و نماز شب خود را برای او بدانید و نعمت آفرینش خود را از او بدانید و نعمت کمک و هدایت را از او بدانید و اگر تمام الطاف الهی را در قالب شاعری از خداوند بدانید در این صورت شما در مقام بندگی هستید و اگر به خداوند متمایل شدید و دعا کردید؛ در یکی از والاترین درجات بندگی هستید. امام احمد در مسند خود روایت می‌کند:

(( لَيْسَ شَيْءٌ أَكْرَم عَلَى اللَّه تَعَالَى مِنَ الدُّعَاءِ ))
((هیچ چیز از دعا برای خداوند متعال گرامی‌تر نیست.))

[احمد از ابوهريره ]

در مصابیح السنة آمده است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در روایتی از انس می‌فرماید:

(( الدعاء مخ العبادة ))
((دعا مغز عبادت است.))

[ترمذی از انس ]

شما نماز می‌خوانید تا با خداوند ارتباط برقرار کنید، روزه می‌دهید و زکات می‌پردازید و حج می‌گزارید تا با خدا ارتباط برقرار کنید. چشم می‌پوشید، امر به معروف می‌کنید، نهی از منکر می‌کنید، دستورات را اجرا می‌کنید و از نواهی دوری می‌کنید تا با خداوند ارتباط خوبی برقرار کنید. شما هر وقت خداوند را بخوانید؛ در بهترین و متین‌ترین حالت ارتباط با او هستید. دعا اسلحه‌ی مؤمن است. زمانی که خداوند خالق هستی و آفریننده‌ی بزرگ و پروردگار مهربان را می‌خوانید. شما را یاری می‌کند، گام‌های شما را استوار می‌سازد، یاری می‌نماید، از شما حمایت می‌کند و درخواست‌هایتان را به شما عطا می‌نماید. آیا حدیث قدسی و حدیث شریف نبوی را نشنیده‌اید که می‌فرماید:

(( إذا كان ثلث الليل الأخير نزل ربكم إلي السماء الدنيا فيقول: هل من تائب فأتوب عليه ؟ هل من سائل فأعطيه ؟ هل من مستغفر فأغفر له ؟ هل من طالب حاجة فأقضيها له ؟ حتى يطلع الفجر))
((هر گاه خداوند در یک سوم پایانی شب به آسمان دنیا فرود می‌آید می‌فرماید: آیا توبه کننده ای هست که توبه‌اش را بپذیرم؟ آیا درخواست کننده‌ای هست که درخواست او را اجابت کنم؟ آیا آمرزش طلبی هست که او را بیامرزم؟ آیا نیازمندی هست که نیازش را برآورده نمایم؟ تا این که پگاه می‌دمد.))

[احمد از ابوهريره]

آیا به خدا نیازی ندارید؟ آیه لیست درخواستی از خدا ندارید؟ خداوند را بخوانید. خدا را بخوانید تا شناخت و محبت شما به او بیشتر شود.

خداوند میان انسان و قلب او قرار می‌گیرد:

بنابراین در مصابیح السنة آمده است: دعا مغز عبادت است ولی برادران گرامی به قرآن بازگردیم خداوند چه می‌گوید؟ می‌فرماید:

﴿ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم.)

[بقره: 176 ]

از شما به شما نزدیک‌تر است. میان انسان و قلب او قرار می‌گیرد. خداوند می‌فرماید:

﴿ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم.)

[بقره: 176 ]

آیا او را نزدیک یا دور می‌بینید؟ آیا او را در آسمان می‌بینید؟ با این که خداوند متعال می‌فرماید:

﴿ وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ ﴾
(و اوست كه در آسمان خداست و در زمين خداست.)

[زخرف: 84 ]

آیا مفهوم این سخن خداوند متعال را چشیده‌اید:

﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾
(و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى ‏كنيد بيناست.)

[حديد: 4 ]

خداوند متعال می‌فرماید:

﴿مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا﴾
(هيچ گفتگوى محرمانه‌اى ميان سه تن نيست مگر اين كه او چهارمين آن‌هاست و نه ميان پنج تن مگر اين كه او ششمين آن‌هاست و نه كمتر از اين [عدد] و نه بيشتر، هر كجا باشند او با آن‌هاست.)

[مجادله: 7]

هر جا هستید با شما است بنابراین می‌فرماید:

﴿ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ﴾
(و هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند [بگو] من نزديكم.)

[بقره: 176 ]

باید نزدیک بودن او را احساس کنید. مقام احساس این است که خداوند را طوری عبادت کنید که گویا او را می‌بینید و اگر او را نمی‌بینید او شما را می‌بیند. ای موسی آیا دوست داری با تو همنشین شوم؟ گفت: چگونه ای پروردگار، تو پروردگار جهانیان هستی! فرمود: آیا نمی‌دانی که من همنشین کسی هستم که مرا یاد می‌کند و هر جا بنده‌ام مرا بخواند مرا می‌یابد. اگر بخواهید با پروردگارتان سخن بگویید نماز بخوانید و با او ارتباط برقرار کنید، به نماز بایستید. بگویید: سپاس خداوند جهانیان را. اگر می‌خواهید او با شما سخن گوید قرآن بخوانید.

اخلاص در دعا:

برادران گرامی خداوند می‌فرماید:

﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم.)

[بقره: 176 ]

انسان گاهی دعا برایش عادت می‌شود. در حقیقت به زید یا عبید اعتماد می‌کند و امیدش را به فلانی می‌بندد. آرزوهایش را به فلانی منوط می‌کند. به حکم عادت دعا می‌کند. به خاطر مسلمان زادگی و رشد یافتن در قالب یک مسلمان و رفت و آمد به مسجد دعا می‌کند. دستورات خداوند را یاد گرفته و دعا می‌کند. اما در حقیقت متکی به فلانی است و به فلان نفر اعتماد می‌کند. آرزوهایش را در گرو زید می‌داند و کاخ شکوهمند خود را با اعتماد به عبید بنا می‌کند. خداوند می‌فرماید:

﴿ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم.)

[بقره: 176 ]

آیا او را نزدیک می‌بینید. خداوند می‌فرماید:

﴿أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾
(و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‌كنم.)

[بقره: 176 ]

یعنی عملا مرا بخواند، به من توجه کند، آرزوهایش را به من ببندد و آرزوهایش را از انسان‌ها بردارد و به الله متمایل شود و اعتماد داشته باشد که خداوند او را می‌شنود و بر اجابت دعای او توانا است و با او است و او را دوست دارد و خداوند به خاطر لطف به او وی را آفریده است و می‌فرماید:

﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾
((و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم.)

[بقره: 176 ]

هرگاه نیازی داشتید و از چیزی ترسیدید و هر گاه دل به چیزی بستید خداوند را بخوانید و نیازتان را از او بخواهید. خداوند دوست دارد بنده‌اش از او بخواهد که اگر بند کفشش باز شد او برایش ببندد. سیدنا زکریا چنان که خداوند می‌فرماید:

﴿إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيّاً﴾
(آنگاه كه [زكريا] پروردگارش را آهسته ندا كرد.)

[مريم: 3]

ترسید پس از وی برادرانش نابود شوند و بنابراین از خداوند پسری خواست در حالی که او و همسرش کهنسال شده بودند. خداوند فرمود:

﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‌كنم.)

[بقره: 176 ]

ولی باید او را نزدیک ببینید. باید در دعای خود مخلص باشید. نه این که خداوند را با زبانتان بخوانید و با قلب به زید یا عبید متمایل باشید. می‌فرماید:

﴿أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾
( و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‌كنم.)

به خاطر این که برایشان اجابت کنم. درخواستشان را به آنان بدهم پس به من پاسخ دهند. می‌فرماید:

﴿ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾
(پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد كه او از حدگذرندگان را دوست نمى‌دارد.)

[اعراف: 55]

شخصی که به خداوند بی حرمتی می‌کند خداوند به او پاسخ نمی‌دهد و در نتیجه او را دوست ندارد و دعایش را مستجاب نمی‌نماید. خداوند می‌فرماید:

﴿ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾
(پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد كه او از حدگذرندگان را دوست نمى‌دارد.)

[اعراف: 55]

ای سعد روزی‌ات را پاک گردان تا مستجاب الدعوه بشوی. اگر روزی تان را پاک نکنید متجاوز خواهید بود. با تقلب، احتکار، دروغ، جعل و نام تقلبی کالا مرتکب تعدی به اموال مردم شده‌اید. هر دروغ، جعل، توصیف، تقلب، گرانفروشی یا افزایش مدت زمان همه‌ی این موارد تعدی به اموال مردم است. اگر به حقوق مردم تجاوز کردید خداوند شما را دوست ندارد و در نتیجه دعایتان مستجاب نمی‌شود. خداوند می‌فرماید:

﴿ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾
(پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانيد كه او از حدگذرندگان را دوست نمى‌دارد.)

[اعراف: 55]

می فرماید:

﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى ‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند.)

[بقره: 176 ]

تا دستور مرا اجرا کنند. تا حلال و حرام را رعایت کنند. تا در حدود خداوند بایستند و دستورات خداوند را پایبند باشند و این معنای این سخن خداوند است که پاسخ مرا بدهند.

توسل به غیر خداوند شرک نابخشودنی:

اما سئوال مهم، چرا مردم اوامر الهی را رعایت نمی‌کنند؟ پاسخ ساده است: زیرا آنان او را نمی‌شناسند. اگر بدانند همه چیز در اختیار او است، تمام سرنوشت، تمام اعضا، تمام نیازها، تمام مسائل و افراد پیرامون آنان همه در اختیار او است؛ پاسخ او را می‌دادند. انسان چرا به غیر خداوند متمایل است؟ زیرا فکر می‌کند این طرف می‌تواند او به او نفع یا زیانی برساند، ببخشد، بگیرد، او را بالا برد یا خوار کند یا چیزی به او بدهد. اما اگر حقیقت مؤکد بر یگانگی خداوند را بداند و این که هیچ والایی بخش، هیچ خوارکننده‌، هیچ بخشنده، گیرنده، عزت بخش، خوار کننده، سخت گیرنده و آسان کننده‌ای جز خداوند وجود ندارد، در این صورت آرزوهایش از دیگران قطع و به شکل قطعی، ضروری و حتمی به خداوند تمایل پیدا می‌کند. بنابراین بندگان بهتر از توحید نیاموخته‌اند و پایان علم توحید است. محتوای رسالت‌های پیامبران همه چنان که خداوند می‌فرماید:

﴿ وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴾
(و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر اين كه به او وحى كرديم كه خدايى جز من نيست پس مرا بپرستيد.)

[انبياء: 25 ]

به محض این که به غیر خداوند تکیه کنید و خواسته‌ها را از او بخواهید و از غیر او بترسید شما خداوند را نشناخته‌اید. در ایمان شما شکاف بزرگی وجود دارد. در ایمان شما نقص خطرناکی وجود دارد. تا زمانی که با خداوند شریکی قائل باشید و غیر خداوند را در زندگی خود مؤثر بدانید این‌ها شرک خفی است و از شرک خفی و جلی به خداوند پناه می‌بریم.
دو روز پیش مثالی زدم و یک آیه‌ی قرآنی را با لطف خداوند تفسیر می‌کردم:

﴿اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ﴾
(مسلما خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود نمى‌بخشايد و غير از آن را براى هر كه بخواهد مى‌بخشايد.)

[نّساء: 84]

اگر شما مجبور باشید پس چند ساعت در یک شهر باشید و به ایستگاه قطار رفتید شاید ده‌ها اشتباه مرتکب شوید. ممکن است بایستید درحالی که می‌توانستید بنشینید. می‌توانید در جهت حرکت قطار بنشینید. می‌توانید بر عکس مسیر بنشینید. سرگیجه می‌گیرید درحالی که می‌توانستید در مسیر حرکت بنشینید. می‌توانید بلیط درجه یک رزرو کنید و به اشتباه به کوپه‌ی درجه‌ی دو بروید. این‌ها اشتباه است. اما اشتباهی که بخشیده نمی‌شود این است که به کوپه‌ای بروید که به قطار متصل نیست. به واگن و کوپه‌ی ایستاده‌ای بروید. اشتباهات شما در قطار در حال رفتن انجام می‌شود. به مقصد می‌رسید و همه چیز تمام می‌شود. اشتباهات شما در مسیر حرکت به سوی هدف در قطار در حال حرکت قابل بخشش است. ایستاده بودید نشستید. در یک سمت بودید به سمت دیگر رفتید. در واگن درجه دو بودید و بلیت شما برای واگن درجه یک بوده است. تمام این‌ها قابل تصحیح است. اما رفتن به کوپه‌ای که به قطار متصل نیست و به این سفر مرتبط نیست و که ایستاده است؛ این اشتباه بخشودنی نیست. یعنی اگر به غیر خداوند متمایل شوید این شرک است. این گناه بخشیده نمی‌شود. اما اگر به خداوند متمایل شوید شما را می‌پذیرد و توبه‌ی شما را می‌پذیرد و گناهان شما را می‌آمرزد و درمان می‌نماید و می‌بخشد و .. می‌فرماید:

﴿اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ﴾
(مسلما خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود نمى‌بخشايد و غير از آن را براى هر كه بخواهد مى‏بخشايد.)

[نساء: 84]

می فرماید:

﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‌كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند.)

[بقره: 176 ]

برای این که دستور مرا انجام دهند. اما شما هرگز نخواهید توانست مگر در صورتی که او را بشناسید.

ارتباط پاسخ دادن به خدا با ایمان به او:

نکته‌ی بسیار دقیق وجود دارد وقتی دستور دهنده را بشناسید دستور را اجرا می‌کنید زیرا اجرای دستور نیاز به یک انگیزه‌ی درونی دارد. تنها در صورتی که دستور دهنده بزرگ باشد به اجرای دستور می‌پردازید. همیشه این مثال را می‌زنم. اگر دستوری از سوی یک گروهبان به شما داده شود. این دستور بی تأثیر است. هر چقدر رتبه بالاتر برود دستور مورد انتظار است. دستور نزد شما مهم‌تر می‌شود. اگر این دستور از بالاترین مقام در ارتش باشد شما به سرعت آن را انجام می‌دهید. اگر خداوند را بشناسید، بزرگی، کبریا، قدرت و بی نیازی‌اش را بشناسید و دانستید که او آفریننده، پرورش دهنده، آفریننده، یگانه و کامل است و تمام امور در اختیار او است، تمام امور به او باز می‌گردد، ملکوت آسمان‌ها و زمین به دست او است؛ به طور حتم به او تمایل می‌یابید و پاسخ او را می‌دهید. به خاطر این که پاسخ مرا بدهند و به من ایمان آورند. ناگزیر باید به من ایمان آورند و پاسخم را بدهند. پس از آن شما و پروردگارتان هستید هر طور می‌خواهید او را بخوانید و هر وقت خواستید و در هر موضوعی خواستید بخوانید. مرا بخوانید تا بیابید. اگر مرا یافتید همه چیز را یافته‌اید و اگر مرا از دست دادید همه چیز را از دست داده‌اید. من از هر چیزی برایتان محبوب ترم. می‌فرماید:

﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى ‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند.)

[بقره: 176 ]

در برخی از احادیث قدسی آمده است که خداوند می‌فرماید: «هر آفریده‌ای که به جای یاری جستن از مخلوقات از من یاری بخواهد و اهل آسمان‌ها و زمین بر او تنگ گرفته باشند من از این میان برای او راه نجاتی قرار می‌دهم و هر آفریده‌ای که به دیگر آفریده‌ها دست یاری بجوید و من این را از نیت او می‌دانم در زمین جلوی راه او پرتگاه ایجاد می‌کنم و رحمات آسمانی را از او دریغ می‌نمایم و زمین را از زیر گام‌هایش بر می‌دارم»
برادران گرامی، اگر خداوند با شما باشد چه کسی بر علیه شما است؟ و اگر خداوند بر علیه شما باشد چه کسی با شما است؟ کسی با شما نیست. اگر خداوند با شما باشد دشمن شما ندانسته و نخواسته با شما است. نخواسته و نطلبیده به شما خدمت می‌کند. خداوند او را به تسخیر شما در می‌آورد. اگر خداوند با شما باشد چه کسی بر علیه شما است؟ اگر بر علیه شما باشد چه کسی با شما است؟

با خدا باش تا خدا با خود ببینی و همه را رها کن و مراقب طمع خویش باش
اگر به تو بخشد که از تو بگیرد وگر بگیرد که بخشد تو را
خودت را خوار او کن پیش از آن که خود خوار خویشتن شوی
***

برادران گرامی، خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید:

(( أنا أغْنى الشُّركاء عن الشِّركِ، مَنْ عَمِل عَمَلا أشرك فيه مَعي غيري تركتهُ وشِرْكَهُ ))
((من بی نیازترین شریکان از شرک هستم. هر کس کاری بکند و در آن با من شریک قرار دهد او و شرک او را رها می‌کنم.))

[مسلم از ابوهريره ]

یعنی اگر خداوند را بخوانید و به کسی دیگر دل بندید خداوند از شما و دعایتان بی نیاز است. تنها زمانی پاسخ شما را می‌دهد که به او متوسل شوید و تنها زمانی دعایتان را مستجاب می‌کند که روابط زمینی و شرک آلود را ترک کنید و به او تمایل یابید.

کسی که می‌خواهد نیرومندترین شخص باشد به خداوند توکل کند:

برادران گرامی، در صحیح مسلم از ابوهریره آمده است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:

((إنَّ اللَّهَ تَعالى طَيِّبٌ لا يَقْبَلُ إِلاَّ طَيِّباً، وَإنَّ اللَّهَ تَعالى أمَرَ المُؤْمِنِينَ بِمَا أمَرَ بِهِ المُرْسَلِينَ، فَقالَ تَعالى: يا أيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَاعْمَلُوا صَالِحاً إنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ وَقالَ تعالى: يا أيُّها الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ [البقرة :172]ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ أشْعث أغْبَرَ يَمُدُّ يَدَيْهِ إلى السَّماءِ: يا رَبّ يا رَبّ، وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ، وَغُذِي بالحَرَامِ، فأنّى يُسْتَجابُ لِذَلِكَ؟ ))
((همانا خداوند پاک است و بجز پاکی چیزی را نمی‌پذیرد و همانا به مؤمنین فرمان داد آن چه را که به پیامبران فرمان داده بود، خداوند متعال می‌فرماید: ای پیامبران، از چیزهای پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید، و باز دوباره می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از نعمت‌های پاکیزه‌ای که روزی شما کرده‌ایم بخورید. سپس مردی را یادآور می‌شود که سفرش دراز است و پراکنده موی و غبارآلود دست به سوی آسمان دراز می‌کند و می‌گوید: پروردگارا، پروردگارا، درحالی که خوراکش حرام، آشامیدنش حرام، پوشاکش حرام است و با حرام تغذیه شده است، با این حال چگونه دعایش مستجاب شود؟))

[مسلم از ابوهريره]

ای برادر مؤمن آیا می‌دانید که با دعا از همه‌ی مردم قوی‌تر می‌شوید، چرا؟ زیرا خداوند با شما است و با نافرمانی ناتوان‌ترین انسان خواهید بود، چرا؟ زیرا خداوند با شما نیست. شما با اطاعت قوی‌ترین انسان هستید. اگر خواستید قوی‌ترین انسان باشید به خداوند توکل کنید. اگر خواستید بی نیازترین انسان باشید؛ بیشتر از خودتان به خدا اعتماد داشته باشید. اگر خواستید بزرگوارترین انسان باشید تقوای الهی پیشه کنید. از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمود:

((لا يقل أحدكم: اللهم اغفر لي إن شئت، اللهم ارحمني إن شئت، ليعزم المسألة فإنه لا مكره له))
((یکی از شما نگوید: خدایا اگر خواستی مرا ببخش. خدایا اگر خواستی بر من رحم کن. بر خواسته‌ی خود اصرار کند که چیزی نیست که برآوردنش برای خدا سخت باشد.))

[ متفق عليه از ابوهريره ]

گاهی انسان دعایی می‌کند و می‌ترسد زیاد بخواهد و انجام نشود. این اشتباه است. این نشناختن خدا است. بار خدایا مرا بیامرز و ببخش و تمام خواسته‌ام را بده. این طمع است. این اعتماد به لطف خداوند است. تا زمانی که میان شما و خداوند ارتباط قوی نباشد، تمایل به او نباشد و میان شما و خدا خواسته و پاسخ نباشد. روایت می‌شود که یکی از نیکان دچار گناهی شد که او را نگران کرد. این گناه او را از پروردگارش دور کرد، دلتنگ شد، دنیا در چشمانش سیاه شد و او را از خدا دور کرد. پروردگارش به او بی توجهی کرد. گفت: ای پروردگار، درحالی که منتظر مجازات بود و منتظر ادب شدن بود. منتظر بود پاسخ این نافرمانی بیاید. گفت: ای پروردگار من نافرمانی کرده‌ام مرا مجازات نمی‌کنی؟ به وی الهام شد: ای بنده‌ام تو را مجازات کرده‌ام و تو نمی‌دانی. آیا لذت مناجاتم را از تو نگرفتم؟ گرانبهاترین چیز در زندگی مؤمن ارتباط با خدا است:

اگر چشمت از حسن ما آن چه دیدند را ببیند، از ما رو به دیگری نکردی
اگر گوش‌هایت سخن نیک ما بشنود، لباس تکبر از تن برون کردی و نزد ما آمدی
گر ذره‌ای طعم محبت چشیدی، کشته‌ی محبت ما را درک همی کردی
گر نسیمی از تقرب ما به تو وزد، از شوق تقرب به ما همی مردی
گر روزنی از تجلی ما بر تو تابد، تمام هستی را به خاطر ما رها می‌کردی
***

نیک‌ترین چیز در دنیا ارتباط با خدا است:

اگر خداوند را دوست داشته باشید شما برترین انسان هستید. از میان مخلوقات خالق را برگزینید و از میان پیرامونیان خود خداوند سبحان را انتخاب کنید. به او تمایل یابید. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چه می‌فرماید؟ «اگر از میان بندگان دوستی بر می‌گزیدم ابوبکر بود ولی برادر و دوست به خاطر خدا». خداوند دوست است. او یاری‌گر، محبوب و مهربان است. کسی که خدا را بشناسد دیگران را رها می‌کند. ای فرزند آدم مرا بخواه تا بیابی و اگر یافتی همه چیز را یافته‌ای و اگر خدا را از دست دادید همه چیز را از دست داده‌اید. من از هر چیزی برای شما محبوب ترم. همه‌ی آسمان‌ها و زمین را برای تو آفریده‌ام پس خودت را خسته نکن و تو را به خاطر خودم آفریده‌ام پس بازی نکن. به حق خودم بر تو سوگند که خودت را مشغول آن چه برایت تضمین کرده‌ام نکن و آن چه بر تو فرض نموده‌ام را رها نکن. آسمان‌ها و زمین را برایت آفریده‌ام. از آفرینش آن خسته نشده‌ام. آیا از فرستادن یک تکه نان در هر لحظه برایت ناتوانم؟ تو نسبت به من فریضه‌ای داری و من روزی‌ات را می‌دهم. اگر در فرض من نافرمانی کنی در روزی‌ات با تو مخالفت نمی‌کنم و به عزت و جلالم سوگند اگر به روزی‌ات راضی نباشی دنیا را بر تو مسلط کنم تا در آن مانند وحوش در بیابان بدوی و از آن تنها روزی‌ات به تو نرسد و من به تو توجهی نمی‌کنم و نزد من منفور هستی. تو می‌خواهی و من می‌خواهم. اگر خواسته‌های مرا انجام دهی هر چه خواهی به تو دهم. اگر در آن چه از تو می‌خواهم فرمان نبری؛ در آن چه خواهی تو را خسته کنم. سپس آن چه من خواهم همان شود.
برادران گرامی، اهل دنیای بینوایند، به دنیا آمدند و از آن رفتند اما بهترین چیز را در آن نچشیدند. بهترین چیز در دنیا ارتباط با خدا است. احساس کنید خداوند شما را دوست دارد. با شما است. در پناه و حمایت او هستید. احساس کنید به راه راست می‌روید. به روش درست حرکت می‌کنید. احساس کنید این دنیا گذرا است و جای ماندن نیست و دنیا به آخرتی خواهد انجامید که نعمت‌های جاودان دارد.

وجوب ایمان به حکمت خداوند و این که همه چیز در اختیار او است:

برادران گرامی، ما از هر مومنی این سوال را داریم. یکی به شما می‌گوید: من دعا کردم ولی قبول نشد! این مورد را برایم توضیح دهید؟ آیا خداوند نفرموده است:

﴿ وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ﴾
(و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.)

[غافر: 60 ]

من او را خواندم اما مستجاب نشد.
برادران گرامی در حدیث شریف آمده است:

((إِنَّ رَبَّكــُمْ حَيِيٌ كَرِيمٌ. يَسْتَحْي مـِنْ عَبْدِهِ أنْ يَرْفَعَ إِلَيْهِ يَدَيْهِ، فَيَرُدَّهُمَا صِفْراً -أَوْ قَالَ- خَائِبَتَيْنِ))
((پروردگارتان با حیا و بزرگوار است. از بنده‌اش شرم دارد که دستش را بالا برد و دستانش را خالی –یا- بدون پاسخ برگرداند.))

[ابن ماجه از سلمان ]

خداوند مهربان، توانا است و شما را دوست دارد و دلیل: «کسانی که مرا یاد می‌کنند با من دوست هستند. کسانی که مرا سپاس می‌کنند برایشان نعمت می‌افزایم. کسانی که مرا نافرمانی می‌کنند آنان را از رحمت خود ناامید نمی‌کنم. اگر توبه کنند؛ دوست و اگر توبه نکنند من پزشک آنان هستم. آنان را با مصیبت‌ها می‌آزمایم تا از گناهان پاکشان نمایم. نیکی نزد من ده برابر است و بدی‌ها یک برابر، من می‌بخشم و نسبت به بنده‌ام از مادرش به او مهربان ترم».
اگر خداوند برایتان مستجاب ننمود یقین بدانید که چیزی که از او خواستید به نفع شما نبوده و او بخشنده است و بر هر چیزی توانا و مهربان دانا است. چیزی که خواستید مناسب شما نبوده و حکمت نبوده به شما داده شود. از بندگانم کسانی‌اند که تنها فقر شایسته‌ی آنان است. اگر او را بی‌نیاز کنم؛ دینش نابود می‌شود. این شخص به همین مقدار اموال پایبند است و اگر میزان دارایی‌اش افزون شود نافرمان می‌شود و فساد می‌کند و من به او آگاهم. بنابراین مرا می‌خواند و من اجابت نمی‌کنم. برخی از بندگانم فقط بی نیازی شایسته‌ی آنان است و اگر او را نیازمند نمایم دینش را نابود می‌کند. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾
(بسا چيزى را خوش نمى‌داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى‌داريد و آن براى شما بد است و خدا مى‏ داند و شما نمی‌دانید.)

[بقره: 216]

آیا تسلیم نمی‌شوید؟ آیا آفریننده‌ی هستی حکیم نیست؟ آیا ایمان ندارید هر رویدادی را خداوند اراده کرده است و همه چیزی را که خداوند اراده کرده اتفاق می‌افتد. اراده‌ی خداوند به حکمت مطلق بستگی دارد و حکمت مطلق به خیر مطلق مربوط است؟ خداوند می‌فرماید:

﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾
(بگو بار خدايا تويى كه فرمان فرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبی‌ها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى.)

[آل عمران: 26]

اگر خداوند را بخوانید و برایتان اجابت نکرد بدانید که اجابت نکردن به نفع شما است و اگر پرده برداشته شود واقعیت را قبول خواهید کرد:

((إِنَّ رَبَّكــُمْ حَيِيٌ كَرِيمٌ. يَسْتَحْي مـِنْ عَبْدِهِ أنْ يَرْفَعَ إِلَيْهِ يَدَيْهِ، فَيَرُدَّهُمَا صِفْراً -أَوْ قَالَ- خَائِبَتَيْنِ))
((پروردگارتان با حیا و بزرگوار است. از بنده‌اش شرم دارد که دستش را بالا برد و دستانش را خالی –یا- بدون پاسخ برگرداند.))

[ابن ماجه از سلمان ]

در حدیثی دیگر، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در روایت ابن مسعود می‌فرماید:

((ما هو آت قريب إلا أن البعيد ما ليس بآت، لا يعجل الله لعجلة أحد، ولا يخف لأمر الناس، ما شاء الله لا ما شاء الناس، يريد الله أمرا، ويريد الناس أمرا، ما شاء الله كان، ولو باعده الناس، ولا مقرب لما باعده الله، ولا مبعد لما قرب الله، ولا يكون شيء إلا بإذن الله ))
((هر چه بیاید نزدیک است به جز دور که نمی‌آید. خداوند به خاطر شتاب کسی شتاب نمی‌کند و از امور مردم نمی‌ترسد، هر چه خدا بخواهد می‌شود نه هر چه مردم بخواهند. خداوند چیزی می‌خواهد و مردم چیزی می‌خواهند؛ هر چه خدا بخواهد همان شود اگر چه مردم آن را نخواهند و هر چه خدا نخواهد کسی نمی‌تواند انجام دهد و هر چه خدا بخواهد کسی نمی‌تواند مانع شود و هر چه هست به اذن و اراده‌ی او است.))

[ شعب الايمان از ابن مسعود]

این حدیث رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را بشنوید:

((إنّ الله ليحمي صفيّهُ من الدنيا كما يحمي أحدكم مريضه من الطعــام))
((خداوند دوستانش را از دنیا حمایت می‌کند مانند یکی از شما که مراقبت غذای بیمارتان هستید.))

و در روایتی دیگر آمده است:

((إنّ الله يحمي صفيَّهُ من الدنيا كما يحمي الراعي الشفيق غنَمَهُ من مراتع الهلكة))
((خداوند دوستانش را نسبت به دنیا مراقبت می‌کند مانند چوپان دلسوزی که گوسفندانش را از مراتع خطرناک، محافظت می‌کند.))

[بيهقی از حذيفة ]

دوست دارد به مهربانی، حکمت، تقدیر و قدرت او بر همه چیز ایمان داشته باشید.

دعا به خاطر التماس، خواری، توبه و پایبندی:

برادران گرامی؛ پرسشی دیگر به ذهن خطور می‌کند. اگر خداوند دانا و بینا و شنونده است و بنده‌اش را نیازمند می‌بیند، چرا پاسخ خواسته‌اش را نمی‌دهد؟ این جا یک مسأله است. خداوند وقتی بنده‌اش را منافق، متوجه دیگران، بی خبر، سهل انگار، منحرف و نافرمان ببیند باید او را درمان کند. برخی از سختی‌ها را بر او می‌فرستد. می‌فرماید: مرا بخوان. وقتی بنده خدایش را بخواند و این سختی‌ها از او برداشته شود؛ بنده چه احساسی دارد؟ احساس می‌کند خدا او را می‌شنود و دعایش را اجابت می‌کند. پس از دعا و پاسخ دعا چه چیزی به این بنده اضافه می‌شود؟ محبت بیشتری به او داده می‌شود. علم بیشتری کسب می‌کند. شناخت او به خدا بیشتر می‌شود. محبت او به خدا افزایش می‌یابد. در هر مرتبه‌ای باشید و خداوند خواسته باشد شما را به مرتبه‌ی دیگر منتقل نماید به شما می‌فرماید: مرا بخوان، مشکل این جا است. می‌خوانید و مشکل برطرف می‌شود. شناخت شما بیشتر می‌شود بع این که او شنونده، بینا، توانا و بی نیاز است و محبت شما به او بیشتر می‌شود. مبارک است نام خداوند با شکوه بزرگوار. دلیل آن این است که خداوند می‌فرماید:

﴿ وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴾
(و قطعا غير از آن عذاب بزرگتر از عذاب اين دنيا [نيز] به آنان مى‏چشانيم اميد كه آن‌ها [به خدا] بازگردند.)

[سجده: 21]

یک انحراف اتفاق افتاده است، کوتاهی و نافرمانی شده است. خداوند برخی از سختی‌ها را به او می‌رساند. می‌فرماید: مرا بخوان. از تمام نافرمانی‌ها توبه کرده است. پروردگارش را خوانده است. خداوند بدی‌ها را از او دور کرده است. او احساس تقرب کرده است. احساس محبت می‌کند. احساس کرده است که خداوند را بیشتر می‌شناسد دلیلی دیگر، خداوند می‌فرماید:

﴿فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ﴾
(و آنان را به تنگى معيشت و بيمارى دچار ساختيم تا به زارى و خاكسارى درآيند)

[انعام: 42]

به این معنا که دعا به خاطر التماس، خواری، توبه، پایبندی، شناخت و محبت است.

((اغتنموا الدعاء عند الرقة فإنها رحمة ))
((دعا را هنگام ترحّم و رقّت قلب غنیمت بشمارید که این یک رحمت الهی است.))

[دّيلمی از ابی بن كعب ]

اهميت دعا:

موضوع پایانی، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:

((لن ينفع حذر من قدر، ولكن الدعاء ينفع مما نزل، ومما لم ينزل، فعليكم بالدعاء عباد الله))
(((احتیاط نمی‌تواند در مقابل تقدیر سودمند افتد ولی دعا می‌تواند در ارتباط با آنچه فرود آمده یا نیامده، مفید واقع گردد، پس بر شما باد دعا کردن ای بندگان خدا.))

[ابو يعلى از معاذ بن جبل ]

شخصی متخصص بیماری‌های معده است اگر تمام علم خود را در برنامه‌ی غذایی‌اش به کار گیرد اما خداوند بخواهد او را با معده‌اش بیازماید؛ با وجود تخصص والایش و توجه دقیقش شاید به بیماری معدوی دچار شود و علم او هیچ سودی برایش نداشته باشد. یعنی هوش و ذکاوت انسان او را در برابر تقدیر الهی حفظ نمی‌کند. ذکاوت، تجربه، علم، اطلاعات، انرژی و برنامه ریزی‌هایش تمام این‌ها در مقابل خداوند بی نتیجه است. اما چه چیزی در مقابل خداوند به شما سود می‌رساند؟ این که با او باشید، اگر با او نباشید و تمام توجه‌ها را مبذول کنید و تمام اسباب را استفاده کنید و تمام توجیهات را انجام دهید و در ایجاد تمام برنامه‌های مثبت تلاش کرده باشید ناگزیر باید تقدیر الهی بیاید و باید تربیت انجام شود و اگر پروردگارتان بخواهد کاری بکند عقل تمام خردمندان را از آنان می‌گیرد. عقل شما، تجربه‌تان و هوشتان کجا است؟ هوشیاری‌تان و تجربه و برنامه ریزی‌هایتان نمی‌تواند مانع پروردگارمان شود. نباید اسباب را بگیرید و خدا را فراموش کنید، خیر، باید نگران همان نقطه‌ی امن خود باشد و ترس از تقدیر هیچ سودی ندارد ولی اگر به درگاه او دعا کنید برایتان سودمند است. دعا در آن چه واقع شده و نشده تأثیر دارد. پس ای بندگان خدا باید دعا کنید. این که با تجربه، علم، تخصص، مال، سلامتی، قدرت، نیرویتان از خداوند بی نیازی بجویید این تقدیر از همان محل امن بر شما وارد می‌شود. اما اگر او را خواندید شما بنده‌ی او هستید:

تنها ابزار من به سوی تو نیاز من به توست و با نیاز به تو نیاز خودم را برطرف می‌کنم.
تنها چاره‌ی من کوبیدن درب توست و اگر تو مرا رد کنی کدامین درب را بزنم؟
***

خداوند می‌فرماید:

﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ﴾
(به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‏ تاب] خلق شده است * چون صدمه‏ اى به او رسد عجز و لابه كند * و چون خيرى به او رسد بخل ورزد * غير از نمازگزاران.)

[معارج: 19-22]

((لن ينفع حذر من قدر، ولكن الدعاء ينفع مما نزل، ومما لم ينزل، فعليكم بالدعاء عباد الله))
((احتیاط نمی‌تواند در مقابل تقدیر سودمند افتد ولی دعا می‌تواند در ارتباط با آن چه فرود آمده یا نیامده، مفید واقع گردد، پس بر شما باد دعا کردن ای بندگان خدا.))

[ابو يعلى از معاذ بن جبل ]

التماس به درگاه خدا در حالت سختی و آسانی:

ایشان صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:

((تضرعوا إلـى الله في الرخاء، فإن الله تعالى قال: من دعاني في الرخاء وفي الشدّة أجبتهُ، ومن سألني أعْطيْتهُ، ومن تواضعَ إليّ رفعته، ومن تواضع رحمته، ومن استغفرني غفرت لــه))
((در آسانی به درگاه الهی التماس کنید. خداوند متعال می‌فرماید: کسی که در آسانی و سختی مرا بخواند او را دوست دارم و هر کس از من بخواهد به او می‌بخشم و کسی که فروتنی کند او را والایی می‌بخشم و کسی که فروتنی کند او را می‌بخشم و کسی که آمرزش طلبد او را می‌آمرزم.))

در آسانی شما او را می‌شناسید. اگر تنها در سختی او را بخوانید، به او نیازمند هستید اما شناخت شما از او کم است. اگر در آسانی او را بخوانید این نشانه‌ی شناخت شما از او است و اگر در سختی او را بخوانید شما به او نیازمند هستید و در هر حال این پذیرفتنی است. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:

(( ليسأل أحدكم ربه حاجته كلها حتى يسأله شسع نعله إذا انقطع ))
((هر کس از شما باید نیازش را از پروردگارش بخواهد حتی اگر بندهای کفشش باز شود آن را از خداوند بخواهد.))

[ابن حبان از انس ]

اصرار در دعا:

ایشان صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:

(( إن الله تعالى يحب الملحين في الدعاء ))
(( همانا خدا اصرار کنندگان در دعا را دوست دارد.))

[حكيم ابن عدی در الكامل وبيهقي در شعب الإيمان از عائشه]

جلوی درب خانه‌ی یکی از دوستان محبوب خودتان رفته‌اید. درب را می‌زنید. پاسخی داده نمی‌شود. باز می‌گردید؟! خیر، اولین ضربه و دومین ضربه شاید نماز می‌خواند و یا برای قضای حاجت رفته باشد شاید در آشپزخانه باشد:

(( إن الله تعالى يحب الملحين في الدعاء ))
(( همانا خدا اصرار کنندگان در دعا را دوست دارد.))

[حكيم ابن عدی در الكامل وبيهقي در شعب الإيمان از عائشه]

چه زیبا است صبوری که نیاز خواسته‌اش را می‌یابد و کسی که بر کوبیدن درب اصرار دارد تا این که وارد می‌شود.

***

(( إن الله تعالى يحب الملحين في الدعاء ))
(( همانا خدا اصرار کنندگان در دعا را دوست دارد.))

[حكيم ابن عدی در الكامل وبيهقي در شعب الإيمان از عائشه]

گفته شده است: ای رسول خدا کدام دعا بیشتر شنیده می‌شود؟ فرمود: در دل شب. خداوند فرموده است:

﴿كَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ * وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ﴾
(و از شب اندكى را مى‏غنودند * و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش می‌کردند.)

[ذاريات: 17-18]

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نزد علی بن ابی طالب رفت، او داشت دعا می‌کرد و می‌گفت: خدایا بر من رحم کن. ایشان با دست بر پشت شانه‌های علی زد و فرمود: ای علی عمومی دعا کن نه خصوصی. میان خصوصی و عمومی مانند آسمان و زمین تفاوت است.
از زهری روایت است که گفت: ابوسلمه بن عبدالرحمن به من خبر داد که ابوهریره گفته است:

((قام رسول الله صلى الله عليه وسلم في صلاة وقمنا معه، فقال أعرابي وهو في الصلاة: اللهم ارحمني ومحمداً، ولا ترحم معنا أحداً، فلما سلم النبي صلى الله عليه وسلم قال للأعرابي: لقد حجرت واسعاً - يريد رحمة الله- ))
((پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به نماز ایستاد و ما همراه او به نماز ایستادیم. یک اعرابی در نماز گفت: بار خدایا من و محمد را بیامرز و کسی را با ما نیامرز. وقتی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم سلام داد به اعرابی فرمود: وسعتی را محدود کردی – منظورش رحمت خداوند بود.))

[بخاری ابوهريره]

ای علی، به صورت عمومی دعا کن نه خصوصی. میان خصوصی و عمومی مانند آسمان و زمین تفاوت است.

پرهیز از نفرین خود، مال و فرزندان:

مسلم از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت کرده است که:

(( لا تدعوا على أنفسكم ))
((خودتان را نفرین نکنید.))

[مسلم از‌ام سلمه]

سخن عوام این است: خدا مرا بکشد!! چرا این سخن را می‌گویند؟ خودتان را نفرین نکنید، اولاد و اموال خود را نفرین نکنید. گاهی دعا می‌کند که این روزی از او گرفته شود. اگر روزی‌اش قطع شود طعم تلخی را خواهد چشید. فرزندان، خود و اموال و خدمتکاران را نفرین نکنید. در نهایت، کسی که مرا نخواند؛ بر او خشم می‌گیرم. شما را آفریده تا به شما رحم کند و رحم می‌کند اگر او را خوانده باشید پس او را بخوانید.

استثنای مجبور از تمام شروط دعا:

آخرین نکته‌ی خطبه، این که مجبور، از تمام شروط دعا معاف است. اگر مجبور باشید، پایبند یا غیر پایبند، موحد یا غیر موحد اگر دچار تنگنا شوید و در مهلکه افتید و مشکلی سخت دامنگیر شما شود و گفتید: هیچ کس جز تو ای خدا برای نجات من نیست؛ خداوند گمان شما را تبدیل به ناامیدی نمی‌کند. دلیل این سخن آن جاست که می‌فرماید:

﴿أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَئِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُونَ﴾
(يا [كيست] آن كس كه درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى ‏كند و گرفتارى را برطرف مى‏ گرداند و شما را جانشينان اين زمين قرار مى‏ دهد، آيا معبودى با خداست؟ چه كم پند مى‌پذيريد.)

[نمل: 62]

پس دعای شخص مجبور به هر حالتی پذیرفته است و این مورد استثنایی است. خداوند می‌فرماید:

﴿ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ﴾
(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى ‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند.)

[بقره: 176 ]

اما اگر مجبور باشید و در هر حالتی درب او را بزنید؛ شما را می‌پذیرد. وقتی شما را بپذیرد؛ او را دوست داشته و اطاعت می‌کنید. خداوند می‌فرماید:

﴿أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَئِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُونَ﴾
(يا [كيست] آن كس كه درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى ‏كند و گرفتارى را برطرف مى‏ گرداند و شما را جانشينان اين زمين قرار مى‏ دهد آيا معبودى با خداست چه كم پند مى‌پذيريد.)

[نمل: 62]

پیش از آن که محاسبه شوید خودتان را محاسبه کنید و اعمال خودتان را پیش از آن که سنجیده شود؛ خود بسنجید و بدانید که ملک الموت از ما گذشته و به سوی دیگری رفته است و از دیگران خواهد گذشت و به ما خواهد رسید، باید هوشیار باشیم. زرنگ کسی است که پا روی نفس بگذارد و برای پس از مرگ کاری انجام دهد و ناتوان کسی است که دنبال هوای نفس خود باشد و از خداوند آرزو طلب کند و سپاس خداوند جهانیان را.

* * *

خطبه‌ی دوم :
گواهی می‌دهم که معبودی جز الله نیست، دوست نیکان است و گواهی می‌دهم سیدنا محمد بنده و فرستاده‌اش می‌باشد. دارای اخلاق والا است. بار خدایا بر سیدنا محمد و خاندان و یارانش درود و سلام بفرست.

سرنوشت انسان میزان فهم او از این دین را مشخص می‌کند:

برادران مؤمن، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از قلبی که فروتنی نمی‌کند و چشمی که اشک نریزد و نفسی که سیر نشود و دعوتی که اجابت نشود به خدا پناه می‌برد. اگر پایبند دستورات الهی باشید و دعایتان پذیرفته نشود این به نفع شما است. اما اگر گناهی وجود داشته باشد و خوراک و نوشیدنی حرام باشد و انسان حرام خورده باشد این موضوعی دیگر است.
برادران گرامی، اگر انسانی خودرویی سوار شود و این خودرو در راه بایستد و وی از آن بیرون رود. دستانش را به آسمان بالا برد و بگوید من ناامید شدم. ای خدا شب خواهد آمد. آیا هوشمندانه، علمی، واقع گرایانه این نیست که کاپوت خودرو را باز کند و نگاه کند نقص کجا است؟ اگر نافرمانی‌ها و گناهانی وجود داشته باشد. پیش از فریاد، داد و بیداد، دعا و بالا بردن صدا، تا زمانی که نافرمانی‌هایی وجود داشته باشد، به نافرمانی بپردازد، گناه کند و در آمد حرام باشد، شبهه داشته باشد، در روابط انسانی نافرمانی باشد، ارتباط با زنان به شکل نامشروع باشد در این جا نقص بزرگی وجود دارد. دعا بی اثر است. اکنون پیش از آن که صدایتان را به دعا بالا برید و پیش از فریاد زدن و پیش از آن که بگویید: ای خدا تنها تو هستی. آیا در زندگی نقصی داشته‌اید؟ آیا گناهانی انجام داده‌اید؟ اگر خداوند دعایتان را اجابت نکرد و شما پایبند هم بودید این به نفع شما است و اگر اجابت نکرد و شما پایبند نبودید بدانید در زندگی نقص بزرگی دارید. شاید در عقیده، شاید در رفتار باشد. عارف خدا ابراهیم بن ادهم این سخن را چنین بیان می‌کند وقتی در بازاری در بصره می‌رفت به او گفتند:
ای ابو اسحاق، خداوند می‌گوید: مرا بخوانید تا اجابت کنم و ما می‌خوانیم و او اجابت نمی‌کند. ابراهیم بن ادهم گفت: زیرا ده چیز دل‌های شما را کشته است؛ خداوند را شناخته‌اید و حق او را ادا نکرده اید، قرآن را خوانده‌اید ولی آن را به دیگران نیاموخته اید، ادعای محبت رسول الله را داشته‌اید اما سنت او را نیاموخته‌اید، و گفتید: شیطان دشمن شما است و او را دوست گزیده‌اید. گفته‌اید: مشتاق بهشتید ولی برایش کاری نکرده‌اید، گفتید: از آتش جهنم می‌ترسید اما از آن پرهیز نکرده‌اید، گفتید: مرگ حق است اما برایش آماده نشده‌اید، به عیبجویی از مردم مشغولید و عیوب خود را نمی‌بینید، غرق نعمت‌های الهی شده‌اید اما از او تشکر نکرده‌اید. مرده‌هایتان را دفن کرده‌اید اما عبرت نگرفته‌اید پس چگونه دعایتان قبول شود؟» آیا این حقیقت ندارد؟ اگر انسان یک دعای اسلامی کند ولی در حد آن نباشد؛ خداوند از او قبول نمی‌فرماید. اسلام درخت بزرگی است و سایه‌های بسیار گسترده و دارای میوه‌های رسیده‌ای است. تنها زمانی می‌توانید به سایه‌اش بروید و میوه‌هایش را بچینید که بتوانید به آن وارد شوید. زمانی که طاعت‌گر، پایبند، توبه کننده و فروتن وارد اسلام شوید. اما به سایه بگویید بیا: تا در تو پناه گیرم و به میوه‌ها بگویید: بیایید به سوی من!! هرگز این میوه و سایه نزد شما نخواهد آمد. زمانی می‌توانید در سایه‌ی اسلام قرار گیرید که دستورات آن را اجرا کنید. این یک نکته‌ی دقیق است.
برادران گرامی، مسأله سرنوشت ساز است. سرنوشت انسان میزان فهم او را از دین مشخص می‌کند. ابن عمر دین تو، دین تو است، گوشت و خون تو است. از کسانی آن را بیاموز که پایبند بوده‌اند و از منحرفان آن را نیاموز. امام مالک از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت می‌کند که فرمود: «این علم دین است پس بنگرید دین خود را از چه کسی می‌گیرید». مسأله یا خوشبختی جاودانگی است و یا بدبختی جاودانه، به آن که جان محمد در دستان او است سوگند که پس از دنیا یا بهشت است یا جهنم.

دعا:

بارالها ما را در زمره هدايت يافتگان درگاهت قرار ده. و با آنان که گناهانشان را آمرزيده‌ای همراه گردان و به دوستی گير با دوستانت و در آن چه بما ارزانی داشته‌ای برکت نِه. و ما را در پناه خويش از زشتی و پليديها دور گردان چرا که قضا و قدر در دست توانای توست و کسی را قدرت محاسبه تو نيست. به ما ببخش و ما را محروم نکن، ما را اکرام کن و ما را خوار نکن و ما را برتری ده و بر ما برتری نده، ما را خشنود ساز و از ما خشنود باش. از ترس خود چیزی بهره‌ی ما کن که میان ما و نافرمانی‌ات فاصله ایجاد کند و از طاعت خود چیزی به ما بده که ما را به بهشت تو برساند و از یقین چیزی بده که سختی‌های دنیا را بر ما آسان کند و خداوندا ما را از گوش و چشم و قدرت تا زمانی که زنده‌ایم بهره مند بفرما و آن را از ما به ارث بگذار و انتقام ما را از ظالمان به ما بگیر و ما را بر دشمنان ما پیروز بگردان و دنیا را بزرگترین هدف ما و هدف علم ما قرار نده و کسانی که از تو نمی‌ترسند و به ما رحم ندارند را بر ما مسلط نکن ای خدای جهانیان. خداوندا با حلال خود ما را از حرام بی نیاز و با طاعت خود ما را از نافرمانی باز دار و با فضل خود ما را از دیگران بی نیاز فرما. بار خدایا عورات ما را بپوشان و ناآرامی‌های ما را آرامش ببخشا و ما را در سرزمین‌هایمان در امنیت بدار و این سرزمین و سایر سرزمین‌های مسلمانان را حاصلخیر و آرامش بخش قرار بده. بار خدایا ما را یاری بفرما و ما را از ناامیدان قرار مده و ما را با سال‌ها نابود نفرما و مانند بدکاران ما را مورد تعامل قرار نده ای خداوند جهانیان. خدایا با برتری و رحمت خود کلمه‌ی حق و دین را والایی ببخش و اسلام و مسلمانان را یاری ببخش، خدایا والیان مسلمانان را به آن چه خود دوست داری و خشنود می‌شوی توفیق بده، تو بر هر چه خواهی توانایی و شایسته‌ی اجابت کردن هستی.