ستایش خداوندی را که پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر سرور ما محمد، راستگوی امین. خدایا، ما دانشی جز آنچه تو به ما آموختهای نداریم، همانا تو دانای حکیم هستی. خدایا، آنچه به ما سود میرساند را به ما بیاموز و ما را از آنچه آموختهایم بهرمند ساز و دانش ما را افزون کن و حق را به صورت حق به ما نشان ده و پیروی از آن را نصیب ما گردان و باطل را به صورت باطل به ما نشان ده و دوری از آن را نصیب ما گردان و ما را از کسانی قرار ده که سخن را میشنوند و از بهترین آن پیروی میکنند و با رحمت خود ما را در زمرهی بندگان شایستهی خود وارد کن.
این یک باب جدید از ابواب ریاض الصالحین است، از سخنان سرور رسولان، کاملترین درود و سلام بر او باد. نام این باب: حق شوهر بر زن است.
خداوند متعال فرمود:
﴿ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا (34) ﴾
﴿ مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برتریهایی که خدا به بعضی از آنان نسبت به بعضی دیگر داده است و به خاطر انفاقهایی که از اموالشان میکنند. پس زنان صالح، فروتن و مطیع هستند و در غیاب [همسر خود] به پاس آنچه خدا حفظ کرده، [حقوق او را] حفظ میکنند. و زنانی را که از نافرمانی آنان بیم دارید، پند دهید و [در بستر] از آنان دوری کنید و [اگر مؤثر نشد] آنان را بزنید. پس اگر از شما اطاعت کردند، راهی [برای سرزنش] بر آنان مجویید، همانا خداوند بلندمرتبه و بزرگ است ﴾
نظام رهبری در زندگی اینگونه است که هر مؤسسهای یک رهبر دارد، بیمارستان یک مدیر دارد، دبیرستان یک مدیر دارد و وزارتخانه یک وزیر دارد. هر مؤسسهای، هر جمعی، حتماً باید یک رهبر داشته باشد که اختیار تصمیمگیری داشته باشد، خانواده هم یک سلول از سلولهای جامعه است، یک مؤسسه از مؤسسات جامعه است، حتماً باید کسی باشد که دستور بدهد، البته این شخص باید عاقلترین، کاملترین، با افق دید وسیعتر، نرمخوتر و خوشروترینِ آنها باشد، پس خداوند عز و جل، مرد را به خاطر چیزهای زیادی که به او عطا کرده، شایسته قرار داده تا رهبر این خانه باشد، پس فرمود: «مردان، سرپرست و نگهبان زنان هستند.» اما نکتهی بسیار ظریف این است که این سرپرستی، یک درجه است، به دلیل این فرمودهی خداوند متعال:
﴿ وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (228) ﴾
﴿ و زنان مطلقه باید به مدت سه بار عادت ماهانه، انتظار بکشند و برای آنان جایز نیست که آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، پنهان کنند، اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارند. و شوهرانشان در این مدت، اگر قصد اصلاح داشته باشند، به بازگرداندن آنان سزاوارترند و برای زنان، همانند وظایفی که بر عهده دارند، حقوقی شایسته وجود دارد و مردان بر آنان یک درجه برتری دارند و خداوند، عزیز و حکیم است ﴾
﴿وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ﴾ «و برای زنان، همانند وظایفی که بر عهده دارند، حقوقی وجود دارد.» میخواهی او برای تو آراسته باشد، تو هم باید برای او آراسته باشی، میخواهی به پدر و مادرت احترام بگذارد، تو هم باید به پدر و مادرش احترام بگذاری، میخواهی به تو وفادار باشد، به او وفادار باش، میخواهی صبور باشد، از همان غذایی بخور که او میخورد، تو در رستوران غذا نخور و غذای نامناسب را برای او بگذار.
آیه «و برای زنان، همانند وظایفی که بر عهده دارند، حقوقی شایسته وجود دارد.» به این معناست که وقتی مؤمن هستید، وقتی شریعت خداوند عزوجل را اجرا میکنید، یا وقتی نفس خود را تزکیه میکنید، وقتی با پروردگارتان ارتباط برقرار میکنید، وقتی تعالی مییابید، به خودتان اجازه ندهید با همسرتان طوری رفتار کنید که گویی او از شما پایینتر است. از همان غذایی که خود میخورید به او بخورانید، از همان لباسی که خود میپوشید به او بپوشانید، به پدر و مادرش احترام بگذارید، همانطور که میخواهید او به پدر و مادر شما احترام بگذارد، او را به سوی خدا راهنمایی کنید، همانطور که خودتان از شناخت خدا خوشحالید، به او اجازه دهید به دنبال علم برود، همانطور که علم شما را تزکیه و ارتقا داده است. «و برای زنان، همانند وظایفی که بر عهده دارند، حقوقی شایسته وجود دارد.» یعنی برای او همان حقوقی است که برای شماست و بر او همان وظایفی است که بر شماست. او در تشریف، تکلیف و مسئولیت با شما برابر است و در جایگاهی که نزد خداوند دارد و هرگز کمتر از شما نیست، بلکه با شما مساوی است.
دلیل این برابری این است:
﴿ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (35) ﴾
﴿ به یقین، مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان با ایمان، مردان و زنان مطیع فرمان خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان صابر، مردان و زنان فروتن، مردان و زنان انفاقکننده، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خدا را بسیار یاد میکنند، خداوند برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم کرده است ﴾
﴿ فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ (195) ﴾
﴿ پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [و فرمود:] من عمل هیچ صاحب عملی از شما را، خواه مرد باشد یا زن، ضایع نمیکنم؛ شما از یکدیگرید. پس کسانی که هجرت کردند و از خانههایشان رانده شدند و در راه من آزار دیدند و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً گناهانشان را میزدایم و آنان را به بهشتهایی درمیآورم که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، [این] پاداشی است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست ﴾
برابر:
﴿ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (97) ﴾
﴿ هر کس کار شایستهای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزهای زنده میگردانیم و مسلماً پاداششان را بر پایهی بهترینِ آنچه انجام میدادند، خواهیم داد ﴾
«و برای زنان، همانند وظایفی که بر عهده دارند، حقوقی شایسته وجود دارد.»
﴿ أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِنْ كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى (6) ﴾
﴿ آنان را در همان جا که خودتان سکونت دارید، به اندازهی وسعتان سکونت دهید و به آنان آزار نرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید. و اگر باردار باشند، تا زمانی که وضع حمل کنند، نفقه ی آنان را بدهید؛ و اگر برای شما [فرزندانتان را] شیر دادند، مزدشان را به آنان بپردازید، و میان خودتان به طور پسندیده مشورت نمایید؛ و اگر [در این باره] به توافق نرسیدید، [زن] دیگری شیردادن آن را بر عهده میگیرد ﴾
به همسرتان امر و نهی کنید و او به شما امر و نهی کند، شما او را نصیحت کنید و او شما را نصیحت کند، شما او را راهنمایی کنید و او شما را راهنمایی کند، شما با او تعالی یابید و او با شما تعالی یابد. آیا این برابری را دیدید؟
اما به خاطر حکمت والایی که خداوند عزوجل اراده کرده است، این خانه حتماً باید یک رهبر داشته باشد، پس خداوند رتبه ی رهبری را به شما داده است. اگر یک یگان نظامی وجود داشته باشد که در آن یک سرتیپ و یک سرهنگ وجود داشته باشند، فرماندهی را به سرتیپ میدهیم و سرهنگ زیر نظر اوست، اما دومی سرباز نیست، او سرهنگ است، بین آنها یک درجه فاصله است، یک رتبه است. «و برای زنان، همانند وظایفی که بر عهده دارند، حقوقی شایسته وجود دارد.» اگر فکر میکنید بین شما و همسرتان از زمین تا آسمان فاصله است، پس شما جاهل هستید و حقیقت را نمیدانید.
هر انسانی محترم، مکلف و مسئول است:
انسان، موجودی گرامی، مکلف، مسئول و محاسبه شونده است. ممکن است نزد خداوند عزوجل از شما پیشی بگیرد. من اولین کسی هستم که حلقه ی در بهشت را به صدا در میآورم. اولین انسانی که وارد بهشت میشود، پیامبر است. من اولین کسی هستم که حلقه ی در بهشت را میگیرم، پس زنی با من نزاع میکند و میخواهد قبل از من وارد بهشت شود. گفتم: ای جبرئیل این کیست؟ گفت: این زنی است که شوهرش مرده و برای او فرزندانی به جا گذاشته است و به خاطر آنها از ازدواج خودداری کرده است.
به خدا قسم گاهی یک زن صالحه، مؤمنه، باتقوا و عفیفه، خداوند متعال میفرماید:
﴿ عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا (5) ﴾
﴿ امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش همسرانی بهتر از شما نصیب او گرداند، زنانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبهکار، عابد، روزهدار، بیوه و دوشیزه ﴾
به خدا قسم، زنی از این دست، به خدا قسم، ناخنش به میلیونها مرد بیبندوبار میارزد. زنی که از شوهر و فرزندانش مراقبت میکند و به آنها نیکی میکند، راه و زندگی و خوراک و نوشیدنی آنها را برایشان آسان میکند. به همین دلیل روایت شده است: «ای زن، بدان و به زنان زیردستت نیز بیاموز که نیکو شوهرداریِ زن، برابر با جهاد در راه خداست.»
جهاد، همانطور که پیامبرذ فرمود:
(( عن معاذ بن جبل: كنتُ معَ النبيِّ صلَّى اللهُ عليه وسلَّم في سفر فأصبحت يومَا قريبا منه ونحن نسير فقُلْت يا رسولَ اللهِ أخبرني بعمل يدخلني الجنة ويباعدني من النار قال لقد سألتني عن عظيم وإنه ليسير على من يسره الله عليه: تعبد الله ولا تشرك به شيئا، وتقيم الصلاة، وتؤتي الزكاة، وتصوم رمضان، وتحج البيت، ثم قال: ألا أدلك على أبواب الخير: الصوم جنة، والصدقة تطفئ الخطيئة، كما يطفئ الماء النار، وصلاة الرجلُ من جوف الليل ، قال: ثم تلا: (تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم – حتى بلغ – يعملون) ثم قال: ألا أخبرك برأس الأمر كله وعموده وذروة سنامه: قُلْت: بلى يا رسولَ اللهِ قال: رأس الأمر الإسلام، وعموده الصلاة، وذروة سنامه الجهاد، ثم قال: ألا أخبرك بملاك ذلك كله، قُلْت: بلى يا رسولَ اللهِ، قال: فأخذ بلسانه، قال: كف عليك هذا. فقُلْت: يا نبي الله وإنا لمؤاخذون بما نتكلم به ؟ فقال: ثكلتك أمك يا مُعاذٍ، وهل يكب الناس في النار على وجوههم، أو على مناخرهم ، إلا حصائد ألسنتهم. ))
(( «از معاذ بن جبل روایت است: در سفری با پیامبر بودم، پس روزی نزدیک ایشان شدم در حالی که راه میرفتیم، گفتم: ای رسول خدا، مرا از عملی خبر دهید که مرا وارد بهشت کند و از آتش دور سازد. فرمود: از چیز بزرگی پرسیدی، و آن برای کسی که خداوند بر او آسان کند، آسان است: خدا را بپرست و چیزی را با او شریک مگردان، و نماز را برپا دار، و زکات را بپرداز، و رمضان را روزه بدار، و حج خانه ی خدا را به جا آور. سپس فرمود: آیا تو را به درهای خیر راهنمایی نکنم؟ روزه سپر است، صدقه گناه را خاموش میکند، همانطور که آب آتش را خاموش میکند و نماز مرد در دل شب. سپس این آیه را تلاوت کردند: «پهلوهایشان از خوابگاه جدا میشود، پروردگارشان را میخوانند - تا رسید به - عمل میکنند.» سپس فرمود: آیا تو را از سرِ همه ی کارها و ستون و اوج آن خبر ندهم؟ گفتم: بله ای رسول خدا. فرمود: سرِ کارها اسلام است، ستون آن نماز است و اوج آن جهاد است. سپس فرمود: آیا تو را از ملاک همه ی اینها خبر ندهم؟ گفتم: بله ای رسول خدا. پس زبانش را گرفت و فرمود: این را نگه دار. گفتم: ای پیامبر خدا، آیا ما به خاطر آنچه میگوییم مؤاخذه میشویم؟ فرمود: مادرت به عزایت بنشیند ای معاذ، آیا جز این است که مردم را به خاطر دستاوردهای زبانشان به صورت یا بینی در آتش میاندازند؟» ))
[ سنن ترمذی: خلاصه حکم محدث: حسن صحیح. ]
بالاترین چیز در اسلام این است که جان خود را در راه خدا عزوجل فدا کنی، و زنی که نیکو با شوهر و فرزندانش رفتار کند، در روز قیامت در رتبه ی مجاهد قرار دارد. این را به زنانتان بیاموزید، این را به دخترانتان بیاموزید و این را به دخترکانتان بیاموزید: «ای زن، بدان و به زنان زیردستت نیز بیاموز که نیکو شوهرداریِ زن، برابر با جهاد در راه خداست.» مبادا آن را دست کم بگیرید، مبادا به آن توجه نکنید و مبادا از آن روی بگردانید که زن انسانی کریم است و نزد خداوند شأن بزرگی دارد.
به خدا قسم، زنی انصاری بود، من به خدا قسم میخورم که صد میلیون مرد به مقام او نمیرسند. در جنگ احد شایعه شد که پیامبر کشته شده است، پس به میدان جنگ بیرون آمد، دید پدرش کشته شده است، اهمیتی نداد، دید شوهرش کشته شده است، اهمیتی نداد، میگفت: رسول خدا چه شد؟ دید پسرش کشته شده است، اهمیتی نداد، میگفت: پیامبر بزرگوار چه شد؟ دید برادرش کشته شده است... پدرش، برادرش، شوهرش و پسرش... باز هم میگفت: رسول خدا چه شد؟ نگران او بود. وقتی به او اطمینان دادند که او زنده است، گفت: او را به من نشان دهید تا او را ببینم، وقتی او را زنده دید، گفت: ای رسول خدا، هر مصیبتی بعد از شما کوچک است. آیا یکی از ما چنین محبتی به رسول خدا دارد؟
زن را تحقیر نکنید، نگویید: «این فقط یک زن است.» شما هم مرد هستید. زن را تحقیر نکنید، او نزد خدا گرامی است. خداوند او را با جسم، روان، عقل و احساسی خاص مهیا کرده است. شما با او کامل میشوید، نقص خود را با او جبران میکنید و به او آرامش مییابید و او نقص خود را با شما جبران میکند و به شما آرامش مییابد:
﴿ وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (21) ﴾
﴿ و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرامش یابید، و میان شما مودت و رحمت قرار داد؛ بیگمان در این [امر] نشانههایی است برای گروهی که تفکر میکنند ﴾
من امیدوارم که خانه ی مسلمانان بهشتی باشد. ممکن است خانه کوچک، غذا ساده و لباسها بسیار ارزان باشند، اما بین زن و شوهر محبت وجود داشته باشد: «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرامش یابید، و میان شما مودت و رحمت قرار داد.» این مودت و رحمت از آفرینش خداوند عزوجل است: «و میان شما مودت و رحمت قرار داد.»
احادیثی دربارهی حق شوهر و همسر:
به همین دلیل احادیث بسیاری مردان را به نیکی با زنان سفارش میکنند و احادیث بسیاری زنان را به نیکی با مردان سفارش میکنند.
از ابوهریره روایت است که رسول خدا فرمود:
(( لَا يَفْرَكْ مُؤْمِنٌ مُؤْمِنَةً – أي لا يَكرهها - إِنْ كَرِهَ مِنْهَا خُلُقًا رَضِيَ مِنْهَا آخَرَ ))
(( هیچ مرد مؤمنی نباید از زن مؤمن خود بیزار باشد – یعنی او را دوست نداشته باشد – اگر از یک خصلت او ناخشنود باشد، از خصلت دیگری از او خشنود خواهد شد. ))
خداوند متعال فرمود:
﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا (19) ﴾
﴿ ای کسانی که ایمان آوردهاید، برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه ارث ببرید، و آنان را در مضیقه قرار ندهید تا بخشی از آنچه را به آنان دادهاید [از چنگشان] بیرون آورید، مگر آنکه مرتکب زنای آشکاری شوند. و با آنان به نیکی معاشرت کنید و اگر از آنان ناخشنود بودید، امید است که چیزی را ناخوش بدارید و خدا در آن خیر فراوانی قرار دهد ﴾
علمای تفسیر گفتهاند: معاشرت به نیکی این نیست که از آزار رساندن به او خودداری کنید، بلکه این است که آزار او را تحمل کنید.
از ابوهریره روایت است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
(( لَوْ كُنْتُ آمِرًا أَحَدًا, أَنْ يَسْجُدَ لِأَحَدٍ لَأَمَرْتُ الزوجة أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا ))
(( اگر قرار بود به کسی دستور دهم که به دیگری سجده کند، به زن دستور میدادم که به شوهرش سجده کند ))
به خاطر بزرگی حق او بر زن.
البته سجده نشانه فروتنی است. به همین دلیل دینداری برای زن آسان است و چهار بخش دارد:
از عبدالرحمن بن عوف روایت است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
(( إِذَا صَلَّتْ الْمَرْأَةُ خَمْسَهَا، وَصَامَتْ شَهْرَهَا، وَحَفِظَتْ فَرْجَهَا، وَأَطَاعَتْ زَوْجَهَا, قِيلَ لَهَا: ادْخُلِي مِنْ أَيِّ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ شِئْتِ ))
(( هرگاه زن نمازهای پنجگانه ی خود را بخواند، ماه رمضان را روزه بگیرد، شرمگاه خود را حفظ کند و از شوهرش اطاعت کند، به او گفته میشود: از هر دری از درهای بهشت که میخواهی وارد شو. ))
[ طبرانی در المعجم الأوسط، و امام احمد در مسند خود: حسن ]
اگر زن نمازهای پنجگانه خود را بخواند (یک چهارم)، ماه رمضان را روزه بگیرد (دو چهارم)، خود را حفظ کند (سه چهارم) و از شوهرش اطاعت کند، وارد بهشت پروردگارش میشود. ممکن است دین مرد صد هزار بند داشته باشد، اگر معاملهای را با دو شرط بفروشد، اگر جلو نگاهش را نگیرد و اگر سوگند دروغ بخورد. اصول شرع بسیار گسترده هستند. پس تو موظف به یک برنامه ی تفصیلی هستی، اما او در خانهاش، ماه رمضان را روزه میگیرد، نمازهای پنجگانه خود را میخواند، خود را حفظ میکند، از شوهرش اطاعت میکند و وارد بهشت پروردگارش میشود.
حدیث دیگری: از ام سلمه روایت است که رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) فرمود:
(( أَيُّمَا امْرَأَةٍ مَاتَتْ, وَزَوْجُهَا عَنْهَا رَاضٍ دَخَلَتْ الْجَنَّةَ ))
(( هر زنی که بمیرد در حالی که شوهرش از او راضی باشد، وارد بهشت میشود ))
[ ترمذی در سنن خود: حسن غریب ]
این احادیث را زنان باید بدانند، زیرا رضایت شوهر از او بخشی از دین اوست و خداوند عزوجل از او راضی میشود، بلکه زنی که شوهرش را راضی کند در حالی که مورد ظلم واقع شده است، نزد خداوند جایگاه بسیار بزرگی دارد، زیرا برای ترمیم شکافها، جمع کردن خانواده و تحقق خوشبختی زناشویی کوشیده است.
یک مسلمان نیاز دارد تا در امور دینی خود تفقه کند، وگرنه با جهل، خانههای مسلمانان به جهنم تبدیل میشود. سخن درشت، نگاههای سنگدلانه و تخطی از راه خدا، پس خداوند عز و جل بین آنها دشمنی و کینه میافکند، و قانون معروف است:
﴿ وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ (14) ﴾
﴿ و از کسانی که گفتند ما نصرانی هستیم پیمان گرفتیم، پس بهرهای از آنچه را که به آن تذکر داده شده بودند فراموش کردند، پس تا روز قیامت میان آنها دشمنی و کینه انداختیم و خداوند به زودی آنان را از آنچه میکردند خبر میدهد ﴾
هر خانهای در آن کوتاهی وجود دارد.
یکی از آنها گفت: اجازه بدهید این کلمه را بگویم. یکی از آنها به دوستش گفت: ما هزار برابر خوب هستیم، خدا را شکر.
دومی گفت: نه، به خدا قسم ما خوب نیستیم.
گفت: این چه حرفی است؟ چرا؟ چه چیزی کم داری؟
گفت: من نمیخوابم تا اینکه بیست یا سی زن زیباتر از همسرم را روی صفحه موبایل ببینم و او هم نمیخوابد تا اینکه بیست یا سی مرد زیباتر از شوهرش را ببیند، کجای ما خوب است؟
تا زمانی که چشمچرانی در گوشی وجود دارد، به این معناست که یک زن بسیار زیباتر وجود دارد، پس انسان از همسرش روی میگرداند، او را بدترین همسر میبیند و او را بدترین شوهر میبیند. خانه را خراب میکنند، تا با تمدن زندگی کنیم، تا فکرمان باز شود و ببینیم در دنیا چه اتفاقی میافتد، اما تو خانهات را خراب کردی، این بزرگترین چیزی است که خانههای مسلمانان را ویران کرده است، خیلی ساده است، هیچ چیزی وجود ندارد که آنچه را که روی صفحه نمایش نشان داده میشود دنبال کند و اگر دیش ماهواره داشته باشد، موضوع خطرناکتر است.
مسآله خوشبختی زناشویی بسیار گرانبها است:
بنابراین، مسأله ی سعادت زناشویی چیز ارزشمندی است که بهای سنگینی دارد، بهای سنگین آن، فرو بستن چشم است و بعد از فرو بستن چشم، خداوند عز و جل توفیق بین زوجین را بر عهده میگیرد، اگر ازدواج بر پایه ی اطاعت از خدا بنا شود، اگرچه بیشتر عوامل موفقیت را نداشته باشد، خداوند در ملکوت خود توفیق بین زوجین را بر عهده میگیرد، پس اگر بر پایه ی نافرمانی خدا بنا شود، اگرچه همه اسباب موفقیت را داشته باشد، شیطان جدایی بین آنها را بر عهده میگیرد. امتحان کن، فرو بستن چشمت را به طور جدی یک هفته اجرا کن و از تماشای هر چیزی روی صفحه نمایش خودداری کن و ببین چگونه از سوی خداوند عز و جل با تو رفتار میشود ، ببین همسرت چگونه با تو رفتار میکند ، چگونه خداوند بین شما محبت ایجاد میکند ، تو خوشبختترین شوهر میشوی ، او خوشبختترین همسر میشود، و هنگامی که تو به غیر او نگاه میکنی، او پنج فرزند از تو دارد و زن شریفی است و از یک خانواده ی اصیل است. او در شیوههای اغوای مردان مانند برخی شرکتها آموزش ندیده است، آنها همه فاحشه هستند و به طور علمی در شیوههای اغوای جوانان و مردان آموزش میبینند، همسر تو شریف است، از یک خانواده ی پاک است و درستکار است، این شیوههایی که تو میبینی را ندارد، بنابراین اگر جایگزینی داشته باشی، همسرت از زندگی تو حذف میشود. این یک سخن علمی است، اگر سعادت زناشویی میخواهی، پس باید از خدا اطاعت کنی:
﴿ يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (71) ﴾
﴿ تا اعمال شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و هر کس از خدا و پیامبرش اطاعت کند، قطعاً به پیروزی بزرگی دست یافته است ﴾
در اسلام محرومیت وجود ندارد:
نکتهی دومی هم وجود دارد. من فکر میکنم و امیدوارم که اینطور باشد. چه کسی از شما به وجود حوریان بهشتی یقین دارد؟ هیچکس، با اینکه این یک حقیقت است:
﴿ كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ (54) ﴾
﴿ اینچنین [بود] و آنان را با حورالعین به ازدواج درآوردیم ﴾
اگر انسان در دنیا چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، در ظاهر خود را از لذت بردن از زیباییهای زنان محروم کرده است، اما به خاطر این چشمپوشی، در بهشت نزد خداوند حوریانی دارد که عقلها را تا ابد مبهوت خود میکنند.
همسر یکی از صحابه از او تقاضایی کرد، به او گفت: ای زن، بدان که در بهشت حوریانی هستند که اگر یکی از آنها بر زمین ظاهر شود، نور چهرهاش بر نور خورشید و ماه غلبه میکند، پس اگر تو را به خاطر آنها قربانی کنم، آسانتر از این است که آنها را به خاطر تو قربانی کنم.
ای برادران، در اسلام محرومیت وجود ندارد، بلکه قناعت وجود دارد. خداوند عزوجل این همسر را برای تو قسمت کرده و این هدیهای از جانب خداست. اگر تو در راه و در صفحه [نمایش] چشمانت را از غیر او بپوشانی، خداوند عزوجل از جانب خود محبتی بین شما ایجاد میکند، او را بهترین همسر میبینی و او تو را بهترین شوهر میبیند و اگر بین شما محبتی باشد، فرزندان با سلامت اجتماعی بسیار بالایی رشد میکنند، ممکن است خانه قطعهای از بهشت باشد، در حالی که خانهای محقر است.
به خدا قسم، یک بار وارد خانهای شدم که راهش از بالای خانه بود. حیاط سیمانی بود و سنگفرش نبود. فرشی بسیار ارزانقیمت اما تمیز داشت، خانهای محقر، متشکل از دو اتاق و یک ایوان – به تعبیر قدیمی– و اثاثیهای بسیار ساده، اما احساس کردم که این خانه قطعهای از بهشت است، زیرا در آن اطاعت از خدا وجود داشت، خانهای که در آن قرآن تلاوت میشد، خانهای که در آن نماز خوانده میشد، خانهای که در آن امنیت وجود داشت و خانهای که در آن نام خدا برده میشد.
از جابر بن عبدالله روایت است که شنید پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید:
(( إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ بَيْتَهُ, فَذَكَرَ اللَّهَ عِنْدَ دُخُولِهِ, وَعِنْدَ طَعَامِهِ, قَالَ الشَّيْطَانُ: لَا مَبِيتَ لَكُمْ وَلَا عَشَاءَ، وَإِذَا دَخَلَ فَلَمْ يَذْكُرْ اللَّهَ عِنْدَ دُخُولِهِ, قَالَ الشَّيْطَانُ: أَدْرَكْتُمْ الْمَبِيتَ -طوال الليل شجار بين الزوجين- وَإِذَا لَمْ يَذْكُرْ اللَّهَ عِنْدَ طَعَامِهِ, قَالَ: أَدْرَكْتُمْ الْمَبِيتَ وَالْعَشَاءَ ))
(( هرگاه مرد وارد خانهاش شود و هنگام ورود و هنگام غذا خوردن خدا را یاد کند، شیطان میگوید: نه جای خوابی برای شما هست و نه شامی. و هرگاه وارد شود و هنگام ورود خدا را یاد نکند، شیطان میگوید: جای خواب را یافتید. - تمام شب دعوا بین زن و شوهر- و هرگاه هنگام غذا خوردن خدا را یاد نکند، میگوید: جای خواب و شام را یافتید ))
اگر وارد شدی و گفتی: «السلام علیکم»، شیطان فرار میکند، سر سفره نشستی: بسم الله الرحمن الرحیم، چیز خوبی در خانه پیدا کردی، از همسرت تعریف کردی، نماز را به جماعت خواندید، قرآن خواندید، خانه رحمانی میشود، اما اگر سریالها باشد و ماهوارهها باشد، هر چه بشقابها روی پشتبامها بزرگتر شود، بشقابهای سفره کوچکتر میشود، هیچ کاری نیست، کالاها کساد هستند، زیرا بشقاب روی پشتبام را بزرگ کردهای و بشقاب غذا را کوچک کردهای، هر چه گوشت زنان ارزانتر شود، گوشت گوسفند گرانتر میشود و هر چه آب حیا کم شود، آب آسمان کم میشود.
خوشبختی زناشویی پایهي خوشبختی دنیایی است:
بنابراین، مسألهی خوشبختی زناشویی بسیار مهم است، زیرا اساس خوشبختی در دنیاست. اولین سلول اجتماعی این خانهی شما ، همسر و فرزندان شما هستند. اگر خانه مستحکم باشد و در آن صمیمیت، محبت و همکاری وجود داشته باشد، این تفاهم بر فرزندان منعکس میشود. گفته میشود: "این شخص تربیت بالایی دارد. راستش را بخواهید، حتی اگر خیلی هم مذهبی نباشد، به کسی آسیب نمیرساند، زیرا در یک خانهی اسلامی تربیت شده است. اگر فرزند تا حدی غیرمذهبی باشد، اما در قلبش رحمت و شفقت وجود داشته باشد، ترس از خدا وجود دارد. بهترین چیز این است که خانهی شما اسلامی باشد، همسرتان مؤمن باشد، شما مؤمن باشید و در خانه ذکر خداوند عزّ و جلّ باشد. خانه نباید مانند قبر باشد، بلکه باید باغی از باغهای بهشت باشد. پس اگر انسان وارد خانه شد و سلام کرد، نشست، نام خدا را برد و وقتی چیز زیبایی در خانه دید، از همسرش تعریف کند، فرزندانش را تربیت کند، آنها را با کتاب خدا آشنا کند و با آنها بنشیند، این خوب است.
یک بار وارد خانهای شدم که یکی از برادران میخواست آن را بخرد، از من خواست که آن را ببینم و من هم قبول کردم. به او گفتم: به روی چشم. وارد اتاق شدیم و تلویزیون روشن بود و کودکی جلوی آن دراز کشیده بود و پا روی پا انداخته بود. به خدا قسم وقتی ما وارد شدیم، تکان نخورد، در حالی که پدرش همراهمان بود و ما میخواستیم خانه را ببینیم، اما او تکان نخورد. این تلویزیون یک هیولاست. یکی از افراد در این مورد گفته است: "من هیولا را از خانهام بیرون کردم. پرسیدند: هیولا کیست؟ گفت: مهمانی بود که به خانهی ما آمد و ما او را در صدر خانه نشاندیم، ساعتهای طولانی به او گوش دادیم، من، همسرم و فرزندانم. خیلی به او احترام گذاشتیم. بعد از مدتی فهمیدم که این مهمان یک هیولاست. او رابطهای بسیار قوی بین خودش و فرزندانم ایجاد کرد، به قیمت نابودی رابطهی آنها با من. رابطهای بسیار خوب بین خودش و همسر و فرزندانم ایجاد کرد و وظیفهی من فقط این شده بود که برایشان غذا بیاورم تا بخورند و آنها با هیولا باشند. وظیفهی من این بود که برایشان غذا بیاورم، سپس فهمیدم که اگر این هیولا را از خانهام بیرون نکنم، من و خانوادهام را نابود میکند.
مسألهی مهمی است. وقتی ما کوچک بودیم، اگر کسی به سینما میرفت، به سختترین شکل ممکن مجازات میشد، اما الان در هر خانهای یک کاباره وجود دارد، نه یک سینما. ای برادران، این خانههای مسلمانان است و این خیلی دردناک است. اگر انسان اسلام را در خانهاش برپا نکند، فرزندانش را تربیت اسلامی نکند و در خانه طهارت، عفت، ذکر خدا، تلاوت قرآن، اقامهی نماز، معنویت اسلام و تجلیات خداوند رحمان وجود نداشته باشد، آن خانه تکهای از جهنم است، پر از مشکلات، سر و صدا، کتک کاری، قتل، شکستن وسایل، فحاشی و بیرون کردن زن به خانهی پدرش. با شوهرش دعوا میکند و به خانهی پدرش میرود، یا او از خانه میرود. یک بار او بیرون از خانه میخوابد. این کار شیطان است. این از عمل شیطان است. اما اگر اطاعت از خداوند رحمان وجود داشته باشد، اوضاع فرق میکند.
دوست ندارم زیاد صحبت کنم، اما میخواهم خانههایتان اسلامی باشد، با توبه، با چشم پوشی از نامحرم، با صداقت و با تربیت فرزندان:
﴿ وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى (132) ﴾
﴿ خانواده ات را به نماز دستور بده و خودت بر آن صبور باش. ما از تو روزی نمیخواهیم ما تو را روزی میدهیم و عاقبت نیک از تقوا است ﴾
اقامهی نمازها، او را برای نماز صبح بیدار کنید. آیا مسلمانان نماز صبح را خواندند؟ آیا بچهها شام خوردند؟ بله، آیا خوشحال شدند؟ بله، خوشحال شدند. به او بگو: آیا نماز عشاء را خواندند؟ از او بپرس: نماز عشاء را خواندند؟ او نمیپرسد، فقط میپرسد خوردند؟ تکالیفشان را نوشتند؟ از همسرت بپرس: آیا نماز عشاء را خواندند؟ این خانهی مسلمان است.
خداوندا، به ما دانشی بیاموز که برایمان سودمند باشد و ما را از دانشی که به ما آموختهای بهرهمند ساز و دانش ما را زیاد کن.